۱۳۹۷ مهر ۳, سه‌شنبه

شورای امنیت ملل متحد، تروریست های اهواز را محکوم کرد

شورای امنیت ملل متحد که تاکنون چند بار علیه خود جمهوری اسلامی هم قطع نامه صادر کرده است، این بار علیه جنایت تروریستی اهواز، صورت گرفته از سوی گروهک های الله پرست پان عرب "الاهوازیه" و "داعش" را محکوم کرد.

بدین جهت، راه برای دستگیری تروریست ها در سراسر جهان هموار شد.


ایران از اکنون می تواند به پشتوانه ی قوی محکومیت ترویست ها در شورای امنیت، از کشورهایی که سرکردگان و مزدوران تروریست ها در آنجاها زندگی کرده و خود را در پوشش مسخره ی "فعال و کنشگر حقوق بشر" و "مبارز سیاسی اپوزوسیون" و "پناهنده ی سیاسی" جا زده اند، بخواهد تا این نجاست ها را به جهت محاکمه، به ایران بازگردانند. اما از آنجا که حکم این حرامزادگان اعدام خواهد بود، پیش بینی می شود که تروریست ها به ایران بازگردانده نشوند.

ایران همچنین برگ برنده ی دیگری را هم در اختیار دارد و آن، اعتراف تلوزیونی احمق احمق زاده، سخنگوی گروهک تروریستی الاهواز می باشد که در در تلوزیون "ایران اینترنشنال" کرده است. او در گفتگویی کوتاه با این تلوزیون عرعربستانی مقیم لندن، اعتراف کرد که یورش تروریستی اهواز را این گروهک ترتیب داده و هتا آن را جزو حقوق بشر خود دانست و آن را دفاعی خلق کس کش خود معرفی نمود !!



این هم از اسنادی که دانمارکی ها برای پس ندادن تروریست ها بهانه آورده بودند. د بالا...

ما ایرانیان تشنه ی خون و انتقامجویی بیشتر از این از تروریست های تجزیه طلب هستیم. صبرمان لبریز شده است و می خواهیم که همه ی تروریست های مسلح تجزیه طلب، از پانکرد و پان عرب گرفته تا پان بلوچ و پانترک و پانگه های دیگر، به شدیدترین شکل ممکن نابود گردند و امنیت ملی در حفظ یکپارچگی کشور، تامین و جاودانه شود. این گروهک های تجزیه طلب بوده اند که همیشه مسیر دمکراسی خواهی مردم ایران را با مشکلات بسیار و قابل حل نشدن روبرو کرده اند و تا این چوب های لای چرخ وجود دارند، مبارزات سیاسی و آزادی خواهانه ی ملت ایران علیه ولایت فقیه به جایی نمی رسد.

اگر تروریست ها و سرکردگان و فرمان دهندگانشان به ایران فرستاده نشوند، باید خود آن کشورها آنها را محاکمه کنند یا به دیوان حقوق بشری اتحادیه ی اروپا و دادگاه لاهه گسیل دارند. آنها باید یا تا آخر عمر پلیدشان پشت ملیه های زندان بپوسند یا آنکه در ایران اعدام گردند.



از اینرو، آنها که خود را ایران کرد نمی دانند و بر "کورد" بودن خود تاکید دارند، ایرانی نیستند و باید تابعیت آنها هر چه سریع تر لغو گشته، آنها را از سلک خائنان به کشور خارج کرده و در سیاهه ی دشمنان ایران، طبقه بندی کنند.

"بن سلمان" که زاده ی خیانت و حقارت است، بداند که نه تنها جنگ را به درون عرعربستان خواهیم کشاند، که کاری خواهیم کرد که دیگر آب خوش از گلوی هیچ متوحش الله پرستی که علیه ایران قد علم کرده است، پایین نرود. این تازه آغاز ماجراست و ما برای نابودی دشمنانمان، از هیچ اقدام قانونی و میهن پرستانه ای پرهیز نخواهیم کرد. همه ی گزینه ها روی میزند.

آزادی اندیشه با مجذوبان نور

سازمان منتفع ولایت امر مسلمین جهان، در ۱۲۰ اُمین دوره ی "راهیان نور" به سوی مشهد دشت مرغاب در استان بوشهر، ۱۲۰ اُمین یادبود برگزاری جشن های ملی مذهبی را در راستای "حماسه ی ملی آشورای حسینی" برگزار نمود.


