۱۳۹۶ آبان ۲۹, دوشنبه

ویکی لیکس: عربستان مشغول توطئه علیه ایران است

عربستان از شهروندان خود خواست که اسناد ویکی لیکس را به اشتراک نگزارند !! ویکی لیکس اعلام کرده که بیش از ۵۰۰ هزار سند دیپلماتیک عربستان سعودی را منتشر خواهد کرد و در گام نخست نیز حدود ۶۱ هزار سند را روی اینترنت قرار داده است.


تارنمای افشاگر ویکی لیکس که در جمهوری اسلامی نیز مسدود و فیلتر شده است، در تازه ترین اطلاعات خود اسناد محرمانه ی اقدامات ضد ایرانی کشور اسلامی عربستان را افشا کرد.

در این رابطه، روزنامه نیویرک تایمز اعلام کرد که ویکی لیکس در هزاران سندی که به تازگی منتشر کرده است، جزییات مهمی را درباره ی اهداف عربستان در سال های گزشته علیه ایران افشا کرده و نشان می دهد که سعودی ها نه تنها به دنبال توسعه ی نسخه ی اصیل اسلام یعنی نسخه ی اهل تسنن در منطقه هستند، بلکه تلاش می کنند تا ایران به مثابه کشوری شیعه و همچنین دیگر شیعیان در منطقه را نیز تضعیف کنند. نیویورک تایمز ادامه می دهد چندین دهه است که عربستان ملیاردها دلار از درآمدهای نفتیش را به سازمان های جهادی در سراسر جهان می دهد و بی سر و صدا تلاش می کند از دیپلماسی برای بالا کشیدن جایگاهش استفاده کند. این روزنامه در ادامه با اشاره به اسناد افشا شده ی ویکی لیکس آورده است:

"این اسناد نشان می دهد که یک دستگاه عریض و طویل در درون رژیم عربستان برای انجام ماموریت هایی علیه ایران اختصاص دارد. از سوی دیگر، رایزنی عربستان در تهران نیز روزانه گزارش هایی از اخبار داخلی ایران را به این مرکز سعودی انتقال داده است".

در خبری مرتبط، اندیشکده ی آمریکایی "گیت استونگ" نوشت:

"اگر ایران بازدارندگی دریایی خود را مستحکم کند، آنگاه متحدان آمریکا در غرب آسیا و شمال آفریقا بهای سنگینی خواهند پرداخت. این اندیشکده در تحلیلی پیرامون حضور ایران در منطقه نوشت:

"حضور همیشگی پاسدار "قاسم سلیمانی" از فرماند‌هان ارشد سپاه پاسداران در عراق و سوریه و هتا نزدیک شدن او به مرزهای این کشورها، بیانگر این است که ایران برنامه‌ های بزرگ تری برای آزاد سازی موصل در نظر دارد. به نوشته ی این اندیشکده، پل زمینی ایران در بخش سنی نشین عراق، مسیر شمال غربی را برای این کشور به دریای مدیترانه پوشش می‌ دهد و در این بین، مسئله ی دوم گریزناپذیر برای ایران در جنوب غربی، محاصره ی آبی عربستان سعودی است. در چنین شرایطی، "افیخای ادرعی" سخنگوی ارتش اسراییل، از روابطی که میان این کشور و برخی کشورهای منطقه از جمله اعراب حاشیه ی خلیج فارس برقرار است، خبر داد. برخی منابع گارد خلافتی عربستان نیز فاش کردند که به نیروهای گارد دستور داده شده است که به طور پیوسته در کاخ محل استقرار "محمد بن نایف" ولی عهد عزل شده ی سعودی مستقر باشند. این منابع گفتند: "این امر به احتمال زیاد به معنای اقدام برای در بازداشت خانگی قرار دادن محمد بن نایف است".

