رد شدن به محتوای اصلی

زنده یاد کسروی تبریزی: "پرسش هایی كه ما ازملايان كرديم"

به هر حال، اين دستگاۀ شیعی گری سراپا زيان است. یک دسته برای آنكه نان از دسترنج مردم بخورند، چنين باورهای سراپا زيان را در مغزهای مردم جا می دهند و چندین مليون توده را گرفتار بدبختی ها می گردانند.

فرازی از خرد زنده یاد سید احمد کسروی تبریزی
ما نمی بايست در برابر چنين حالی، خاموشی گزينيم. نمی بايست چنان دستگاه سراپا زيانی را ببينيم و ناديده انگاريم. ما به دستگاه ملايان از راه های ديگر ايرادها داشتيم. آنها به یک سو و اين به یک سو است كه مایه ی بدبختی چندین مليون مردم گرديده اند. ازاينرو،در سال ١٣٢١ كه روزنامه ی پرچم انتشار می يافت، درآن روز نامه ی پرسش هایی از ملايان كرديم كه اينک آنها را با همان عباراتی كه بوده، در پايين می آوريم:

١. شما به حكومت و به مجلس و به اين قانون ها كه امروز در ايران روان است، چه می گوييد ؟... آيا باشد يا نباشد ؟... اگر می گوييد باشد، پس چرا می گوييد ماليات دادن حرام است ؟... چرا می گوييد سرباز شدن حرام است ؟

بسيارشگفت است یک پاسبان از آغاز شب تا پايان آن، سر پا می گردد و بيداری و تنهایی به خود هموار می گرداند و به خاندان ها پاسبانی می كند كه آسوده بخوابند، و شما می گوييد او حقوقی كه در برابر چنين كارسختی می گيرد، حرام است و خودش نيز به دوزخ خواهد رفت. من نمی دانم چنين سخني را چگونه می گوييد ومقصودتان چيست !!

٢. شما می گوييد حكومت حق علما است. نخست چه دليلی به اين ادعا داريد ؟ مگرعلما چه مزيتي دارا هستند كه خدا حكومت را به دست ايشان سپارد ؟ ...دوم، آيا شما می توانيد امروزحكومت كنيد و كشور را راه ببريد ؟ شما كه می گوييد ادارات نباشد، مجلس شورا نباشد، قانون ها نباشد، بگوييد با چه راهی می خواهيد اين مردم را راه ببريد ؟ ...اگر بگوييد با شريعت، می پرسم آيا خواهيد توانست ؟ ...آيا با شريعت، كشوری راه خواهد رفت ؟ ...ازروی شر يعت، شما بايد ماليات ها را لغو كنيد و به جای آن، از شتر و گوسپند و گاو زكات بخواهيد، وزارت جنگ و سپاه ها را به هم زده، "باب جهاد فقه" را به اجرا گزاريد، اين دبستان ها و دانشكده ها را به هم زده، همگی را به خواندن فقه و اصول واداريد. نیک بينديشيد كه آيا اينها شدنی است.


اگر شدنی است، مردم بپذيرند و كار یک سره گردد و اين اختلاف و كارشكنی كه ازسوی شماست، از ميان برخيزد و اگر شدنی نيست، شما دست از مخالفت و كارشكنی با دولت برداريد.

٣. بر فرض آنكه، حكومت حق شماست و شما می توانيد آن را پيش ببريد، آيا يكي را ازميان خودتان برگزيده برای فرمانروایی پيشنهاد خواهيد كرد يا همگی به هم آميخته، همچون امروز بی سر و بی سامان، دخالت در همه ی كارها خواهيد داشت ؟ ...اگر مقصود، برگزيدن یک تن است، خواهشمنديم شما ملايان تبريز، نامزد خود را به ما بشناسانيد.

دراين پرسش ها، روی سخن به ملايان تبريزبود. ولی هر كسی می توانست پاسخ دهد. اين را هم يادآوری كرديم. ولی هيچ كس پاسخي نداد. در برابر اينها، نخست ملايان تبريز و سپس ديگران، به یک رشته كارهای بدخواهانه بر خاستند كه داستانش جداست.

با اين حال، ما چون به موضوع ارج می گزارديم و كنون هم می گزاريم، همچنان دنبال كرديم. گزشته از كتاب شيعی گری يا داوری كه جداگانه به چاپ رسيده و در اين زمينه با گشادی بسيار در آن نوشته شده، در سال ١٣٢٢ چون شنيده شد ملايان به دولت و شاه فشارها آورده، جلوگيری ازكتاب های ما را خواستار شدند، از اینرو كتابچه ی جدایی درهمين زمينه زيرعنوان "دولت به ما پاسخ دهد" نوشته و به چاپ رسانديم.

