۱۳۹۶ شهریور ۲۹, چهارشنبه

تبلیغ جنگ داخلی در عراق

برگزیده از تارنمای نهضت مقاومت ملی ایران ( نمیر)

۲۵ سال است که اقلیم کردستان عراق به صورت فدرال اداره می شود، ولی در این مدت به دولت مرکزی پاسخگو نبوده و با فروش نفت در کردار مستقل از دولت مرکزی رفتار کرده و با پشتیبانی آمریکا و اسراییل پیوسته بهانه تراشیده تا راه خود را به سوی استقلال هموار نماید. اکنون باز صحبت از همه پرسی استقلال آن مطرح شده است. پس از شکست داعش در منطقه، استقلال کردستان تنها نقطه ی امید این دو کشور است برای زنده نگاه داشتن طرح خاورمیانه ی نوین و تکه تکه کردن کشورهای منطقه. به همین دلیل است که نیروهای خود را روی این نقطه متمرکز کرده اند. کردها عمدتن در سرزمین های ایران، ترکیه ، عراق و سوریه ساکن هستند و استقلال کردستان عراق بر استحکام این کشورها تأثیر مستقیم و منفی خواهد داشت. هدف از تشویق استقلالش هم جز این نیست.


به تازگی در یک برنامه تلویزیونی برون مرز (۱)، وقوع این همه پرسی به بحث گزاشته شد و برخی شرکت کنندگان با تکیه بر ایرانی بودن کردها آغاز سخن کردند، ولی با استدلال اینکه تشکیل کشور عراق از سوی استعمارگران (اشاره به قرارداد سایکس ـ پیکو در جنگ جهانی یکم) ساخته شده، به صراحتی که مایه ی حیرت بیننده می شد، گفتند دلیلی نمی بینند که کردها جزیی از آن کشور باشند !! یعنی در حقیقت اینکه دلیلی برای ادامه ی حیات عراق نمی بینند و چند پاره شدنش را امر نامطلوبی نمی شمرند. البته اینکه ملتی هم به نام ملت عراق وجود دارد و نظر این ملت در فروپاشی مملکتشان چیست، چندان مورد توجه قرار نگرفت. این هم سایکس ـ پیکوی تلوزیونی بود که ما تماشا کردیم !!

حکم دادن به تجزیه ی این و آن کشور، مصداق صریح بی توجهی به استقلال و تمامیت ارضی کشورها و قراردادهای بین المللی و منشور ملل متحد است. البته چنین کاری از سوی قدرت های بزرگ انجام گرفته است، حالا هم آمریکا که از سال ۲۰۰۱ سیاست اسراییل را در خاورمیانه به اجرا گزاشته، باز چنین هوایی در سر دارد. ولی توجیه و مشروع شناختن آن به این ترتیب و از سوی اهل منطقه و کسانی که کشور خودشان هم به این ترتیب در معرض آسیب قرار می گیرد، اسباب حیرت است.

جالب تر اینکه یکی دیگر از شرکت کنندگان، ادعا کرد که مناطق کرد نشین در اشغال است !! و این مسئله با استقلال کردستان عراق حل خواهد شد و حاجت به استدلال دیگری نیست. به این ترتیب ایرانیان نیز به طور ضمنی در زمره ی اشغالگران سرزمین کردستان منظور گشتند !! البته اگر در این منطقه یک کشور شهرت مصنوعی بودن و اشغالگری داشته باشد، همان اسراییل است که تبدیل به نقطه ی کور بحث در باره ی این مسائل شده و نامی ازش برده نمی شود. به رغم اینکه بازیگر اصلی این خیمه شب بازی استقلال کردستان نیز می باشد.

جدایی و تجزیه ی کشور کار شوخی برداری نیست و اصل یکپارچگی سرزمینی، پایه ی اساسی هر کشوری است. برای نمونه، در اسپانیا قانون اساسی بر پایه ی وحدت غیر قابل تجزیه ی اسپانیا، میهن مشترک همه اسپانیایی ها قرار دارد. اما همین قانون اساسی حق خود مدیریتی ملیت ها (Nationalités) و منطقه ها را به رسمیت شناخته و آن را تضمین می کند.

در ایتالیا نیز برابر قانون اساسی، جمهوری تجزیه ناپذیر است، اما خود مدیرتی به رسمیت شناخته شده و دولت در تقویت اختیارات محلی می کوشد. (۲)

این گونه تصمیم گیری های شتابزده برای کشوری که تازه از شر دیکتاتوری صدام و کشتار اشغالگران آمریکایی و یورش ددمنشانه ی داعش خلاصی یافته و دولتش با انتخابات آزاد سر کار آمده، تنها توجیه انداختن مردمش به یک مهلکه ی دیگر است. استقلال خواهی اقلیم کردستان عراق که از آغاز از سوی چند قبیله ی ایدئولوژی زده، به عنوان خواست مردم این خطه عرضه شده، سنگ اندازی در راه دمکراسی و در نهایت بر باد دادن استقلال عراق است و لطمه ای عظیم به ملت عراق وارد می سازد. بی اعتنایی به احوال این مردم مصیبت کشیده به جای خود، توهم اینکه این استقلال خواهی زیر پرچم آمریکا و اسراییل منجر به رفاه و خوشبختی مردم محل می شود خیالبافی است. حکومت قومی بر مبنای خون و نژاد، عقب مانده ترین و بدترین نوع حکومت است و در مرتبه ی نخست منجر به درگیری های قومی و ایلاتی خواهد شد. پاکسازی قومی مردم کرد که از آغاز سقوط صدام در این منطقه شاهدش بوده ایم، به این ترتیب ادامه خواهد یافت.

