رد شدن به محتوای اصلی

پیام اعلا حضرت محمد رضا شاه پهلوی آریامهر در بیست و هشتمین سالروز تصویب اعلامیه ی جهانی حقوق بشر در ۲۰ اُم آذر ماه ۲۵۳۵ شاهنشاهی

بیست‌ و هشتمین سالروز تصویب اعلامیه ی جهانی حقوق بشر را به ملت ایران و همه ی نیک‌ اندیشان جهان شاد باش می‌ گوییم. فرارسیدن این روز و مراسمی که به این مناسبت در سراسر جهان برگزار می‌ شود، برای جامعه ی بشری این فرصت را فراهم می‌ سازد که اقدامات خویش را در جهت اعتلای حقوق انسانی طی سال‌ هایی که از تصویب اعلامیه گزشته‌ است، مورد ارزیابی قرار دهد و نقایص و دشواری‌ هایی را که در راه تحقق هدف‌ های مندرج در اعلامیه پیش آمده‌ است، بازشناسد.


بی گمان از زمان تصویب اعلامیه ی جهانی حقوق بشر، پیشرفت‌ های بی‌ سابقه‌ ای نصیب جوامع عصر ما شده‌ است. رهایی بیش از نیمی از مردم جهان از بند استعمار، دستیابی بسیاری از ملت‌ ها به ثروت‌ ها و منابع طبیعی خود، تعدیل موازنه ی قدرت‌ های بین‌ المللی، آگاهی بیش از پیش مردم در سراسر کره ی زمین به حقوق حقه ی خویش، از جمله دست‌ آوردهای جامعه ی بشری پس از تصویب اعلامیه‌ های جهانی حقوق بشر است. با این وجود، هنوز در راه تحقق کامل هدف‌ های مندرج اعلامیه ی جهانی و میثاق‌ های حقوق بشر، دشواری‌ های بسیاری در پیش است. فقر، کمبود مواد غذایی، جنگ و ستیزهای منطقه‌ ای، تبعیضات نژادی و افزایش روزافزون فاصله ی بین کشورهای ثروتمند و فقیر، همچنان صلح و آرامش و بهزیستی مردم جهان را تهدید می‌ کند.


در کشورهای صنعتی، آلودگی محیط زیست، نابسامانی‌ های اخلاقی و اجتماعی و افزایش بزهکاری‌ ها، مسائل تازه‌ ای را برای جوامع انسانی به وجود آورده‌ است. خوشبختانه در میان همه ی دشواری‌ ها و مسائلی که جوامع صنعتی و سنتی با آن روبرو هستند، کشور ما از یک محیط آرام و توام با کوشش و تلاش در راه اعتلای حقوق انسان برخوردار است. آنچه تحولات جامعه ی ما را در جهت اعتلای حقوق بشر امتیازی خاص می‌ بخشد، هماهنگی این تحولات با ارزش‌ های عالی میراث فرهنگی ما است. این هماهنگی موجب شده‌ است که فعالیت در جهت تامین رفاه همه ی گروه‌ ها در کشور ما بدون توسل به خشونت و اختناق و رفتارهای غیر انسانی انجام گیرد و راه برای تحقق واقعی اصول اعلامیه ی جهانی و میثاق‌ های حقوق بشر هموار گردد. توفیق همه ی نیک‌ اندیشان جهان را در راه به وجود آوردن دنیایی بر پایه ی صلح و عدالت و رفاه برای همه مردم جهان، آرزو داریم.