خبرگزاری رویترز نیز اعلام کرده که عربستان به شهروندان کشور نسبت به انتشار اسناد هشدار داده و می گوید که این اسناد "می تواند جعلی باشد" !! رویترز می گوید که اطلاعیه وزارت خارجه عربستان سعودی هم که در توییتر منتشر شده است، به طور مستقیم اعتبار این اسناد را رد نمی کند. ویکی لیکس ادعا می کند اسنادی که منتشر کرده مکاتبات رایزنی های عربستان سعودی در کشورهای مختلف با دولت سعودی بوده و برخی از آنها مواضع این کشور در قبال مسائل منطقه ای را آشکار می کند. حکومت خلافتی عربستان سعودی به شدت درباره ی انتقادات مردمی حساس است و شماری از کنشگران را به خاطر مواضعشان علیه خاندان خلافت محمدی در عربستان زندانی کرده است و از اینرو نظارت شدیدی بر رسانه های داخلی دارد.

اطلاعیه روز شنبه وزارت خارجه عربستان سعودی تنها واکنش رسمی حکومت عربستان سعودی به اقدام ویکی لیکس بوده که رسانه های دولتی و غیردولتی این کشور آن را نادیده گرفته اند. تارنمای افشاگر ویکی لیکس پیش از این هزاران سند دولت آمریکا را منتشر کرده بود که برخی از آنها به عربستان سعودی نیز ارتباط پیدا می کند. از جمله یکی از این اسناد بیان می کرد که خلیفه ی پیشین عربستان از ایالات متحده خواسته است که برای نابودی تاسیسات اتمی در ایران، به این کشور حمله کند.

درآمدی بر تئوری توطئه

در جهانی که در آن زندگی می کنیم، با همه ی افراد و جریان ها و رویدادهای موجود، مردمی هستیم که روزانه برنامه های ویژه ی خود را در قالب فردی یا اجتماعی داریم و کنش و واکنش ایجاد شده را نام برهمکنش (تعامل) بر آن می گزاریم. خواسته های خود را در حالی پی می گیریم که برای آنها چار عنصر “آویژه (علاقه) و استعداد”، “مسیر و راه”، “هدف و آرمان” و “روشمندی و چگونگی انجام” را تعریف می کنیم که همانا تعیین کمیت و کیفیت انجام کار و میل به هدف می باشد. ما بدین می اندیشیم که سود و زیان ما در چیست و چه چیزها و کسانی به حال من و به حال ما سود و زیان دارند؛ آنچه که به ما در رسیدن به خواسته ی مان یاری می رساند را به سوی خود درمی کشیم (جذب می کنیم) و آنچه که بی سود و هتا زیانبار است را از خود دور می کنیم.


اما آیا ما به راستی به خواسته های خود آگاهیم ؟ آیا ما به راستی می دانیم که چه چیزها و چه کسانی به ما در رسیدن به هدف هایمان کمک می کنند و کدام یک بازدارنده، مانع و ویرانگرند ؟ معیار تشخیص درست در همه ی این موارد چیست ؟ به دیگر سخن، “چه باید کرد” تا بتوان خوب دید، خوب دریافت و خوب برنامه ریزی کرد ؟

پیش از آنکه به دنبال خواسته هایی باشیم که هم اکنون نداریم، نخست به نیازهایمان می اندیشیم؛ اینکه در راستای دفع زیان و درکشیدن سود، به چه رویکردی نیاز داریم تا در قالب آن، از افراد و وسایل و ابزار و شگردها به چه شیوه ای بهره بریم. شاید نکته ای که بدون اینکه بدان اندیشیده باشیم و برای آنکه بتوانیم آغاز خواستن را کلید بزنیم، همانا تشخیص نیازهاست و مهم تر از آن، “ایجاد احساس نیاز” در خویش است؛ اینکه در خود نیازی را ایجاد کنیم که نه وارداتی از بیرون (همانند بمباران تبلیغات)، بلکه نیازی باشد که از درون اندیشه و وجودمان جوشیده باشد تا خاص ما و ویژه ی کمبودهایی باشد که ما را به سوی خواسته هایی سوق می دهد. نخست باید درد کمبود را تجربه کنیم تا نیاز به زدایش درد ایجاد گردد. باید آن اندازه فهیم شده باشیم که برای دردهایمان به دنبال درمان باشیم و نه دردکش. چنین افرادی اینگونه می اندیشند که اکنون “نیاز به چه است” و “نیاز به چه نیست”. احساس درد را باید به گونه ای در خود بیدار کنیم که ضمن تجربه ی درد، بتوانیم از میان درمان های پیش روی، آن درمانی را برگزینیم که در ضمن درمانگری، خود آورنده ی درد دیگری نباشد. این تشخیص درست است که این مورد را لحاظ می کند.