این برنامه ی استقلال نیست، طرح جنگ داخلی است در کشوری که تا به حال از جنگ خارجی و سلاخی دست نشاندگان دول خارجی، بیشترین لطمات را دیده است. نباید با این سبکسری، موجه جلوه اش داد.

دوشنبه، ۹ مرداد ۱۳۹۶
2017 Jul, 31st Mon

(۱) (روبه ی شماره ی ۳۷– تلوزیون من تو)؛ از دقیقه ی ۲۲.۴۱ به بعد.
(۲) یکپارچگی سرزمینی در قانون های اساسی- محمدرضا خوبروی پاک

این مقاله برای تارنمای "Iranliberal.com" نوشته شده است و نقل آن با ذکر منبع آزاد است.

۱۳۹۶ شهریور ۲۸, سه‌شنبه

درون بیکران اندوه من

سال ها پس از زندان تازه فهمیدم آنچه که با من می کرده اند، "شکنجه ی سپید" نام داشته است. بعدها بود که فهمیدم بازی "بازجوی خوب و بازجوی بد" یعنی چه. گیرم که مرا له کردید، با جوجه های نشسته در آشیان چه می کنید ؟


زاده ی پس از سقوط ۵۷ بودن و میراث کشتارهای انقلاب و دهه ی ۶۰ و هشت سال جنگ بی فرجام ویرانگر بودن، سخت است. آسان نبود با خودم کنار بیایم، نمی توانستم سکوت کنم. در من چیزی می جنبید، دردناک بود که تماشاگر باشم. اشکانم برای #ندا بی اجازه جاری می شد. باور نمی کردم آنچه را که بر آنان گزشت و بر من گزشت و بر #ایران گزشت.

تقصیر خودم بود، اما باور کنید زمانی که مردم به جنایات #خمینیو خمینی زادگان رام شده بودند و سر در گریبان فرو کرده بودند، من تنها کودکی بودم که دلش می خواست برود جبهه !! من خام ترین و ساده ترین و لگد مال شده ترین کودک آن شهر نبودم، اما دردناک اینجاست که شاید تنها ترین کودکی بودم که زود یا زودتر از بقیه فهمیدم که همه چیز تنها یک دروغ است.

فهمیدم که خدایی نیست، زمانی که آموزگار یکم راهنمایی آداب نماز را به گوشم می خوراند. فهمیدم که هم کلاسی من از من محترم تر است چون پدرش فلان کاره ی جایی است و با مدیر و زیر دستی هایش رابطه ی سرور و نوکری دارد، برای راه انداختن کاری یا وامی یا سفارشی.

فهمیدم تحقیر من سازمان یافته است. پیرتر که شدم، به راستی بیشتر دلم برای خودم سوخت. یاد خدمتی که بی کم و کاست کردم و تازیانه ها و فشارهایی که در عوضش به من دادند.

اپوزوسیون مردمی بودن برای من ذاتی بود؛ برای دیگران می شد با یک جفت کفش تاختش زد و رفت به دنبال زندگی !!

مرگ بر جمهوری اسلامی در من بود، اما نمی توانستم گوسپند و گرگ در رخت گوسپند را تشخیص دهم. روحم را یک بار ندا آتش زد... دخترکان نازنینی که می توانستند امروز باشند و نفس بکشند، اما امان از خمینی زادگان آدمکش.

خدایی نیست. باردارم از این همه تجاوز، از اینکه هر کسی با هر ترفندی هر گاه که توانست به من دست اندازی کرد و من از این همه تجاوز مردم باردارم. از تجاوز سرمایه داری، از تجاوز تحقیر و استبداد و شکنجه و آزاد و انسان ستیزی. از تجاوزهای دینی و دولتی و آرمانی و نژادی و ملی و قومی و عقیدتی و از تجاوز بانک ها و ارتش ها و مدرسه ها و مسجد ها، متنفرم... بیزارم.

من از این همه تجاوز باردارم و روزی نه چندان دور فرزند عقده ی خود را با فریاد درد و نفرین انتقام خواهم زایید.

باشد تا آتش دوزخ از تو چه سازد، که مادران داغدیده هنوز از سجاده ها سر برنگرفته اند.

به امید روز ملی آخوند کشان...

جاوید ایران زمین
زنده باد آزادی

۱۳۹۶ شهریور ۲۷, دوشنبه

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل: وضعیت حقوق بشر در ایران نگران کننده است

زید رعد حسین، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، ایران را یکی از کشورهای نگران کننده در زمینه رعایت حقوق بشر برشمرده است.


