رد شدن به محتوای اصلی

دلقک های مقصر

وقتی می گویم "دلقک مقصر"، منظورم اینست که طرف در عین جدیت در دلقک بازی، تقصیرکار هم هست. بیشتر این زنان هستند که می توانند نقش برجسته ای در مهوریت مسائل جنسی و ماجرای سرکوب شدگی تاریخی خود را روایت کنند، اما دقیقن همین زن ها هستند که بیشترشان از پذیرفتن این نقش تاریخی برای سربرداشتن از حقارت تاریخی و دینی و تحمیلی، شانه خالی می کنند.

#بی_حجاب_شویم
این خفت طلبی و این سرافکندگی، تنها منحصر به زنانی نمی شود که هم اکنون در فاشیسم جنسی و تبعیض جنسیتی اسلامی در زیر تحکم رژیم دین سالار جمهوری اسلامی به سر می برند، بلکه هستند انبوهی از زنانی از تمدن و ملیتی دیگر که هرگز مزه ی اینگونه تبعیض ها و فاشیسم زن سیتزانه را نچشیده اند و در راستای نظام سیاسی و امنیتی مرد سالاری که در جهان نهادینه است و به علت آنکه خیلی دست و پا شکسته و عمر تلف نموده تا خودش را در میان مردان، سری توی سرها درآورد و جایگاهی را اشغال کند که همیشه و هتا تا امروز، بیش از ۹۰% در اختیار مردان است، پس حقوق زن بودنش را می تواند به آسانی نادیده بگیرد.

این زن های موقعیت طلب و سیاست باز، خواستار منافع شخصی در راستای منافع جمعی سیاست بازان مرد سالارند که برای آزادی زنان ایرانی و استیفای حقوق انسانیشان، تره هم خورد نمی کنند و اهمیتی قائل نیستند. تا کوچک ترین فرصت و سوراخی برای لیس زدن کاسه ی نفت برای چشم های آبی همیشه تشنه ی شان پیش می آید، طوری له له می زنند و سر و کله ی شان در تهران پیدا می شود که انگار نافشان را با چاقوی زنجان بریده بوده اند !!


می آیند به ایران و با رژیم زن ستیز مرد کش ولایت فقیه لاس ها می زنند و مانند بره ای رام، چشمشان را بر همه ی جنایت های رژیم می بندند و برای سالی یکی دو ملیارد دلار دلالی و پول بری بیشتر، وجدان که ندارند، حیثیت مردم آزادی خواه خود را می برند. یادتان نرود که کابینه ی فمنیستی سوئد که دولتی چپ و مرتجع سوسیالیستی است، در ۲۰۱۶ برای عقد همین قراردادهای تجاری و اقتصادی با رژیم، در تهران "رژه ی شرم" رفتند و در برابر آخوند روحانی لچک بر سر کردند و دست به سینه ایستادند.

این یکی هم یکی از همان دست زنان است که در قحطی لچک عربی، یکی از مردان غیرت خرکی جمع پیراهن خود را درآورده و برای این زن لچک ساخته است !! ببینید که این زنک با چه حقارتی خودخواسته و خودکرده، در میان جمعی مرد، چون گوسپندی در میان گرگان نشسته است...