تئوری توطئه این را بیان می کند که ما مردمانی دردمند و پرنیاز و غرق در خواسته ها هستیم، اما دچار بازی هایی می شویم که نه در ژرفا بلکه در سطح، به عنوان روابط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، جنگ ها و درگیری ها و... خود را ابراز می کنند و اینگونه می نمایند که درمان مشکلات ما هستند، در صورتی که چنین نیست و این به اصطلاح راه حل های داده شده به انسانیت، خود بخشی از برنامه های کلان تر و جهان شمول می شوند که نه درمان واقعی ما هستند و نه هرگز قرار بر این بوده است که کار درمانگری را انجام دهند؛ به دیگر سخن، فریبی هستند که صورتک منجی و رهگشا را بر چهره زده اند و این درمان ها نه تنها درمان راستین نیستند، بلکه در پشت پرده دسیسه و نیرنگی وجود دارد و تئوری توطئه دقیقن به این مورد می پردازد که بتوانیم سره را از ناسره جدا کنیم.


آنچه مقامات رسمی و رسانه های جریان اصلی (Main stream media) به مردم می گویند را بررسی کردن و آنها را با داده های دیگر تطبیق دادن و در صورتی که نتیجه ی بررسی چیزی معنادار گردد، یعنی داده های موجود وجود و روند توطئه را تایید کنند، دیگر آن را تئوری توطئه نمی خوانیم و لفظ “ممکن است این یا آن باشد”، به لفظ “این دارد روی می دهد” دگرگون می شود. تئوری توطئه، توطئه های خاموشی که بی صدا و بی مزاحمت از سوی مردم بی خبر از همه جا، در بستر روابط، نهادها و سازمان ها و در ساختارهای بی شمار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، بانکداری، صنعت، تولید مواد خوراکی و دارویی و.... جا خوش کرده اند و از زیر با یکدیگر از درون پیوند خورده و همکاری سازمان یافته ای دارند را تئوریزه می کند، برای آنها دلایل، شواهد، مدارک و اسناد به دست می دهد و توجیهات رسمی موجود اعلام شده را به رسمیت نشناخته و سخن دیگری می گوید که تا ثابت نشدن آن، “تئوری توطئه” خوانده می شود.

آنچه که خواننده لازم است بداند اینست که تئوری یا نظریه، با فرضیه یعنی گمانه زنی و حدس، فرق دارد. روندی علمی وجود دارد که از فرضیه (گمانه زنی) آغاز می گردد و در گامی بالاتر به تئوری (نظریه) می رسد و پس از اثبات نظریه ای از میان نظریه ها، آنچه که از دل این تئوری بیرون آمده و مطرح شده است، ثابت می گردد؛ برای نمونه نظریه ی گردش زمین و قانون گرانش که اکنون امری ثابت شده اند. در فرضیه، بررسی وجود ندارد. بررسی های غیر علمی که آمیخته با مغالطه و سفسطه و تعبیرهای شخصی و بدون چارچوب و بنیه ی علمی باشند، سرفن گمانه زنی محسوب می شوند؛ اما تئوری برای آنچه که ادعا و بیان می کند، دلایل و مدارک و شواهد می آورد و اگر تا بدانجا پیش رود که بتواند آن شواهد را به عنوان اسنادی ثابت کند، کار را به انجام رسانده است.