آقای حسین روز سه‌شنبه ۲۰ شهریور در سخنانی در در شورای حقوق بشر در ژنو، از محدودیت شدید آزادی عقیده و بیان و دستگیری مدافعان حقوق بشر، خبرنگاران و فعالان شبکه‌های اجتماعی نام برده است. کمیسرعالی حقوق بشر اشاره به بد رفتاری گسترده با زندانیان کرده و گفته است حتی قوه قضائیه بسیار غیرانسانی با مجرمان برخورد می‌کند.او گفت که ایران بالاترین میزان اعدام در جهان را داشته که بسیاری از آنها در رابطه با مواد مخدر بوده، اما اینگونه جرائم در جهان مستحق اعدام شناخته نمی‌شوند.

ایران یکی از چند کشوری بود که آقای حسین در سخنان خود در شورای حقوق بشر در ژنو، به مناسبت شروع آخرین سال خود در این سمت، در مورد وضعیت حقوق بشر در جهان مطرح کرد.وضعیت حقوق بشر در ایران در سالهای اخیر انتقاد بسیاری از نهادهای بین‌المللی و مدافع حقوق بشر را برانگیخته است. آمار بالای اعدام‌ها، سرکوب اقلیت‌های مذهبی و قومی، نقض آزادی بیان و زندانی کردن دگراندیشان و فعالان مدنی از جمله رفتارهای حکومت ایران است که مورد انتقاد قرار گرفته.

بخشی از تحریم‌های ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی به دلیل نقض حقوق بشر در ایران است. وزارت خارجه آمریکا اردیبهشت ماه گذشته در گزارشی از تحریم افراد و مقامات جمهوری اسلامی در رابطه با نقض حقوق بشر، به کنگره ارائه کرد.

سازمان عفو بین‌الملل نیز با انتشار گزارش مفصلی به شرح موارد متعدد آزار و زندانی کردن مدافعان حقوق بشر در ایران پرداخت و اعلام کرد که دستگاه قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران با مدافعان حقوق بشر همچون مجرمان و معاندان حکومت رفتار می کنند.

۱۳۹۶ شهریور ۲۶, یکشنبه

بنیاد سوروس، براندازی در پوشش فعالیت خیرخواهانه

بنیاد سوروس که سال های زیادی امیال صهیونیست منشانه ی خود را قالب فعالیت های خیرخواهانه پیش برده و عامل براندازی چند رژیم سیاسی بوده اکنون با بحران عمیقی مواجه شده و مردم آمریکا در حال جمع آوری امضا برای شناسایی این بنیاد به عنوان یک نهاد تروریستی هستند.


تاریخچه و پیشینه ی بنیاد سوروس
بنیاد سوروس "Soros Foundation" با نام اصلی بنیاد جامعه باز "Open Society Institute – OSI" متعلق به جورج سوروس، سیاست‌مدار و سرمایه دار یهودی تبار آمریکایی، در سال ۱۹۹۳ تأسیس شد. هدف این موسسه، آن طور که خود عنوان می‌کند ایجاد و حفظ ساختارها و نهادهایجامعه باز است. خود مؤسسه و رسانه‌های غربی فعالیت بنیاد مذکور را از کمک انسان‌دوستانه گرفته تا بهداشت عمومی و رعایت حقوق بشر و اصلاحات اقتصادی عنوان می‌کنند؛ اما عملاً پشتیبان مالی و آموزشی جنبش‌های برانداز جهان است.

جورج سوروس به واسطه تشکیل یک شرکت سرمایه گذاری و یک سازمان مطالعاتی حقوق بشر در بیشتر نقاط جهان، به نفع توسعه صهیونسیم فعالیت می کند. بنیاد سوروس بارها به نقش مؤثر در تغییر قدرت در بسیاری از کشورهای جهان متهم شده است؛ اتهامی که مالک این بنیاد آن‌ها را رد نکرده است. سوروس تحت عنوان فعالیت‌های «نیکوکارانه» و «بشردوستانه» سرمایه‌گذاری‌هایی برای جنبش‌های‌براندازی انجام داد و تاکنون ۶ میلیارد ‌دلار صرف کارهای سیاسی به ویژه در اروپای شرقی و کشورهای استقلال‌ یافته‌ شوروی سابق کرده است.

پایگاه خبری «ریل زایونیزم نیوز» راجع به سوروس می‌نویسد:«سوروس اصولاً فردی ضددین است و برای زیرسوال بردن ادیان و به ویژه مسیحیت خواهان رواج قانونی فحشاگری و همجنس بازی به ویژه در حوزه بالکان است.» سوروس همچنین بنیاد "راتشیلد" را با همکاری یاران صهیونیست خود از جمله ریچارد کاتز، نیلز تاب و مایکل سیکورل در گرجستان و اکراین بنا کرد.

وی در کشورهای هدف در کنار بنیانگزاری شرکت برای کسب ثروت و سرمایه گزاری، سازمانی مطالعاتی را برای چگونگی مصرف این درآمدها شکل می دهد و نکته قابل توجه اینکه این دو سازمان حق برقراری رابطه مستقیم و تبادل نظر با یکدیگر را ندارند. هدف از این عمل جلوگیری از هرگونه اتهام دولت ها مبنی بر حمایت سوروس از مخالفین این کشورهاست.

