رد شدن به محتوای اصلی

مامان برایم بستنی می خری ؟ و ثانیه ای پس از آن، قربانی یک تروریست الله پرست

در روز شنبه ۷ آپریل، یک سال از روزی که مرگبارترین یورش تروریستی تاریخ سوئد در آن رقم خورد، می گزرد. ۵ تن کشته، ده ها مصدوم و زخمی و ملتی در شوک پیامد این یورش تروریستی بود.


"رحمت عقیلوف" تروریست الله پرست که به عنوان متقاضی پناهندگی به سوئد آمده بود، در روز ۷ آپریل سال ۲۰۱۷، با یک کامیون که ساعتی پیش از آن دزدیده بود، به خیابان "ملکه" در مرکز استکهلم رفت و با زیر گرفتن مردم بی گناه، بزرگ ترین جنایت تروریستی تاریخ سوئد را به نام خود ثبت کرد.



روز ۷ آپریل سال ۲۰۱۷، "ابا اوکرلوند" دخترک ۱۱ ساله در راه بازگشت از مدرسه به خانه اش بود. مادر او "ژانت" در چار راه بعدی در انتظار او بود. اما "ابا" نه هرگز به خانه رسید و نه هرگز موفق به دیداری دوباره ی مادرش شد.

ابا ثانیه هایی پیش از مرگش، به مادرش یک پیامک فرستاد: "مامان برایم بستنی می خری ؟". این واپسین تماس ابا با مادرش بود. دقایقی پس از آن، تصویر پیکر له شده و خونین کوچکش که بر روی آسفالت خیابان ملکه در استکهلم افتاده بود، در کنار تصاویر دیگر قربانیان این جنایت به سراسر جهان مخابره شد.


من منتظر ابا بودم
اینک یک سال از این جنایت گزشته است. تلوزیون "اس و ت" سوئد، مستندی ۵ دقیقه ای با عنوان "من منتظر ابا بودم" ساخته است که در آن، ژانت مادر ابا از یک سال زندگی بدون دخترش می گوید. این مادر در رابطه با احساسش به رحمت عقیلوف عامل این جنایت می گوید:

"پذیرفتن اینکه ابا دیگر وجود ندارد برایم سخت است. اما من احساس نفرت و یا انتقامی نسبت به او ندارم. او به اندازه ی کافی زندگیم را تباه کرده است. نمی خواهم اجازه بدهم که بیش از این موفق شود.


ژانت اوکرلوند مادر ابا یک بنیاد خیریه به نام "فرشته های ابا" جهت کمک به کودکان نیازمند بنیاد گزاشته است. روز شنبه ساعت ۱۴:۱۵، کنسرتی در باغ شاه استکهلم (کونگز ت رد گوردن) به یاد ابا در سالروز ترورش در روز شنبه ۷ آپریل، در استکهلم اجرا خواهد شد.

روز شنبه همچنین مراسم ویژه ای که انتظار می رود شمار بسیاری در آن شرکت کنند در کلیسای "آدولف فردریک" به یادبود قربانیان این یورش تروریستی برگزار خواهد شد. پلیس تدابیر امنیتی شدیدی را در این روز به مرحله ی اجرا خواهد گزاشت. از جمله، در زمان برگزاری مراسم، ممنوعیت پرواز بر روی مناطق مرکزی استکهلم اعمال خواهد شد.

مستند ۵ دقیقه ای "من منتظر ابا بودم" ساخت تلوزیون اس و ت در زیر قابل تماشاست:


منبع: استکهلمیان

همین جستار در کیهان سوئد

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

آدم کوتوله ها واقعیت دارند

این یک افشاگری تاریخی و بی سابقه است آنچه که در ویدیوی زیر، ویدیویی مستند از یک "آدم کوتوله" است، البته آن آدم کوتوله ای که تصور می کنید و تاکنون دیده اید نه، بلکه یک گونه ی دیگر از جانوران. این موجود در اندام و چهره ی خود بسیار به انسان شبیه است و خون آبی رنگ دارد. این یک مجموعه ی مستند و کامل از این موجود است که پارسال بر روی یوتوب قرار گرفت و با توجه کافی روبرو نشد. خون این جانور آبی رنگ است و هموگلوبین آن از یون متفاوتی از عنصر آهن تشکیل شده و رنگ آبی خون آن به همین دلیل است. این موجود از گران قیمت ترین موجودات ناشناخته ای است که از آنجا که در رسانه ها هیچ گونه بازتابی نداشته است، تاکنون درباره ی آن هیچ گونه کار اکتشافی و پژوهشی انجام نگرفته است. یکی از ارزش های این موجود، همانا خون اوست که از آن ترکیبی را به میزان افزایش طور عمر به دست می آورند. این مورد جزو اسرار محرمانه ای است که بنگاه های اطلاعاتی و امنیتی تلاش در پنهان کردن کلیت ماجرا داشته و دارند. پاسدار "محسن رضایی" یکی از سرکردگان رژیم است که درگیر خرید و فروش و تجارت این موجودات است. این م...

رونمایی از کس کش اعظم و وروره جادوی پاسدار قالیباف

چندی است که ویدیو کلیپ هایی از فردی منتشر می شود که دقیقن حرف دل رنج دیدگان و مردم ستم دیده ی ایران را می زند. او نقابی بر چهره زده است تا ماهیت درنده ی گرگش را پنهان سازد. "سید محید حسینی" از توله حرامزادگان الله پرست تازی باقی مانده از یورش الله پرستان عرب نخستین به کشورمان می باشد که هم اکنون با داغ اسلام اهریمنی بر دل و پیشانی دعاگوی خویش، سالیان سال است که مشاور مطبوعاتی و رسانه ای پاسدار "قالیباف" در شهرداری رژیم در تهران می باشد. فردی که سیل ارقام نجومی رد و بدل شده ی شهرداری و بده بستان ها و البته رانت خواری شخصی خودش از این موهبت سفره ی نکبت جمهوری اسلامی را دیده و هم از آن خوان پربرکت خمینی حرامزاده، بسیار نوشیده و چشیده. وی در یکی از ویدیو کلیپ هایی که از وی منتشر شده است، با حساب بر روی ساده لوحی مخاطبان خود در سیستان و بلوچستان، از احساسات انسانی آنها سو استفاده کرده و خود را در حالی هم آوا و همراه آنان و شریک درد و رنج و فقرشان جا می زند که تو گویی وی در همه ی این چهل سال عمر نکبتی که از ولایت فقیه گرفته، نه تنها روحش هم از فقر دهشتناک و فاحش د...

وقتی امید دانا و هم خوابه اش صدیقه زرین کلاه مشتاق آبادی، مادر قهبگی را معنی می کنند

من کم ترین (امید باقر خاله): "مدیونید اگر فکر کنید افزون بر گفتارم، اندکی هتا اندکی، در کردار در زندگی روزمره ام تناقض وجود دارد !!" من و همسرم کارد هواله ی شکم مردم ایران می کنیم، اما خودم سه برابر روزهای جوراب فروشیم شده ام و همسرم مثل ندید بدیدها فرتور غذاها و رستوران ها و باز رستوران ها و غذاها را به چشم کارد به شکم خوردگان می کشانیم تا چشمشان کور شود و جیکشان درنیاید. من و همسرم به هنرمندان فحاشی می کنیم و آنها را بی سواد و احمق می خوانیم، اما خودمان تا دلتان بخواهد با تک تک هنربندان رژیم فرتور می اندازیم و منتشر می کنیم؛ هتا با افشین بله افشین خواننده ی بدصدا و جلف که یادتون هست... «دیگه ازت بدم میاد، پیشم نیا عروسک» !! من و همسرم همیشه از شبکه ی من و تو انتقاد می کنیم. من خودم همیشه به آن می گویم "مهد کودک من و تو"، اما هتا با مجری من و تو هم فرتور یادگاری می گیرم !! من و همسر کم ترینم، در فضای همگانی هر جور دلمان بخواهد می گردیم و می چرخیم و فرتورهای نگو و نپرس منتشر می کنیم، اما به دیگران ایراد می گیریم که چرا در خانه ی خودشان با شلوار...