کار تئوری توطئه، تدوین و تنظیم (Formulation) تئوری های توطئه جهت “توضیح” می باشد؛ توضیح رویدادی مهم به همراه علتی برجسته. تئوری توطئه می گوید که یک “رخداد” (رویداد، اتفاق) یا یک “پدیده”، در اثر توطئه ای بین احزاب گوناگون روی داده است به ویژه باور بر اینست که بنگاه یا نهادهایی بیشتر مخفی وجود دارند که مسئول رویدادهایی غیر قابل توضیحند. برخی از افراد، تئوری توطئه را به عنوان “شکلی از دانش یا تفسیر وابسته به توده ی مردم” معرفی کرده اند که بر اساس این تعریف، تئوری توطئه به عنوان “حالت هایی بیشتر مشروع از دانستن” مورد توجه قرار می گیرد؛ از این دست تئوری های توطئه می توان به روایت های ربایش های انسانی به دست بیگانگان فضایی، شایعات، برخی از فیلسوفان روزگار نوین (عصر نو)، باورهای مذهبی و ستاره بینی (Astrology)* اشاره کرد.


کترین ک. یانگ (Katherine K. Young) دکترا در تاریخ ادیان از دانشگاه مکگیل، می گوید یک توطئه ی حقیقی شامل چار ویژگی مشخص است:

- گروه ها؛ نه افراد تک و منزوی.

- اهداف شوم و غیر قانونی؛ نه آن اهدافی که به هازمان (جامعه) به عنوان یک کل سود می رساند.

- رفتارها و اقدامات هماهنگ و موزون؛ نه دسته ای از کارهای خودجوش و اتفاقی.

- نقشه و برنامه ای پنهان؛ نه بحث و گفتگوهایی همگانی.


* ستاره شناسی: Astronomy
طالع بینی، (ستاره بینی. -نویسنده): Astrology

مایکل بارکان (Michael Barkun) استاد بازنشسته ی علوم سیاسی دانشگاه سایراکیوس (Syracuse Uni.) که تخصصش در “افراط گرایی سیاسی” و “رابطه ی دین و خشونت” است، با بیان استفاده از “تئوری توطئه” در فرهنگ معاصر آمریکا، می گوید که این اصطلاح برای “باوری” مورد استفاده قرار گرفته است که رویدادی را توضیح می دهد که در نتیجه ی نقشه ای مخفی و پنهان از سوی کسانی است با قدرتی استثنایی و واجد دسیسه هایی مکارانه که به پایانی بدخواهانه و شوم منتهی می گردد. وی بیان می کند که تئوری توطئه دارای سه گانه ی زیر است:

- نخست، تئوری های توطئه ادعا می کنند آن چیزی را توضیح می دهند که تجزیه و تحلیل های نهادی نمی توانند این کار بکنند و از دل جهان، چیزی معنی دار به دید می رسند که در غیر این صورت امری گیج کننده خواهد بود.

- دوم اینکه، تئوری توطئه این کار را جذابانه به روشی ساده انجام می دهد و به شدت جهان را به دو بخش نیروهای تاریکی و نیروهای روشنایی بخش بندی می نماید. آنها هر چه بدسگالی (شرارت) است را به منبعی یگانه یعنی توطئه گران و گماشتگانشان (ماموران، کارگزاران) بازمی گردانند.

- سوم اینکه، تئوری های توطئه معمولن به عنوان دانشی (آگاهی) پنهان و ویژه معرفی می شوند که از سوی دیگران یا ناشناخته است یا مورد قدرشناسی قرار نگرفته باشد. برای تئوری پردازان توطئه، توده های مردم جمعیت هایی مغز شویی شده هستند، در حالی که خود در این آگاهی هستند و به خودشان در نفوذ و نقب زدن به فریب و نیرنگ های نقشه کشندگان و طراحان توطئه، شاد باش می گویند.