این بنیاد با ارائه اعتبار به محققین و طرح هایی در رابطه با کتابخانه و شبکه های اینترنتی، برنامه های اطلاع رسانی، نظرسنجی های گسترده، در مراکز مطالعاتی در کشورها شروع به فعالیت کرد و سپس با ارزیابی مخالفان دولت مرکزی و حمایت از روزنامه های مخالف دولت، حمایت از سازمان های فعال حقوق بشر و حمایت از جنبش های دانشجویی به عنوان پشتوانه حرکت های مردمی، زمینه را برای انقلابی آرام فراهم می کند. آرام بودن و جلوگیری از خونریزی در این تحرکات نیز از چهارچوب های بنیاد به شمار می آید.

یکی از متغیرهای بنیادی رشد و فراگیری این موسسه استفاده از ابزارهای مالی شرکت های اقتصادی کلان بوده است. در واقع یکی از اصول اساسی تفکر صهیونیستی توجه به اصول اقتصادی است به طوری که لابی صهیونیست در کشورهای مختلف جهان با استفاده از همین ابزار اقتصاد به پیشبرد اهداف خود می پردازد .

بنیاد سوروس در تمام کشورها ارتباط خوبی با سازمان های فعال حمایت از حقوق بشر دارد و حتی برخی از آنها را به طور غیرمستقیم هدایت می کند. نکته جالب توجه آن که طبق مطالعات به عمل آمده این بنیاد معمولاً در همه کشورها با حکومت های آنان مشکل داشته و باب طبع سران کشورها نیست.

در حال حاضر بنیاد سوروس در بیش از ۳۰ کشور جهان از جمله جمهوری های آذربایجان، ‌ارمنستان، ‌ازبکستان، اوکراین، ‌تاجیکستان، روسیه، گرجستان، قرقیزستان، ‌قزاقستان و مولداوی نمایندگانی فعال دارد.

برای اولین بار در سال ۱۹۹۷ و در جریان ورشکستگی مالی و اقتصادی کشورهای جنوب شرق آسیا، فعالیت بنیاد مذکور به آسیای میانه کشیده شد و در کشورهای این منطقه نمایندگی‌هایی را تحت عنوان «جامعه باز» تأسیس نمود. انقلاب های مخلمین در کشورهای مد نظر و تغییر نظام سیاسی این کشورها از اهداف اصلی این موسسه است.

در واقع یک سناریوی مشترک اما با نام های مختلف نظیر انقلاب نارنجی، گل سرخ، رزهای گرجی یا انقلاب مخملی با اندکی تغییر در جزئیات و بازیگران صحنه برای هر سه کشور صربستان (۲۰۰۰)، گرجستان (۲۰۰۳)، اوکراین (۲۰۰۴) به رهبری آمریکا و سازمان های وابسته به این کشور در قالب سازمان های خیریه در فاصله چند سال از یکدیگر اجراء شد و منجر به روی کارآمدن حکومت دلخواه آمریکایی ها در این کشورها با انتخاب رهبران جدید شد.

ردپای سوروس را از برزیل تا روسیه و قفقاز و تا آسیای جنوب شرقی، ترکیه، یونان، و... می تواند رصد کرد. مواردی نظیر ایجاد بحران مصنوعی در بازار سهام روسیه، ایجاد بحران اقتصادی بزرگ در کشورهایی چون مالزی و تایلند که منجر به سقوط ارزش پول ملی این کشورها در برابر دلار شد، دخالت در انتخابات ریاست جمهوری برزیل در خرداد ماه سال ۸۱، شکل گیری تحولات در صربستان، گرجستان، اوکراین و... حاصل فعالیت های این یهودی آمریکایی به وسیله ی بنیاد خیریه ی "سوروس" است.

حمایت از گروه های دانشجویی همسو با افکار دولت حاکمه ی آمریکا، توجه به نقاط ضعف اقتصادی کشورها، ایجاد امیدواری به آینده های روشن با رفع مشکلات اقتصادی با تغییر هیئت حاکمه، کسب بحران هویت ملی از وجوه مشترک تمامی دگرگونی های حاصل در صربستان، گرجستان، اوکراین و... بوده است.

در صربستان گروه دانشجویی «اوتبور» به معنای «مقاومت»، در گرجستان گروه دانشجویی «کمارا» به معنای «بس است»، در اوکراین گروه دانشجویی «پورا» به معنای «زمانش رسیده»، پرچمدار مقاومت ها و شورش های خیابانی بوده اند.

فعالیت بنیاد سوروس در گرجستان
در جریان انقلاب رز بودکه بنیاد سوروس در تفلیس به کمک برای برگزاری نظرسنجی انتخاب‌کنندگان اقدام کردکه نتایج آن با گزارش مقدماتی کمیسیون مرکزی انتخابات گرجستان در تضاد و تناقضی جدی قرار گرفت و حکایت از پیروزی ائتلاف مخالفان موسوم به "نهضت ملی" در انتخابات پارلمانی ۲ نوامبر سال ۲۰۰۳ این کشورداشت.