برخی از مجذوب شدگان در نور نیز، در راهیان نور به مجتمع منتفعان لایزال عمام عصر حضرت عمام خامنه ای گسیل شدند و پرچم های علیه الحاد و کفر را برافراشتند. شازده کوچولو از حزب چپ و مایکل آبرینجی از حزب بالا نیز، در میان شیفتگان حریم ولایت بودند. همه جا را شور حسینی و انقلابی پر کرده بود و شعار همیشگی "آزادی اندیشه" با "مجذوبان نور" پیوند خورد.

رسانه های بین المللی از جمله بی بی خانون و ان بی سی و سی بی چهل نیز این لشگر اثیری ولایتیان را پوشش داده و جهان از اینکه دسته ای از عصمتیان و علی علی گویان، تاکنون عرض اندام نکرده بوده و سرسپردگی خود به ولایت عمامنا حسین (غ) را عیان نکرده بودند، اکنون از اینکه هم اپوزوسیون داخلی مخالف پنهانکی و هم حکومت حقه ی جعفری دوازده تا چارده عمامی، هر دو دست در یک کاسه ی مشترک ولایت علی ابنه آب طالبی دارند، مکررن ابراز شوق و خوشحالی نمودند.

جان بر کفان، علی علی گویان راه نعمات اخروی را در مسیر خود به سوی هیئت های عصر پیمودند و نزری های قیمه و پلو گوشت را یکی پس از دیگر دست به دست میان خود و برادران و خواهرانشان پخش نمودند. تصاویر بالگردها از مراسم دعای روزمینی ولایتیان حاکی است که صدها هزار مومن خداجوی خداترس خدافروش، در این همایش راهپیمایی به سوی روزنه های امید بقای حضرت شرکت کرده بودند.

همین جستار در فارس نیوز

خداحافظ دنیای واقعی

آنچه که روح جوانی را پیر، قد افراشته ای را خم و گرت پیری بر چهره ای نشاند، سکوت دوستان و خروش دشمنان بود.


واقعیت این بود که از کودکی به او آموخته بودند که جانوران را دوست داشته باشد، دوستانش را دوست داشته باشد و به دیگران مهربانی کند. این واقعیتی بود که به او یاد می دادند. پدر و مادرش تصمیم داشتند فرزند خود را به یکی از انسان های موفق و الگویی برای جامعه اش تبدیل کنند. در همان حال البته، صدها هزار انسان بودند که بدون پدر و مادر و خانواده ای، زاده می شدند و یا زندگی می کردند و در حسرت "آموزش این واقعیات"، بدون پرده و واسطه و اندرز، آرام آرام وارد واقعیت ملموس زندگی شدند.

همیشه دیر می رسند. برخی هستند که همیشه دیر می فهمند که دیگری چه گفته و کرده است. دلیلس البته یکی اینست که همیشه اخبار را دیر پوشش می دهند، یعنی وقتی تمام می شود اعلام می کنند تمام شده !! یعنی اگر اهل فرقه ی زرنگ بازان باشی یا در باغ باشی و اگر "دنبالش بودی خوب می فهمیدی" را بلد بودی، هتمن می دونستی که کی کجا و چی چه وقت قراره انجام بده یا بشه.

به این نمی گن سانسور، بهش یه چیز دیگه می گن.


واقعیت اما برای بچه ها این بود که همه چیز زیباست، البته بیشتر بچه ها. چون در بچگی نه کسی کار می کند نه می تواند کار کند و نه توقعی هست. در واقع در این خیال خام به سر بردن کودکی که همه چیز خوب پیش می رود و جهان همان چیزی است که می خواهی باشد است که انسانیت را هنگامی که از کودکی به بلوغ می رسد، سرخورده می کند. سرخوردگی از اجتماع و پی بردن به ماهیت خویش. دیگر کودک نبودن، خود رنج است.

این کودکانی که خود ما باشیم، بسته به اینکه در کجای این جهان زاده شده باشیم، میزان خوشبختی و تبعیضمان هم فرق می کند. اگر آفریقایی باشیم، باید حسرت همه ی جهان را بخوریم و اگر آسیایی باشیم، حسرت نصف جهان را !! اگر اروپایی باشیم به فکر زندگی بهتر از امروز هستیم و اگر از مریخ آمده باشیم، همه را با یک چشم می بینیم !! رهگزرترین مردم البته، آنهایی هستند که از همه چیز بی تفاوت می گزرند. زندگی سرشار از خوبی هاست، اما خوبی ها رایگان نیستند.

