رد شدن به محتوای اصلی

گلایه‌ های شاه و سفیر آمریکا از گارد شاهنشاهی

وقتی نیروهای نظامی از خدمت فرار کردند.

ویلیام سالیوان رایزن ایالات متحده در تهران، در دیدار با اعلا حضرت محمد رضا شاه پهلوی در ۲۲ آذر ۱۳۵۷، از فعالیت گارد شاهنشاهی انتقاد کرد که بر اساس گزارش او که در تارنمای ویکی‌ لیکس منتشر شده است، "شاه هم موافقت کرد و گفت این ماجرا نشان می‌ دهد که باید هر چه زودتر راهی برای برون‌ رفت از بحران بیابیم".


منبع سند ویکی لیکس

دیدار دیگر با شاه
تاریخ: چارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۵۷ /  ۱۳ دسامبر ۱۹۷۸

از: تهران، ایران
به: وزارت امور خارجه

۱. در دیدار روز ۱۲ دسامبر که در تلگراف پیشین گزارش آن ارائه شد، از شاه راجع به خبر کشته شدن شماری از افسران به دست یک سرباز گارد سلطنتی پرسش کردم. او درستی این گزاره را تایید کرد.

۲. به توصیف شاه، در روز ۱۱ دسامبر دو نفر از سربازان گارد، به هنگام ناهار وارد ناهارخوری افسران شده و با تفنگ خودکار به روی آن‌ها آتش گشودند. افسران هم با تفنگ های کمریشان به آنها شلیک کردند؛ در این درگیری، ۱۲ تن کشته شده و حدود ۴۰ تن دیگر زخمی شدند. چار تن از کشته‌ شدگان از میان افسران بوده و باقی را کارکنان ناهارخوری تشکیل می‌ دهند که در میان تیراندازی گرفتار شدند. هر دو یورشگر (تروریست) نیز کشته شدند.

۳. من راجع به تیراندازی به استاندار همدان پرسش کردم. شاه گفت که این موضوع برایش بسیار عجیب است. استاندار همدان به طور سطحی آسیب دیده، اما راننده ی او کشته شده و "تروریست" یورشگر که سرباز ژاندارمری بوده، خودکشی کرده است. برخی از زوایای ماجرا درست به دید نمی‌ رسد و به همین دلیل باور کردن این داستان برای شاه نیز مشکل است.



۴. به شاه گفتم که ماجرای گارد شاهنشاهی بسیار آزار دهنده است. او هم موافقت کرد و گفت این ماجرا نشان می‌ دهد که باید هر چه زودتر راهی برای برون‌ رفت از بحران بیابیم. او نمی‌ داند که چند تن دیگر فراخوان خمینی (حرامزاده) را اجابت خواهند کرد. از او پرسیدم که آیا شمار زیادی از ارتشی‌ ها ترک خدمت کرده‌ اند ؟ او گفت شماری از خدمت گریخته‌ اند. پرسیدم که آیا اسلحه‌ هایشان را نیز با خود برده‌ اند ؟ او گفت برخی از آنها اسلحه‌ هایشان را برده‌ اند.

۵. اوضاع خوب نیست.

۶. توضیح: درخواست دارم که انتشار این پیام به دقت ارزیابی شود، این اطلاعات نباید در اختیار هیچ دولت دیگری قرار بگیرد و همچنین نباید به این ماجرا در شرح موقعیت صادره از وزارت امور خارجه ارجاع داده شود.