جورج سوروس در تابستان سال ۲۰۰۵ مراسم دهمین سالگرد تأسیس "موسسه‌ ی جامعه‌ ی باز" را در تفلیس، پایتخت گرجستان، برگزار کرد و در کنفرانسی مطبوعاتی از «انقلاب صورتی» این کشور تجلیل کرد و گفت:«از نقشی که این بنیاد در آماده کردن جامعه‌ گرجستان برای پدیدآوردن انقلاب صورتی بازی کرد، خرسند و مفتخرم.»

فشارها و شیطنت‌های بنیاد سوروس سبب شد تا «ادوارد شواردنادزه» از سمت ریاست جمهوری گرجستان استعفا دهد، به طوری که بنیاد سوروس با صرف ۲۰ میلیون دلار به حمایت از مخالفین «شوارد‌نادزه» برخاست. بنابراین سوروس جهت براندازی نادزه حدود ۵۰۰ هزار دلار در شبکه روستاوی ۲ که نقش برجسته ای در انقلاب مخملی گرجستان داشت سرمایه گذاری نمود تا از این طریق ضمن تشویق مردم به شورش با آموزش لازم آنها را برای رسیدن هر چه سریع تر به اهداف انقلابی نزدیک نماید. اقدامات سوروس در گرجستان به جایی رسید که پس از استعفای نادزه در تشکیل دولت جدید چهار تن از اعضای دولت جدید گرجستان شامل وزرای آموزش و پرورش، دادگستری، دارایی و ورزش جوانان وابسته به میلیارد یهودی یعنی جرج سوروس حضور داشتند که قبلاً کارمند دفاتر وی محسوب می شدند.

ادوارد شواردنادزه، در جولای سال ۲۰۱۰ ضمن مصاحبه با روزنامه ی گرجی "آساوال داساوالی" به نقش مستقیم سوروس و یارانش در انقلاب رز اشاره کرد. چندی بعد "سوروس" در گفت و گویی با "لوس آنجلس تایمز" نیز اظهارداشت که تمایل دارد سناریوی گرجستان در کشورهای آسیای مرکزی یعنی تاجیکستان، ازبکستان، قزاقستان، قرقیزستان و ترکمنستان هم تکرار شود و در ادامه افزود که ساختارهایی که توسط وی به ایجاد شده اند به طور فعالی حامی روند دموکراسی سازی در کشورهای منطقه هستند.

درصورتی که با نگاهی به تحولات اخیر در گرجستان و اوکراین پر واضح بود که بنیاد سوروس بیشتر در تلاش است که افرادی را بر مسند اقتدار در کشورهای منطقه بنشاند که یا تحت تعلیم آمریکا هستند و یا به نوعی حامی جدی منافع این کشور در منطقه هستند.

چند ماه پس از تغییر در هیئت حاکمه گرجستان، "ساکاشویلی" به عنوان رئیس جمهور و قهرمان به اصطلاح انقلاب گل سرخ اعلام کرد: «ارتش زیر نظر وزارت دفاع آمریکا یعنی پنتاگون بازسازی می شود و "گلابژواشویلی" معاون وزیر دفاع در دولت شواردنادزه به عنوان وزیر دفاع جدید منصوب شده است» وزیر دفاع جدید از 7 ماه قبل از آن یعنی در تیرماه 82 در آمریکا به سر می برد. پس از انتصابش به تفلیس بازگشت. او طی مدت مذکور در حال گذراندن یک دوره آموزشی ویژه زیرنظر پنتاگون بود.

ساکاشویلی دو هفته ی بعد یعنی در اسفند ۸۲ در سفر به واشنگتن اعلام کرد:«آمریکا طی سال های آینده ۱۰ هزار نیروی نظامی گرجستان را آموزش می دهد و در تشکیل ارتش جدید بر اساس استانداردهای ناتو و در چارچوب برنامه های پنتاگون نقش ایفا خواهد کرد.»

فعالیت بنیاد سوروس در اوکراین
نقش جدی بنیاد سوروس در وقوع «انقلاب نارنجی» سال ۲۰۰۴ اوکراین مورد تائیدکارشناسان سیاسی و امنیتی است. به همین دلیل بود که در سال ۹۴، مسکو با آگاهی کامل از سال‌ها فعالیت‌ خرابکارانه و در پی لایحه «کنگره ملی روسیه» مبنی بر ممنوعیت فعالیت ۱۲ بنیاد و موسسه در روسیه، به اعلام ممنوع بودن هرگونه فعالیت بنیاد سوروس اقدام کرده است. در ماه جولای امسال، دوما رأی به منع فعالیت ۱۲ موسسه‌ ای داد که در جاسوسی از روسیه و تلاش برای براندازی پوتین بودند که نام بنیاد سوروس در رأس بود.

در اوکراین "گروه پورا" بسیاری از آموزش ها برای آغاز چنین حرکت انقلابی را تحت نظر "رهبران اوتبور" گذرانده بودند. به گزارش یکی از روزنامه های اوکراین همزمان با آغاز تظاهرات آرام مردم در "کی اف" و حضور دانشجویان در خیابان های این شهر، برخی از رهبران اوتبور تلاش می کردند وارد اوکراین شوند که با مخالفت سران کی اف مواجه شده بودند.