امروزه همه چیز مالیات بندی می شود، هتا آب. یعنی با گستاخی این را جزو قانون کرده اند که آب جزو حقوق بشر نیست، یعنی اینکه انسان ها حق این را ندارند که به عنوان مبانی حقوق بشر، دسترسی به آب داشته باشند، پس می توانند منابع آبی را خصوصی کرده و به مالکیت درآورند و سپس تنها چند شرکت و کارخانه ی اندک، یعنی چند نفر خاص و اندک، منابع آبی را به خیل بی شمار ملیونی انسان ها بفروشند. مهار منابع آبی و خوراکی البته، سرآغاز مهار انسان هاست که هم اکنون در سکوت مافیای رسانه های جهانی و بی تفاوتی انسان ها، در حال انجام است.

نسیم اقدم: به چشم هایتان اعتماد نکنید

کودک دارد بزرگ می شود و وقتی قدش به اندازه ی پدر و مادر رسید، پی به دروغ هایی که به عنوان "آموزش واقعیت" به او داده اند، می برد. متوجه می شود که دوستی میان انسان و حیوان، به این می انجامد که یا از آنها بهره کشی کنند یا آنها را بخورند یا با برده و اسیر کردنشان، لذت جویی نمایند. یعنی یاد می گیرند که حیوان را برای خودشان دوست داشته باشند، نه برای خودش و این تضاد واقعیت با آموزشی که دیده است، می باشد.

انسان ها به انسان بودن خود مفتخرند، به اینکه در کودکی در کاخی از شیرینی و شکلات زندگی می کنند و در بزرگسالی، در جهنمی از خون و آتش. به اینکه سواری دهند و سواری بگیرند. 

۱۳۹۷ مهر ۲, دوشنبه

بررسی تحولات منطقه و به روز کردن رویکرد

آمریکا اکنون در سوریه و عراق حضور نظامی دارد. این کشور در زمان "حسین اوباما" به پشتیبانی از تروریست های الله پرست عرعربستان موسوم به دولت اسلامی عراق و شام (داعش) پرداخت و به همراه کشورهای تروریستی عربی اسلامی و اروپا و جهان غرب، خواستار سرنگونی بی قید و شرط "بشار اسد" شد.


تاریخ تروریسم اسلامی نشان می دهد که از آغاز موجودیت نجاست اسلام به سرکردگی محمد تازی پیامبر خودخوانده ی اسلام، هر جا که سخن از سلحشور و مبارز و مرد خدا و شهید رانده می شود، سخن از تروریست هایی است که برای عقیده و اشغال سرزمین و دارایی ها و تصاحب زنان و کودکان مردم مورد یورش قرار گرفته، دست به سلاح برده و جنگ را آغاز کرده و انسان ها را کشتار نموده اند. رویه ی اسلام در این هزار و چار صد سال، از یورش قادسیه به جهانگیری پارس تا یورش به سوریه و عراق علیه منافع ملی ایران، هیچ دگرشی نداشته است.

نکته اینست که بر خلاف اراده ی ملی مردم ما در خواست دوستی ایران با اسراییل، جمهوری اسلامی از آنروی وارد خاک سوریه می شود و در عراق با داعش می جنگد که قصد دارد راه مستقیم زمینی به لبنان و سپس به اسراییل را به وجود آورده و در اختیار خود بگیرد. امری که تاکنون در آن پیروز بوده است. در غیر این صورت، یعنی اگر خواست و هدف اصلی جمهوری اسلامی، نابودی و جنگ با اسراییل نمی بود، کمک نظامی و همه جانبه به بشار اسد و عراق، بسیار کار نیکو و درستی به شمار می آمد.


اما امروز خبری از سوی کاخ سپید منتشر شد، مبنی بر اینکه آمریکای "دانلد ترامپ" دیگر بشار اسد را به ترک قدرت مجبور نمی کند. ادبیات حزب چپ و دمکرات آمریکای حسین اوباما که می گفت بشار اسد و رژیمش باید بی قید و شرط سرنگون شوند، اکنون از سوی دولت راست کردار دانلد ترامپ از شکل ددمنشانه اش خارج شده و رنگ انسانی به خود گرفته است. نکته ی این سخنان نیز آنجاست که آمریکا تا زمانی قصد سرنگونی بشار اسد را داشت که دست نشاندگان وی در عراق و سوریه که از سوی عرعربستان سعودی همه جوره پشتیبانی می شدند، موجودیت پر قدرتی داشتند و سرزمین های بسیاری را اشغال کرده بودند.