همین جستار در کیهان سوئد

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

بس که این ملت خر است

مملکت در دست مشتی خائن غارتگر است بس که این ملت خر است حال روشنفکر بیچاره ز بد هم بد تر است بس که این ملت خر است مغزها له شد به زیر سم ملایان قم وای در عصر اتم صحبت عمامه و تسبیح و ریش و منبر است بس که این ملت خر است هر که حرفی زد ز آزادی دهانش دوختند جان ما را سوختند حرف حق این روز ها گویی گناه منکر است بس که این ملت خر است مملکت افسوس برگشته به صد ها سال پیش حرف عمامه است و ریش گوز من بر ریش هر چه شیخ در هر کشور است بس که این ملت خر است خاک شهر قم گمان داری بشر می پرورد تخم خر میپرورد زانکه هر سو شیخکی بر منبری در عرعر است بس که این ملت خر است ما که می دانیم حال شیخ ها در حجره ها وای بر احوال ما کز تف هم درسها ماتحتشان دائم تر است بس که این ملت خر است شیخ ریقویی که دائم بود دنبال لوات در پی فور و بساط با فلان پاره اش امروز یک شیر نر است بس که این ملت خر است وانکه خیک گنده اش پر بود دائم از عرق چونکه برگشته ورق پیش چشم ملت اکنون بهتر از پیغمبر است بس که این ملت خر است معده هر شیخ چون پ

اسناد شرارت و آدم فروشی محسن مخملباف

" محسن مخملباف " که در سال ۱۳۵۳ به همراه دو نفر دیگر، اقدام به  یورش تروریستی  با چاقو به پاسبان خیابان ایران (مرحوم شامبیاتی) می کنند، در درگیری با وی مجروح و دستگیر می شود. اینک مستندات پرونده ی مخملباف را به نقل از گزارش ساواک و نیز گزارش روزنامه ی اطلاعات در اختیار همگان می گزاریم. همچنین گواهی نزدیکان و قربانیان وی مبنی بر همکاریش با آدمخوار رژیم لاجوردی (فرنشین وقت زندان اوین)، در دستگیری و پرونده سازی برای مخالفان جمهوری اسلامی را نیز مورد بررسی قرار می دهیم. گزارش ساواک از دستگیری محسن مخملباف سازمان اطلاعات و امنيت كشور س. ا. و. ا. ک خيلی محرمانه گزارش بازجویی مشخصات متهم "محسن" فرزند "حسين"، شهرت مخملباف، شماره ی شناسنامه ۶۱۴۴۸ تهران، متولد ۱۳۳۶ تهران، شغل كارگر بازار (پسته ‌فروشی) مغازه ی لطفعليان، سرای پايدار، محل سكونت: تهران خيابان صفاری، كوچه ی يخچال، نبش كوچه، بالای لبنياتی، منزل اجاره‌ ای، مجرد، ميزان تحصيلات سوم متوسطه، دين اسلام، مذهب شيعه اثنا عشری، تابعيت دولت شاهنشاهي ايران، فاقد سابقه ی اتهامی و كيفری از نظر ضد امنيتی م

رونمایی از کس کش اعظم و وروره جادوی پاسدار قالیباف

چندی است که ویدیو کلیپ هایی از فردی منتشر می شود که دقیقن حرف دل رنج دیدگان و مردم ستم دیده ی ایران را می زند. او نقابی بر چهره زده است تا ماهیت درنده ی گرگش را پنهان سازد. "سید محید حسینی" از توله حرامزادگان الله پرست تازی باقی مانده از یورش الله پرستان عرب نخستین به کشورمان می باشد که هم اکنون با داغ اسلام اهریمنی بر دل و پیشانی دعاگوی خویش، سالیان سال است که مشاور مطبوعاتی و رسانه ای پاسدار "قالیباف" در شهرداری رژیم در تهران می باشد. فردی که سیل ارقام نجومی رد و بدل شده ی شهرداری و بده بستان ها و البته رانت خواری شخصی خودش از این موهبت سفره ی نکبت جمهوری اسلامی را دیده و هم از آن خوان پربرکت خمینی حرامزاده، بسیار نوشیده و چشیده. وی در یکی از ویدیو کلیپ هایی که از وی منتشر شده است، با حساب بر روی ساده لوحی مخاطبان خود در سیستان و بلوچستان، از احساسات انسانی آنها سو استفاده کرده و خود را در حالی هم آوا و همراه آنان و شریک درد و رنج و فقرشان جا می زند که تو گویی وی در همه ی این چهل سال عمر نکبتی که از ولایت فقیه گرفته، نه تنها روحش هم از فقر دهشتناک و فاحش د