همزمان با تحولات در این کشور، تشکیلاتی با نام «زنایو» که از حمایت بیش از ۱۰۰ سازمان غیردولتی و مردمی برخوردار است پیش از انتخابات حدود ۷  میلیون بروشور و اطلاعیه در سراسر کشور پخش کرده و از مردم خواسته بود تا به جنبش خیابانی بپیوندند. در میان حامیان مالی «زنایو» نظیر چندین سازمان موقوقه آمریکایی، سازمان اوقاف آمریکا نقش «بنیاد سوروس» از همه چشمگیرتر است.

فعالیت بنیاد سوروس در آذربایجان
از دسامبر سال ۲۰۰۴ میلادی، بنیاد سوروس اقدام به استخدام نیروهای جدید از میان غیرشیعیان و اصحاب مطبوعات در جمهوری آذربایجان نمود. این بنیاد در باکو با حمایت مالی نمایندگان مؤسسه جامعه باز، کتاب "‌حاکمیت و فساد مالی" که اثر یک نویسنده آمریکایی به نام "سوزان روزو اکرامان" است را به زبان آذری منتشر نمود. در این کتاب اطلاعات زیادی در زمینه انتخابات، رشوه پول شویی در آذربایجان داده شده است.

در ادامه با وقوع تحولات و پدیدار شدن انقلاب نارنجی در این کشور بنیاد مذکور و سفارت آمریکا در باکو تعدادی از مخالفان دولت را برای طی آموزش های لازم به اوکراین اعزام کردند. این مساله در حالی بود که به گفته «ولادیمیر تیموشکنو» یکی از نمایندگان مجلس اوکراین تظاهرات خیابانی در "کیف" با حمایت آمریکا و شخص سوروس صورت می گیرد.

از سوی دیگر با توجه به بافت مذهبی جمهوری آذربایجان بنیاد سوروس برای از هم پاشیدن بنیادهای اجتماعی و مذهبی این کشور تلاش می کند. علاوه بر این نمایندگی بنیاد مذکور در آذربایجان تاکنون ۲۰ میلیون دلار در راستای فعال سازی رسانه ها و سازمان های غیردولتی علیه دولت این کشور هزینه نموده است.

فعالیت بنیاد سوروس در ارمنستان
بنیاد مذکور در ارمنستان نیز سعی در ایجاد شکاف بین این کشور وروسیه دارد چرا که ارمنستان مهم ترین پایگاه روسیه در قفقاز جنوبی شناخته می شود. سوروس در این کشور سعی دارد از طریق رسانه ها به تشویش فضای سیاسی جامعه بپردازد.

فعالیت بنیاد سوروس در تاجیکستان
افزایش مخالفت ها از طریق رسانه ها، در تاجیکستان هم توسط بنیاد سوروس علیه نظام حاکم دنبال می شود به گونه ای که رئیس جمهور تاجیکستان با اظهار نگرانی از فعالیت های این بنیاد در این کشور تصریح نمود که روزنامه های «روزنو»، «وارورود»، «اودامو اولام» و برخی رادیوهای خصوصی از سوی بنیاد سوروس حمایت مالی شده و هدف اصلی آنها فرسوده کردن حکومت تاجیکستان است.

فعالیت بنیاد سوروس در قزاقستان و قرقیزستان
باید گفت که بنیاد سوروس با حمایت رژیم صهیونیستی اسراییل و آمریکا سعی دارد از طریق شبکه های تلویزیونی، ‌طرح های آموزشی، ‌اینترنت، کتاب و مؤسسات غیردولتی در دو کشور قزاقستان و قرقیزستان نیز زمینه‌های شکل گیری دموکراسی هدایت شده و متناسب با اهداف رژیم صهیونیستی و آمریکا را فراهم سازد.

در همین راستا دولت قزاقزستان در اواخر سال ۲۰۰۲ به بهانه اینکه بنیاد سوروس قانون مالیاتی قزاقسان را نقض کرده است، بازرسی هایی را از این بنیاد آغاز کردند.

فعالیت های بنیاد سوروس در برزیل
سخنان سوروس، در خردادماه سال ۱۳۸۱ در گفت و گو با روزنامه «فولیو سائوپولو» در حمایت از یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری که خشم بسیاری را در برزیل بر انگیخت. «در نظام نوین سرمایه داری، سران کشورها را فقط آمریکا تعیین می کند. در انتخابات برزیل نباید نامزد مخالف سیاست های ما انتخاب شود. در واقع این برزیلی ها نیستند که رأی می دهند. چنانچه نامزد دیگری انتخاب شود، در صحنه اقتصاد برزیل آشفتگی های بزرگی رخ خواهد داد.