از میان توطئه هایی که سپس افشا شدند، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

- آزار جنسی گسترده نسبت به ۱۴۰۰ کودک در ایالات متحده که به شوند (به علت) ترس ناشی از “نژاد پرستی” گزارش نشده بودند.

- ترس از ورود خودروهای ارتشی به خیابان ها در قالب نیروهای شهربانی (پلیس) و واکنش سریع در آمریکای دهه ی شصت و هشدار شورای شهر دیویس (Davis City) به شهربانی نسبت بدان که در دهه ی نخست هزاره ی دوم به وقوع پیوست.

- در ۴ اُم آگست ۱۹۶۴، رییس جمهور لیندون جانسون (Lyndon Johnson) در تلوزیون ملی به ملت آمریکا گفت که ویتنام به کشتی های آمریکا در شاخاب (خلیج) تونکین (Tonkin) یورش برده است؛ در حالی که جانسون و وزیر دفاعش (وزیر جنگ البته) رابرت مکنامارا (Robert McNamara)، کنگره و مردم آمریکا را فریب داده بودند و در حقیقت واروونه ی آنچه که اف بی آی ادعا کرد، ویتنام به کشتی USS Maddox حمله نکرده بود و “مدرک صریح و بی ابهام” به دست داده شده از سوی دولت نسبت به یورش بی دلیل دوم علیه کشتی های جنگی آمریکا، سرفن یک مکر و دروغ بیش نبود.

- در پی جنگ جهانی دوم، سیا و MI۶ از راه ناتو در عملیاتی به نام “گلادیو” (Gladio) با یکدیگر همکاری کردند که گفته شده بود تلاشی است برای ایجاد “ارتش عقبه” تا با کومونیسم بر سر یورش به اروپای باختری بجنگد. اما در واقع تبدیل به شبکه ی تروری مخفی گشت که شامل شبه نظامیان دست راستی، عناصر جرایم سازمان یافته، گماشتگانی با رخت مبدل در گروه و یگان های ارتش مخفی می شد که در فرانسه، بلژیکف دانمارک، هلند، نروژ، آلمان و سوییس فعال بودند و برای این طراحی شده بود تا گروه های چپگرای اروپا را به عنوان تروریست هایی به تصویر بکشد تا مردم را به سوی رای دادن به رژیم هایی اقتدارگرا و هوادار استبداد سوق دهند. یکی از کارهای پلیدی که انجام دادند، بمب گزاری در ایستگاه قتار بولونیا در شمال ایتالیا بود که 85 کشته بر جای گزاشت و به گزاف به مارکسیست ها نسبت داده شد.


همه ی اینها در حالی است که رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه با کمک رسانه های خود و مزدوران رنگ و وارنگش تلاش می کند تا تئوری توطئه را تا حد وهم و توهم توطئه پایین آورد و برای این کار از مزدوران خوش نشین برون مرزی و کراواتی خود هم نهایت بهره برداری را می کند. از یکسو این بی اعتبار کردن تئوری توطئه را به پیش می برد تا اشکال های مطرح شده علیه خمینی ضحاک و وجود منحوس آخوندها در ایران و... را از حیث اعتبار بیندازد و از سویی دیگر، حاجی لک لک رژیم یعنی فردی موسوم به رائفی پور را بر حصب ماموریت سازمانی به میان دانشجویان می فرستد تا همان تئوری های توطئه ای که مطرح شده است را جهت دهی کنند و علیه دیگران و به سود خود به کار گیرند. اکنون که یک دهه از حضور این استاد بی استاد می گزرد، هرگز کسی از آن گوش ایستادگان از وی نه خواست مدارکی دال بر ادعاهایش به دست دهد و نه هرگز مرجعی به دست داده است و این استاد بزرگ! هتا یک کتاب هم در این موضوع منتشر نکرده و پیشینه ی علمیش که به گزاف او را استاد و دکتر خطاب می کنند، در آغاز مزدوری برای واواک دیپلم بود که چند گاهی است مدرک کارشناسی خود را در رشته ی حسابداری! گرفته است.