انگیزیسیون درایران
نوشتارهایی ازاستاد احمد کسروی

نوشتارهایی از استاد احمد کسروی

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

رونمایی از کس کش اعظم و وروره جادوی پاسدار قالیباف

چندی است که ویدیو کلیپ هایی از فردی منتشر می شود که دقیقن حرف دل رنج دیدگان و مردم ستم دیده ی ایران را می زند. او نقابی بر چهره زده است تا ماهیت درنده ی گرگش را پنهان سازد. "سید محید حسینی" از توله حرامزادگان الله پرست تازی باقی مانده از یورش الله پرستان عرب نخستین به کشورمان می باشد که هم اکنون با داغ اسلام اهریمنی بر دل و پیشانی دعاگوی خویش، سالیان سال است که مشاور مطبوعاتی و رسانه ای پاسدار "قالیباف" در شهرداری رژیم در تهران می باشد. فردی که سیل ارقام نجومی رد و بدل شده ی شهرداری و بده بستان ها و البته رانت خواری شخصی خودش از این موهبت سفره ی نکبت جمهوری اسلامی را دیده و هم از آن خوان پربرکت خمینی حرامزاده، بسیار نوشیده و چشیده. وی در یکی از ویدیو کلیپ هایی که از وی منتشر شده است، با حساب بر روی ساده لوحی مخاطبان خود در سیستان و بلوچستان، از احساسات انسانی آنها سو استفاده کرده و خود را در حالی هم آوا و همراه آنان و شریک درد و رنج و فقرشان جا می زند که تو گویی وی در همه ی این چهل سال عمر نکبتی که از ولایت فقیه گرفته، نه تنها روحش هم از فقر دهشتناک و فاحش د...

وقتی امید دانا و هم خوابه اش صدیقه زرین کلاه مشتاق آبادی، مادر قهبگی را معنی می کنند

من کم ترین (امید باقر خاله): "مدیونید اگر فکر کنید افزون بر گفتارم، اندکی هتا اندکی، در کردار در زندگی روزمره ام تناقض وجود دارد !!" من و همسرم کارد هواله ی شکم مردم ایران می کنیم، اما خودم سه برابر روزهای جوراب فروشیم شده ام و همسرم مثل ندید بدیدها فرتور غذاها و رستوران ها و باز رستوران ها و غذاها را به چشم کارد به شکم خوردگان می کشانیم تا چشمشان کور شود و جیکشان درنیاید. من و همسرم به هنرمندان فحاشی می کنیم و آنها را بی سواد و احمق می خوانیم، اما خودمان تا دلتان بخواهد با تک تک هنربندان رژیم فرتور می اندازیم و منتشر می کنیم؛ هتا با افشین بله افشین خواننده ی بدصدا و جلف که یادتون هست... «دیگه ازت بدم میاد، پیشم نیا عروسک» !! من و همسرم همیشه از شبکه ی من و تو انتقاد می کنیم. من خودم همیشه به آن می گویم "مهد کودک من و تو"، اما هتا با مجری من و تو هم فرتور یادگاری می گیرم !! من و همسر کم ترینم، در فضای همگانی هر جور دلمان بخواهد می گردیم و می چرخیم و فرتورهای نگو و نپرس منتشر می کنیم، اما به دیگران ایراد می گیریم که چرا در خانه ی خودشان با شلوار...

بس که این ملت خر است

مملکت در دست مشتی خائن غارتگر است بس که این ملت خر است حال روشنفکر بیچاره ز بد هم بد تر است بس که این ملت خر است مغزها له شد به زیر سم ملایان قم وای در عصر اتم صحبت عمامه و تسبیح و ریش و منبر است بس که این ملت خر است هر که حرفی زد ز آزادی دهانش دوختند جان ما را سوختند حرف حق این روز ها گویی گناه منکر است بس که این ملت خر است مملکت افسوس برگشته به صد ها سال پیش حرف عمامه است و ریش گوز من بر ریش هر چه شیخ در هر کشور است بس که این ملت خر است خاک شهر قم گمان داری بشر می پرورد تخم خر میپرورد زانکه هر سو شیخکی بر منبری در عرعر است بس که این ملت خر است ما که می دانیم حال شیخ ها در حجره ها وای بر احوال ما کز تف هم درسها ماتحتشان دائم تر است بس که این ملت خر است شیخ ریقویی که دائم بود دنبال لوات در پی فور و بساط با فلان پاره اش امروز یک شیر نر است بس که این ملت خر است وانکه خیک گنده اش پر بود دائم از عرق چونکه برگشته ورق پیش چشم ملت اکنون بهتر از پیغمبر است بس که این ملت خر است معده هر شیخ چون پ...