رد شدن به محتوای اصلی

تهمینه میلانی با پیشینه ای حرفه ای در دزدی ادبی و پول شویی

حتما بخاطر دارید که چندساعت پیش از افتتاح نمایشگاه تهمینه میلانی‌ ، ضمن انتشار تصاویر برخی از آثار، برگزاری این نمایشگاه را “یک شوخی کثیف و توهینی بی شرمانه به جامعه ی تجسمی” خواندم. اینک پس از گذر یک هفته از زمان برگزاری آن افتتاحیه، لازم می دانم نتایج تحقیقات خود در این زمینه را منتشر کنم:


۱- تعداد زیادی از آثار توسط “نقاشان آماتور اجاره ای” انجام شده و خانم میلانی تنها در گوشه ی بوم‌ها، امضا زده است. تفاوتهای موجود در نوع اجرای آثار و همینطور تفاوتهای بصری و تفکری این آثار با یکدیگر به همین دلیل است.

۲- تا بدین لحظه بیش از ۱۲ اثر از مجموع ۲۶ اثر، بعنوان آثار کپی شناسایی شده است. به دلایل فوق این احتمال وجود دارد که خانم‌ میلانی هم از کپی بودن آثار بی اطلاع بوده است.

۳- مجموعه آثار خانم‌میلانی ۳۰ اثر بوده که تعداد چهار اثر از جمله “یک اثر نگارگری”، به اصرار مدیران گالری، به نمایش درنمی آیند.

۴- این آثار توسط مجیدملانوروزی (مدیرکل سابق دفتر تجسمی وزارت ارشاد)، مورد تایید کیفی قرارگرفته و قیمت گذاری شده است. این امر باعث اعتماد بیش از پیش مدیران گالری به خانم میلانی گردیده است. حمایت علی محمد زارع(رئیس موزه ی هنرهای معاصر) از خانم میلانی به همین دلیل است.


۵- بنا به توافق خانم میلانی با مسئولان حراج تهران، قرار بوده که یک اثر ازین مجموعه در حراج آتی تهران عرضه شده و به فروش رود.(تصویر ضمیمه) حمایت برخی از اعضای جامعه ی تجسمی نظیر عطا امیدوار به همین سبب است.

۶- واکنش صحیح و به موقع اعضای جامعه ی تجسمی، سبب شد که مدیران گالری -پس از پایان افتتاحیه-، تصمیم به تعطیلی آن بگیرند. به همین خاطر تنها سه اثر به فروش می رود که فروش این آثار هم از طرف مدیران گالری منتفی می گردد.

۷-خانم میلانی در سرقت و کپی از آثار سینمایی چهره ای شناخته شده است. در یک مورد سرقت فیلمنامه ی فیلم “واکنش پنجم” برای او محکومیت قضایی هم به همراه آورده است.(۱۳۸۴) دلیل حمایت برخی از چهره های سینمایی از خانم میلانی و اوباش خواندن معترضان به برگزاری این نمایشگاه، بخاطر پیشگیری از رو شدن تخلفات سنگین این کارگردان مطرح سینمای ایران است.


با اعلام پایان بررسی پرونده ی نمایشگاه خانم تهمینه میلانی، ضمن تشکر از اعضای محترم جامعه ی تجسمی بخاطر واکنش مناسب و قاطع به چنین رویداد تاسف آوری، لازم میدانم این نکته را گوشزد کنم که: "جامعه ی تجسمی مخالف فعالیت سینماگران در گالریها نیست، به شرطی که این فعالیت بدون تبعیض و به دور از هرگونه دروغ و دغل و پولشویی، انجام گیرد".