همین جستار در کیهان سوئد

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

بس که این ملت خر است

مملکت در دست مشتی خائن غارتگر است بس که این ملت خر است حال روشنفکر بیچاره ز بد هم بد تر است بس که این ملت خر است مغزها له شد به زیر سم ملایان قم وای در عصر اتم صحبت عمامه و تسبیح و ریش و منبر است بس که این ملت خر است هر که حرفی زد ز آزادی دهانش دوختند جان ما را سوختند حرف حق این روز ها گویی گناه منکر است بس که این ملت خر است مملکت افسوس برگشته به صد ها سال پیش حرف عمامه است و ریش گوز من بر ریش هر چه شیخ در هر کشور است بس که این ملت خر است خاک شهر قم گمان داری بشر می پرورد تخم خر میپرورد زانکه هر سو شیخکی بر منبری در عرعر است بس که این ملت خر است ما که می دانیم حال شیخ ها در حجره ها وای بر احوال ما کز تف هم درسها ماتحتشان دائم تر است بس که این ملت خر است شیخ ریقویی که دائم بود دنبال لوات در پی فور و بساط با فلان پاره اش امروز یک شیر نر است بس که این ملت خر است وانکه خیک گنده اش پر بود دائم از عرق چونکه برگشته ورق پیش چشم ملت اکنون بهتر از پیغمبر است بس که این ملت خر است معده هر شیخ چون پ

اسناد شرارت و آدم فروشی محسن مخملباف

" محسن مخملباف " که در سال ۱۳۵۳ به همراه دو نفر دیگر، اقدام به  یورش تروریستی  با چاقو به پاسبان خیابان ایران (مرحوم شامبیاتی) می کنند، در درگیری با وی مجروح و دستگیر می شود. اینک مستندات پرونده ی مخملباف را به نقل از گزارش ساواک و نیز گزارش روزنامه ی اطلاعات در اختیار همگان می گزاریم. همچنین گواهی نزدیکان و قربانیان وی مبنی بر همکاریش با آدمخوار رژیم لاجوردی (فرنشین وقت زندان اوین)، در دستگیری و پرونده سازی برای مخالفان جمهوری اسلامی را نیز مورد بررسی قرار می دهیم. گزارش ساواک از دستگیری محسن مخملباف سازمان اطلاعات و امنيت كشور س. ا. و. ا. ک خيلی محرمانه گزارش بازجویی مشخصات متهم "محسن" فرزند "حسين"، شهرت مخملباف، شماره ی شناسنامه ۶۱۴۴۸ تهران، متولد ۱۳۳۶ تهران، شغل كارگر بازار (پسته ‌فروشی) مغازه ی لطفعليان، سرای پايدار، محل سكونت: تهران خيابان صفاری، كوچه ی يخچال، نبش كوچه، بالای لبنياتی، منزل اجاره‌ ای، مجرد، ميزان تحصيلات سوم متوسطه، دين اسلام، مذهب شيعه اثنا عشری، تابعيت دولت شاهنشاهي ايران، فاقد سابقه ی اتهامی و كيفری از نظر ضد امنيتی م

رونمایی از کس کش اعظم و وروره جادوی پاسدار قالیباف

چندی است که ویدیو کلیپ هایی از فردی منتشر می شود که دقیقن حرف دل رنج دیدگان و مردم ستم دیده ی ایران را می زند. او نقابی بر چهره زده است تا ماهیت درنده ی گرگش را پنهان سازد. "سید محید حسینی" از توله حرامزادگان الله پرست تازی باقی مانده از یورش الله پرستان عرب نخستین به کشورمان می باشد که هم اکنون با داغ اسلام اهریمنی بر دل و پیشانی دعاگوی خویش، سالیان سال است که مشاور مطبوعاتی و رسانه ای پاسدار "قالیباف" در شهرداری رژیم در تهران می باشد. فردی که سیل ارقام نجومی رد و بدل شده ی شهرداری و بده بستان ها و البته رانت خواری شخصی خودش از این موهبت سفره ی نکبت جمهوری اسلامی را دیده و هم از آن خوان پربرکت خمینی حرامزاده، بسیار نوشیده و چشیده. وی در یکی از ویدیو کلیپ هایی که از وی منتشر شده است، با حساب بر روی ساده لوحی مخاطبان خود در سیستان و بلوچستان، از احساسات انسانی آنها سو استفاده کرده و خود را در حالی هم آوا و همراه آنان و شریک درد و رنج و فقرشان جا می زند که تو گویی وی در همه ی این چهل سال عمر نکبتی که از ولایت فقیه گرفته، نه تنها روحش هم از فقر دهشتناک و فاحش د