اما اکنون که این گروهک تروریستی الله پرست از هم پاشیده است و نقطه سر خط این رسیده است که قرار است با تروریست های موسوم به "ارتش آزاد" و "جبهة النصرة" تعیین تکلیف شود، بار دیگر عرعرهای حقوق بشری کس کشان سیاسی و روسپی زادگان تازی مکه و مدینه بلند شده است که مبادا خون مردم عادی را در ادلب بریزید !! گو اینکه تا امروز این بشار اسد و جمهوری اسلامی بوده اند که در عراق و سوریه دست به جنایت های تروریستی می زده اند و ما خبر نداشته ایم !!

از این خبرها نیست. این ماتحت خواری های بی معنی از حقوق بشر، محلی از اعراب ندارد. ادلب یا تسلیم می شود یا وارد جنگ می گردد. هیچ گروهک و مخالفی که تفنگ به دست گرفته است، حق ندارد در سوریه و عراق وجود داشته باشد، چه رسد به اینکه یک شهر سه ملیون تنی را هم اشغال کرده و به گروگان گرفته باشد. اگر جنگ می خواهید، جنگ مشروع آزادی سازی ادلب اشغالی را کلید خواهیم زد.

مدعیان زنازاده ی حقوق بشری که از کون خر درآمده اند، یعنی همان کشورهای تروریستی اسلامی عربی، در پی جنایت تروریستی داعش و گروهک تجزیه طلب عرب الله پرست "الاهواز"، یا موضع سکوت گرفتند و یا ابراز خوشحالی کردند و مشکلات را به گردن جمهوری اسلامی انداختند و در به اصطلاح جنگ کزایی خود موسوم به جنگ روانی که تنها ابلهان و شیفتگان کس خر را تحت تاثیر قرار می دهد، یاوه سرایی را تا بدانجا کشاندند که "کار خود جمهوری اسلامی بوده" !!

کس مادران بدانند که با دریا دریا دروغ و بی شرافتی ذاتی که هر روز بیشتر و بیشتر از خود بروز داده اند، مردم بیشتر و بیشتری جذب سیاست های مخالف آنان می شوند.



هم راهی با حضور نظامی ایران در سوریه و یمن و عراق، به هیچ روی هم رایی با دیدگاه های جمهوری اسلامی نیست، بلکه من توجیهات خود از برای این رویکرد را دارم که بخشی از آنها را در این مقاله منتشر نمودم. هر آنچه که به اسلام واقعی و اصیل زیان بزند و هر آنچه که موجودیت و منافع رژیم کثافته ی ناب اسلامی یعنی عرعربستان سعودی را به خطر انداخته و نابود سازد، مورد پشتیبانی من به عنوان یک ایرانی میهن پرست است. عرعربستان دشمن تاریخی ایران است و باید به همراه اسلام تحمیلی و خونریزش نابود شود.

زباله دانی هایی همچون پاکستان نیز، پیشاپیش دهه هاست که تمام قد در کنار عرعربستان ایستاده اند و هتا چند بمب اتمی نیز به این رژیم داده اند. عرعربستان مشغول کندن گور خود است.

با اعدام موافقم

ایران نه فرانسه است که شانزلیزه داشته باشد و نه سوئد و نروژ است که زندان هایش به هتل تشبیه شوند. ایران، کشوری است مالامال از مجرم و تبهکار و آدمکش و آدمخوار، دزد و متجاوز جنسی و مال مردم خور و ددخو و اربده کش و لات و هر جور کثافت دیگری که دلتان بخواهد !!


رژیم ولایت فقیه، خود به آن دلیل قصد دارد که برنامه ی حذف اعدام از تبهکاران قاچاقچی مواد مخدر را بردارد، زیرا سرکردگان مافیای مواد مخدر در ایران، از فرماندهان ارشد اطلاعات سپاه و واواک هستند و زیر نظر مستقیم حرامزادگانی همچون دیکتاتور رژیم و پاسدار "محسن رضایی" گردانده می شود. از اینرو، هیچ گاه عاملن اصلی قاچاق مواد مخدر دستگیر نشده اند و نخواهند شد و این اعدام سرفن جهت نمایش یک بازی مردم فریبانه بوده است که سال ها به خوبی توانسته بود مردم را فریب دهد و بر مافیای قاچاق مواد مخدر از سوی سپاه، سرپوش بگزارد.