به یاد داشته باشید جنایات گونتانامو تئوری توطئه ای بود که اثبات شد. در شماره های آینده بدین مبحث بیشتر خواهم پرداخت و رویدادها را از دریچه ی تئوری توطئه مورد بررسی قرار خواهم داد. بسی مایه ی خرسندی منست که خوانندگان روشن ذهن، هر گونه سخنی که دارند را به آگاهی من برسانند.

همین جستار در پژواک ایران

دمکراسی و حکومت مردم سالاری در سوئد غوغا می کند !!

روند همه گیر شدن دمکراسی و حکومت مردم سالاری در سوئد دارد غوغا می کند !! به همین خاطر به همه ی سینه چاکان اسلام تحمیلی، این دین صلح و رحمت !!، پیشنهاد می شود با اهل و عیال و اولاد خودشان هر چه زودتر به سوئد، دانمارک، بلژیک و فرانسه قدم رنجه کنند تا از مواهب غیر قابل شمارش آن، از جمله تجاوزهای دسته جمعی و اذیت و آزار برادران الله پرستشان که همچون سپاهیان داعش، به شکلی فله ای و ملیونی برای تسخیر اروپا از سوی فراماسونری جهانی ارسال شده اند، بهره ببرند.


روزانه ده ها و سدها زن در اروپا و به ویژه در آلمان و سوئد و فرانسه و انگلیس، به دست مسلمانان پیرو محمد ابن عبدالله صدر اسلام، مورد اذیت و آزار قرار گرفته و چک و چانه های ظریفشان خورد و خاکشیر می شوند یا بر سر و رویشان اسید می پاشند و یا دست و پایشان را بسته، به آنان تجاوز گروهی می کنند و راه را برای پذیرایی از حوریان بهشتی آماده می کنند.


تا سال ۲۰۳۰ و بر پایه ی روند دمکراسی، کلیه ی اروپا خالی از سکنه ی بومی شده و این قاره به دست جهادگران اسلامی تسخیر و خلافت اسلامی در سراسر این قاره مستقر خواهد شد. همه ی شهروندان بومی کشورهای یاد شده به آمریکا و استرالیا فرار کرده و ساکن خواهند شد. پایتخت خلافت اسلامی اروپا نیز در شهر "آتن" خواهد بود و این همه شدنی است، زیرا فرمان فرمان فراماسونری جهانی است.


همین جستار در کیهان سوئد

تاریخ و اشتراک برادران

از آن هنگام که داریوش شاه یکم هخامنشی، سغد باستان را به زیر نگین جهانگیری پارس درآورد و از همان روزگاران که کوروش بزرگ پارت و زرنگ و هرات و گنداره و... را گشود، خراسان خاوری (افغانستان امروزی) به خاک بزرگ شاهنشاهی پارس پیوست. تمدنی که آغازی چنین شکوهمند را به همراه داشت، برای سده ها در علوم گوناگون، دانشمندان و اندیشمندان بسیاری بیرون داده است و گپ از افتخارات آن نتوان در این مقال گفتن. داریوش شاه یکم می گوید: “بدان که نیزه ی مرد پارسی دور رفته است، بسیار دورتر از خانه” و امروز آثار بی کران باستانی در هر جای فلات ایران که یافت می گردد، این مصداق را گواهی می دهد که فرهنگ و زبان و دانش و نوع دوستی و تمدن نیز، به همراه پارسیان به همه ی سرزمین های ایرانی رفته است و امروز هر آنچه از تاریخ اشتراک این برادری برجای مانده و چون خورشیدی بی بدیل در آسمان تمدن انسانی می درخشد، نشان از گزشته های به هم پیوسته و ناگسستنی دارد.