سالیوان

ترجمه: شیدا قماشچی

همین جستار در کیهان سوئد

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

رونمایی از کس کش اعظم و وروره جادوی پاسدار قالیباف

چندی است که ویدیو کلیپ هایی از فردی منتشر می شود که دقیقن حرف دل رنج دیدگان و مردم ستم دیده ی ایران را می زند. او نقابی بر چهره زده است تا ماهیت درنده ی گرگش را پنهان سازد. "سید محید حسینی" از توله حرامزادگان الله پرست تازی باقی مانده از یورش الله پرستان عرب نخستین به کشورمان می باشد که هم اکنون با داغ اسلام اهریمنی بر دل و پیشانی دعاگوی خویش، سالیان سال است که مشاور مطبوعاتی و رسانه ای پاسدار "قالیباف" در شهرداری رژیم در تهران می باشد. فردی که سیل ارقام نجومی رد و بدل شده ی شهرداری و بده بستان ها و البته رانت خواری شخصی خودش از این موهبت سفره ی نکبت جمهوری اسلامی را دیده و هم از آن خوان پربرکت خمینی حرامزاده، بسیار نوشیده و چشیده. وی در یکی از ویدیو کلیپ هایی که از وی منتشر شده است، با حساب بر روی ساده لوحی مخاطبان خود در سیستان و بلوچستان، از احساسات انسانی آنها سو استفاده کرده و خود را در حالی هم آوا و همراه آنان و شریک درد و رنج و فقرشان جا می زند که تو گویی وی در همه ی این چهل سال عمر نکبتی که از ولایت فقیه گرفته، نه تنها روحش هم از فقر دهشتناک و فاحش د...

وقتی امید دانا و هم خوابه اش صدیقه زرین کلاه مشتاق آبادی، مادر قهبگی را معنی می کنند

من کم ترین (امید باقر خاله): "مدیونید اگر فکر کنید افزون بر گفتارم، اندکی هتا اندکی، در کردار در زندگی روزمره ام تناقض وجود دارد !!" من و همسرم کارد هواله ی شکم مردم ایران می کنیم، اما خودم سه برابر روزهای جوراب فروشیم شده ام و همسرم مثل ندید بدیدها فرتور غذاها و رستوران ها و باز رستوران ها و غذاها را به چشم کارد به شکم خوردگان می کشانیم تا چشمشان کور شود و جیکشان درنیاید. من و همسرم به هنرمندان فحاشی می کنیم و آنها را بی سواد و احمق می خوانیم، اما خودمان تا دلتان بخواهد با تک تک هنربندان رژیم فرتور می اندازیم و منتشر می کنیم؛ هتا با افشین بله افشین خواننده ی بدصدا و جلف که یادتون هست... «دیگه ازت بدم میاد، پیشم نیا عروسک» !! من و همسرم همیشه از شبکه ی من و تو انتقاد می کنیم. من خودم همیشه به آن می گویم "مهد کودک من و تو"، اما هتا با مجری من و تو هم فرتور یادگاری می گیرم !! من و همسر کم ترینم، در فضای همگانی هر جور دلمان بخواهد می گردیم و می چرخیم و فرتورهای نگو و نپرس منتشر می کنیم، اما به دیگران ایراد می گیریم که چرا در خانه ی خودشان با شلوار...

بس که این ملت خر است

مملکت در دست مشتی خائن غارتگر است بس که این ملت خر است حال روشنفکر بیچاره ز بد هم بد تر است بس که این ملت خر است مغزها له شد به زیر سم ملایان قم وای در عصر اتم صحبت عمامه و تسبیح و ریش و منبر است بس که این ملت خر است هر که حرفی زد ز آزادی دهانش دوختند جان ما را سوختند حرف حق این روز ها گویی گناه منکر است بس که این ملت خر است مملکت افسوس برگشته به صد ها سال پیش حرف عمامه است و ریش گوز من بر ریش هر چه شیخ در هر کشور است بس که این ملت خر است خاک شهر قم گمان داری بشر می پرورد تخم خر میپرورد زانکه هر سو شیخکی بر منبری در عرعر است بس که این ملت خر است ما که می دانیم حال شیخ ها در حجره ها وای بر احوال ما کز تف هم درسها ماتحتشان دائم تر است بس که این ملت خر است شیخ ریقویی که دائم بود دنبال لوات در پی فور و بساط با فلان پاره اش امروز یک شیر نر است بس که این ملت خر است وانکه خیک گنده اش پر بود دائم از عرق چونکه برگشته ورق پیش چشم ملت اکنون بهتر از پیغمبر است بس که این ملت خر است معده هر شیخ چون پ...