این بدان معنی است که بازی در حال دگرگون شدن است و رژیم تصمیم دارد مجازات اعدام را از روی ناخاله نخودچی های قاچاقچی بردارد و برگ دیگری را بازی کند.

اما اعدام تنها منحصر به مواد فروشان نیست. بلکه، ویژه ی آدمکشان و جاسوس ها و ترویست ها نیز می شود. اینکه با قوانین کثافته ی اسلامی، در توجیه اعدام کوشیده می شود، مورد نظر این جستار نیست و هدف از این نوشتار، ترویج اعدام نیز نمی باشد. بلکه سرفن بیان این نکته است که در شرایط کنونی اجتماعی ایران، اعدام به عنوان کیفری لازم برای انتقام و کیفر کردن متجاوزان، ضروری است و آن را به عنوان عاملی بازدارنده ارزیابی می کنم.



با توجه به اینکه چند تروریست تجزیه طلب پانکرد به تازگی به دار مکافات آویخته شده اند و هم زمان، دشمنان یکپارچگی ایران بسیار بر تبل خود کوبیده و در سوراخ های دخمه های رسانه ای خود داد و هوار کرده اند، نشانگر آنست که حساسیت دشمنان ایران، به هنگامی که بحث لاشه کردن این خائنان تروریست پیش می آید، بسیار بالاست و از اینرو، می توان با بالا نگاه داشتن ساتور اعدام بر سر این خائنان به ایران، از اعدام به عنوان ابزاری پیشگیرانه بهره جست.

بدین معنی که دشمنان ایران و تجزیه طلبانی که خود را به منظور تکه پاره کردن ایران مسلح کرده اند، می دانند که اگر خلع سلاح نشوند در مقر گروهک خود لاشه سازی خواهند شد و اگر به خاک کشور یورش آورده و دست به اقدامات تروریستی بزنند، یا کشتار شده و یا دستگیر می گردند که در صورت دستگیری، حکم اعدام بر آنها اجرا خواهد شد. از اینرو، این سه سیاست هم زمان، می تواند به سود ایران تمام شود.

این سه سیاست، یکی یورش به تروریست ها در گرمخانه های عافیت خود و در مقرهای تروریستیشان در اقلیم خودسر کوردلستان است و دیگری دستگیری و اعدام.

تا روزگاری که وضعیت اجتماعی ایران به سبک دقیانوس اداره می شود و مردمی بی سوادی و لنگ نان و سقف، یازده ملیون بی سواد مطلق و هفت ملیون معتاد رسمی ثبت شده دارند و فحشا و دزدی با منتها درجه ی حکومت ناب اسلامی و محمدیش رسیده است، اعدام را امری واجب می دانم که ناگزیر باید با آن کنار آمد. اما این بدان معنا نیست که اعدام ها باید بر اساس شریعت کزایی اسلام اجرا شوند و بهانه های فقهی پلید اسلامی بر آنها بگزرد و بدین معنا نیز نیست که این اعدام ها در انظار همگانی انجام شوند.

بلکه سرفن از اعدام به عنوان ابزاری استفاده گردد که به ناچار و به شکلی موقت، روند انتقام از دشمنان جامعه و کشور را بستاند.

تروریست پیشمرگه ی پانکرد از گروهک تجزیه طلب کومله
که به خاطر یورش تروریستی به ایران و ایحاد ناامنی و نیز خیانت
به زادگاه خود ایران، به شیوه ای زیبا و استوره ای اعدام شد
 از اینرو، من که خود سال ها با اعدام مخالف بوده ام، با ارزیابی دوباره ی شرایط جامعه و پر رنگ تر شدن حضور تروریست ها در اقدام به ضربه زدن به امنیت ملی و یکپارچگی کشور، خط و خطوط مبارزه با دشمنان ایران را با اپوزوسیون میهن پرست مبارز جدا کرده و هیچ یک از به اصطلاح احزاب و در واقع گروهک های تروریستی پانکرد را جزو اپوزوسیون نمی دانم و همه ی کسانی که سر در آخور این دسته از کرم های متعفن دارند و یا حال و هوای نجسشان، بوی چپ و مصدق می دهد، حزو دشمنان و خائنان به کشور تلقی می شوند و این تعیین خط مشی، در کنار مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی صورت می گیرد که هرگز انتخاب من نبوده و نخواهد بود.