هرات باستان که قلب خراسان بود و خراسانی که جاده ی ابریشم از آن می گزشت و هراتی که زادگاه شاه عباس صفوی بود و تا پیش از آغاز شاهنشاهی در آنجا زیسته بود، سرانجام به دست انگل ستان استعمارگر ایران ستیز و بر اساس پیمان نامه ی منحوس انگل ایسی فراماسونی “پاریس” به تاریخ ۱۲۳۵ خورشیدی، سرزمینی که از دید تاریخ و پیشینه ی نژادی و فرهنگی بخشی از کشور ایران بود را در رشته توطئه هایی که آن را “بازی بزرگ” خواندند، از ایران جدا شد. درد جدایی و فراغ کنونی را مشترکیم.

ما دو یار یک زبان و یک دلیم از دیر باز
یک دلی و یک زبانی رسم یاران باد و هست

تا ابد در سایه ی هم کیشی و همسایگی
اهل ایران دوستدار اهل افغان باد و هست
رهی معیری

سامانیان نخستین حکومت ایرانی بودند که پس از تازش الله پرستان عرب، پرچم پارسی را برافراشتند و آغاز به تولید دانش و ادب و حکمت ایرانی نمودند و بزرگان بسیاری را از آن دوران زرین برای آیندگان بر جای گزاشتند و زبان پارسی نامور به دری از این هنگام بود که از زبان پهلوی رستن گرفت و انوری نخستین چکامه سرای پارسی گشت که پدر زبان و ادب پارسی لقب گرفت.

آنچه که تاریخ مشترک ما را خون آلود کرده است، جنگ هایی است که بر ما به منظور چیره شدن بر سرزمین و فرهنگ و تمدنمان بر ما شورانده اند. روسیه ی تزاری در سده ی هژدهم میلادی برابر با ۱۲۴۵ و ۱۲۴۷ خورشیدی، خانات بخارا و خانات خجند را اشغال کرد و به تصرف درآورد و رد خون و چکمه ی روس بر آن سرزمین نژاده بر جای ماند. عباس میرزا در شرف یورش برای بازپس گیری هرات در مشهد می میرد. میرزا آقا خان نوری هوادار روس، به رایزن ایران در پیمان نامه ی ننگین پاریس وکالت می دهد تا زیر بار هر خفت از سوی متجاوزین انگل ایسی برود، جز اینکه شاه و خودش به عنوان صدر اعظم از اریکه ی قدرت کنار روند و ما همچنان رد خون ستمگر استعمار را تا به اکنون در این سرزمین نیز دنبال می کنیم و حسرت یکی شدن و دغدغه ی بزرگ ملت آرمانی پارس را در سر می پرورانیم.

حکیم پارسی اشوزرتشت، وجه اشتراک برادری پارسی است. هر چند در اوستا زادگاه او ایریانا ویجه نامیده شده است، اما بر اساس پژوهش انکتیل دوپرون فرانسوی و بنیانگزار اوستاشناسی در اروپا به سال ۱۷۷۱، بیست منطقه از جهان وجود دارند که از انتساب زادبوم او به کشور خویش، افتخار می کنند و این تحفه ی سبزی است که ارزانی پارسیان شده است و شوق برادری را صد چندان می کند.

۱۳۹۶ آبان ۲۷, شنبه

"رسوایی گفتگوی ساختگی فرمانده ی کل سپاه برای درخواست کمک به زلزله زدگان" + ویدیو


گفتگوی دروغین و نمایشی پاسدار "محمد علی جعفری" فرمامده ی کل سازمان تروریستی سپاه با تلفن همراه در برابر دوربین‌ های مزدوران رژیم. به دکمه ی سبز گوشی وی نگاه کنید... هنور دکمه ی سبز را فشار نداده و در واقع پاسخ تلفن را نداده اما دارد برای خودش حرف می زند !!



همین جستار در کیهان سوئد