فعالیت بنیاد سوروس در ایران
بنیاد سوروس از موسسات و مراکزی که به دنبال ایجاد شکاف در بین مردم  و هازمان مدنی در ‌ایران هستند، حمایت می‌ کند. که مهم‌ ترین مورد آن حمایت و پشتیبانی بنیاد سوروس از مرکز ویلسون که "هاله ی اسفندیاری" از مدیران بخش خاورمیانه‌ ای آن است، می باشد. بر اساس اذعان هاله ی اسفندیاری، بنیاد سوروس با حمایت کردن از برنامه ی خاورمیانه‌ ای مرکز ویلسون به دنبال ایجاد یک شبکه ی ارتباط غیر رسمی در ایران بوده در جهت عملی نمودن اهداف تجزیه طلبانه در ایران بوده است. این مسئله به این معنا است که بنیاد سوروس سعی دارد تا در مناطقی از جهان با بهانه ی حمایت از دموکراسی و حقوق بشر جریانات سیاسی را به نفع رژیم اسراییل هدایت کند که مهم ترین ابزار از راه  برنامه های مختلف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و استفاده از سرمایه های هنگفت رژیم مذکور است به منظور تقویت قوم گرایی و پیشبرد برنامه ی به اصطلاح "هویت طلبی" اقوام ایرانی.

افزایش اعتراضات عمومی به فعالیت های بنیاد سوروس
افشای جنایات و خرابکاری های بنیاد سوروس باعث شده که هم اکنون مردم آمریکا از دانلد ترامپ رییس جمهور آمریکا بخواهند تا هرچه سریع تر نام بنیاد جورج سوروس را در لیست گروه‌های تروریستی قرار دهد. در این راستا تاکنون ۶۳ هزار نفر این درخواست مزبور را امضا کرده‌اند و تا ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۷ میلادی باید نزدیک به ۳۷ هزار نفر دیگر آن ‌را امضا کنند تا کاخ سفید و شخص رئیس جمهور آمریکا درخواست را بررسی کند.

در متن این درخواست آمده است:«جوروج سوروس، میلیاردر آمریکایی به عمد و به طور مداوم در تلاش برای بی ثبات کردن آمریکا و اعمال خشونت علیه کشور و مردم ایالات متحده است. به همین منظور امضاکنندگان از دولت فدرال و وزارت دادگستری آمریکا می‌خواهند که به سرعت شخص جوروج سوروس و تمامی بنیادها و شرکت‌های تابعه آن را تروریستی دانسته و نسبت به توقف فعالیت و مصادره اموال آن اقدام کنند.»

در نهایت باید دید این بنیاد که سرمایه عظیمی برای صهیونیست ها به شمار می آید و در راستای برآوردن اهداف آنها عمل می کند به چه سرنوشتی دچار خواهد شد؟ آیا اعتراضات اخیر همچون دیگر حرکت های مردمی آمریکا که در تضاد با منافع سیاستمردان است در خفا خاموش خواهد شد و یا خواهد توانست طومار این نهاد به ظاهر خیرخواهانه و در عمل ضدمردمی را در هم پیچد؟!

ملیحه سالم
پژوهشگر مسائل سیاسی

۱۳۹۶ شهریور ۲۵, شنبه

قمار بزرگ

در شرایطی که امروزه کشورها به این نتیه رسیده اند که بقای آنها گروی ایجاد ائتلاف و اتحاد با کشورهای دیگر می باشد برخی تلاش دارند کشورها را تجزیه کنند، چند روز مانده به موعد مقرر برای رفراندوم استقلال کردستان عراق و از تهدید های مختلف گرفته تا هیات های مذاکره کننده از طرف کشورهای مختلف همه تلاش دارند بگونه ای این ماجرا را پایان بخشند.


در گیر و دار سرنگونی امپراتوری عثمانی طرح سایکس پیکو جهت تقسیم ارثیه این امپراتوری پیاده شد که بدون در نظر گرفتن شرایط قومی و یا مذهبی ملت های منطقه وفقط بر اساس صلاح دید مارک سایکس انگلیسی و فرانسوا ژرژ پیکوی فرانسوی تدوین شده بود.

این دو یعنی ساکس و پیکو باور داشتند که منطقه خاور میانه را بهتر از افراد دیگر می شناسند و کار خود را بر این اساس توجیه می کردند که می توانند امنیت و زندگی بهتری را برای اهالی این مناطق به ارمغان بیاورند اما از آن وقت تا به امروز مردم این منطقه هتا یک روز خوش به خود ندیده اند.

در واقع هدف این دو توافق مسالمت آمیز انگلیس و فرانسه برای تسلط بر مناطق مختلف در خاور میانه بوده و لا غیر.

پس از جنگ جهانی دوم ایالات متحده به این باور رسید که در توافق سایکس پیکو منافع این کشور لحاظ نشده و بر ضرورت تجزیه مجدد منطقه بر اساس منافع خود اصرار ورزید و کارشناسان مختلف مسئول تدوین طرح های برای تجزیه مجدد منطقه بر اساس منافع ایالات متحده گشتند.

همانگونه که در ابتدای تدوین طرح سایکس پیکو ایجاد یک دولت یهودی به نام اسراییل نیز در نظر گرفته شده بود امروزه ایالات متحده هم در همه طرح های خود منافع اسراییل در منطقه را در نظر می گیرد.

با این شرایط طبق طرح های موسوم به طرح برنارد لویس و یا مرز های خونین و یا طرح آتلانتیک و یا طرح راه خانم کلینتون … منطقه خاورمیانه باید به چهارده کشور جدید باز تجزیه گردد که اگر به نقشه های این طرح ها در اینترنت نگاه کنید می بینید منطقه ای که داعش تا همین چند روز پیش تلاش داشت در اختیار بگیرد با نام "سنی استان" نام گزاری شده و طبق این طرح ها منطقه ای به نام کردستان و شیعه استان و … باید ایجاد گردد.