افشین پرورش

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

رونمایی از کس کش اعظم و وروره جادوی پاسدار قالیباف

چندی است که ویدیو کلیپ هایی از فردی منتشر می شود که دقیقن حرف دل رنج دیدگان و مردم ستم دیده ی ایران را می زند. او نقابی بر چهره زده است تا ماهیت درنده ی گرگش را پنهان سازد. "سید محید حسینی" از توله حرامزادگان الله پرست تازی باقی مانده از یورش الله پرستان عرب نخستین به کشورمان می باشد که هم اکنون با داغ اسلام اهریمنی بر دل و پیشانی دعاگوی خویش، سالیان سال است که مشاور مطبوعاتی و رسانه ای پاسدار "قالیباف" در شهرداری رژیم در تهران می باشد. فردی که سیل ارقام نجومی رد و بدل شده ی شهرداری و بده بستان ها و البته رانت خواری شخصی خودش از این موهبت سفره ی نکبت جمهوری اسلامی را دیده و هم از آن خوان پربرکت خمینی حرامزاده، بسیار نوشیده و چشیده. وی در یکی از ویدیو کلیپ هایی که از وی منتشر شده است، با حساب بر روی ساده لوحی مخاطبان خود در سیستان و بلوچستان، از احساسات انسانی آنها سو استفاده کرده و خود را در حالی هم آوا و همراه آنان و شریک درد و رنج و فقرشان جا می زند که تو گویی وی در همه ی این چهل سال عمر نکبتی که از ولایت فقیه گرفته، نه تنها روحش هم از فقر دهشتناک و فاحش د...

وقتی امید دانا و هم خوابه اش صدیقه زرین کلاه مشتاق آبادی، مادر قهبگی را معنی می کنند

من کم ترین (امید باقر خاله): "مدیونید اگر فکر کنید افزون بر گفتارم، اندکی هتا اندکی، در کردار در زندگی روزمره ام تناقض وجود دارد !!" من و همسرم کارد هواله ی شکم مردم ایران می کنیم، اما خودم سه برابر روزهای جوراب فروشیم شده ام و همسرم مثل ندید بدیدها فرتور غذاها و رستوران ها و باز رستوران ها و غذاها را به چشم کارد به شکم خوردگان می کشانیم تا چشمشان کور شود و جیکشان درنیاید. من و همسرم به هنرمندان فحاشی می کنیم و آنها را بی سواد و احمق می خوانیم، اما خودمان تا دلتان بخواهد با تک تک هنربندان رژیم فرتور می اندازیم و منتشر می کنیم؛ هتا با افشین بله افشین خواننده ی بدصدا و جلف که یادتون هست... «دیگه ازت بدم میاد، پیشم نیا عروسک» !! من و همسرم همیشه از شبکه ی من و تو انتقاد می کنیم. من خودم همیشه به آن می گویم "مهد کودک من و تو"، اما هتا با مجری من و تو هم فرتور یادگاری می گیرم !! من و همسر کم ترینم، در فضای همگانی هر جور دلمان بخواهد می گردیم و می چرخیم و فرتورهای نگو و نپرس منتشر می کنیم، اما به دیگران ایراد می گیریم که چرا در خانه ی خودشان با شلوار...

بس که این ملت خر است

مملکت در دست مشتی خائن غارتگر است بس که این ملت خر است حال روشنفکر بیچاره ز بد هم بد تر است بس که این ملت خر است مغزها له شد به زیر سم ملایان قم وای در عصر اتم صحبت عمامه و تسبیح و ریش و منبر است بس که این ملت خر است هر که حرفی زد ز آزادی دهانش دوختند جان ما را سوختند حرف حق این روز ها گویی گناه منکر است بس که این ملت خر است مملکت افسوس برگشته به صد ها سال پیش حرف عمامه است و ریش گوز من بر ریش هر چه شیخ در هر کشور است بس که این ملت خر است خاک شهر قم گمان داری بشر می پرورد تخم خر میپرورد زانکه هر سو شیخکی بر منبری در عرعر است بس که این ملت خر است ما که می دانیم حال شیخ ها در حجره ها وای بر احوال ما کز تف هم درسها ماتحتشان دائم تر است بس که این ملت خر است شیخ ریقویی که دائم بود دنبال لوات در پی فور و بساط با فلان پاره اش امروز یک شیر نر است بس که این ملت خر است وانکه خیک گنده اش پر بود دائم از عرق چونکه برگشته ورق پیش چشم ملت اکنون بهتر از پیغمبر است بس که این ملت خر است معده هر شیخ چون پ...