حال که طرح سنی استان شکست خورده طرح موسوم به کردستان پا گرفته.

یکی از دلایلی که زمینه برای این نوع چالش ها همیشه در این منطقه فراهم است سردرگمی اهالی این منطقه برای انتخاب نوع نظام سیاسی مورد علاقه خود می باشد.

پس از فروپاشی خلافت عثمانی اهالی این مناطق که برای قرن ها در سامانه ی حکومت خلافتی زندگی کرده بودند با خلع نظام سیاسی مواجه شدند.

برخی باور داشتند که نظام های مشابه نظام غرب برای آنها بهتر است و برخی دیگر نظام های شرقی را باور داشتند.

برخی هم اصرار داشتند که باید به همان نظام قبلی خلافت اسلامی بازگردند.

با توجه به اینکه هیچ کدام از این سیستم ها شرایط نوین اهالی این منطقه را در بر نگرفته بود و با ساختار فرهنگی اهالی این مناطق همخوانی نداشت بدیهی بود که این نظام ها همگی با مشکلات متعدد مواجه شوند.

در برخی شرایط نظام هایی که حکومت اقلیت بر اکثریت را تحمیل می کرد مانند آنچه در لبنان شاهد آن بودیم نیز بر اهالی این منطقه نیز تحمیل شد.

رهبران کشورهای عربی تلاش کردند با ایجاد اتحادیه عرب از بحث کشورهای تجزیه شده به سمت کشورهایی متحد پیش بروند که خوب امروزه می بینیم این اتحادیه با چه شرایطی مواجه است.

مشکل اصلی از هم پاشیده شدن این اتحادیه هم این بود بخش بزرگی از قومیت های کشورهایی که امروزه به نام عربی تلقی می گردد اصلا عرب نیستند، مانند کرد ها.

در حالی که ساختار سهم بندی قومی و مذهبی میان اقوام مختلف در لبنان ناکامی خود را نشان داده بود شاهد آن بودیم که پس از حمله به عراق ایالات متحده مشابه همان ساختار را در عراق پیاده کرد و به جای اینکه شرایطی پیش آید که در آن هویت عراقی اولویت داشته باشد هویت قومی و مذهبی اولویت پیدا کرد.

بدیهی است با این شرایط عراق به هیچ وجه نخواهد توانست روی خوش به خود ببیند و همیشه برخی باور خواهند داشت که به دلیل شرایط مختلف حق و حقوق آنها ضایع شده.

بازگشت عراق به ساختار پیشین حکومت اقلیت بر اکثریت هم غیر ممکن می باشد.

به همین دلیل برخی از اقوام مانند کرد ها به فکر استقلال که آرزوی دیرینه آنها بود افتاده اند، امری که امروزه تنها مورد حمایت اسراییل است و مشخص است چرا اسراییل از آن حمایت می کند، چون می داند این ماجرا به یک جنگ و خونریزی جدید در منطقه منجر خواهد شد و قطعا در این شرایط دشمنان آن درگیر یکدیگر خواهند ماند.

استقلال کردستان عراق تنها به خود منطقه خود مختار کردستان عراق بر نمی گردد بلکه مسئله ای است که بر کل منطقه خاورمیانه تاثیر خواهد داشت.

برخی از کرد های ترکیه و ایران و سوریه هم خواهان آن خواهند بود که به سمت استقلال و یا پیوستن به کردستان عراق پیش بروند.

با توجه به اینکه بخش بزرگی از کردهای ایران شیعه هستند، ممکن است این ماجرا برای ایران مشکل کمتری ایجاد کند اما قطعن برای ترکیه و سوریه مشکل بزرگ تری بوجود خواهد آمد که در نهایت منجر به آن خواهد شد که کرد های ایران نیز تحریک شوند.

در صورتی که کردها کشور مستقل خود را تشکیل دهند هیچ بعید نیست دیگر اقوام در منطقه نیز به فکر کشور مستقل خود بیافتند و قطعن برای به دست آوردن مناطق راهبردی با یکدیگر به جنگ خواهند پرداخت.

برای نمونه اقلیم کردستان عراق اصرار دارد مناطق عرب نشین کرکوک که مملوء از نفت است و همچنین دشت های نینوا که عمومن عرب و مسیحی نشین است را در استقلال اقلیم خود بگنجاند امری که قطعا منجر به آن خواهد شد که عرب ها ب کرد ها وارد جنگ شوند.

بدیهی است که به دلیل شرایط پیش آمده ایران – ترکیه – عراق و سوریه منطقه کردستان عراق را در نوعی محاصره و تحریم منطقه ای قرار خواهند داد و دیگر شرایط اجتماعی و اقتصادی فعلی بر این مناطق حکم فرما نخواهد بود.

به این دلیل می توان گفت آقای بارزانی قمار بزرگی را انجام داده که بر مبنای آن نه فقط آینده مردمان کرد را به خطر خواد انداخت بلکه آینده کل منطقه را به خطر خواهد انداخت.