رد شدن به محتوای اصلی

پرونده ی قتل بیژن ابراهیمی در بریتانیا: پلیس به "نژاد پرستی سازمانی" متهم شد

بیژن ابراهیمی سال ۲۰۱۳ به طرز فجیعی در شهر بریستول به قتل رسید. گزارشی تازه درباره ی قتل بیژن ابراهیمی، پناهنده ی ایرانی ساکن شهر بریستول بریتانیا، نشان می‌ دهد که ماموران پلیس و شهرداری بارها پس از شکایت‌ های آقای ابراهیمی، طرف آزار دهندگان او را گرفته‌ اند.


گروه "بریستول امن‌ تر" (Safer Bristol) در این گزارش به "قصور گروهی" پلیس منطقه ی اوون و سامرست و شورای شهر بریستول در پرونده ی آقای ابراهیمی اشاره می‌ کند.بیژن ابراهیمی، پناهنده ی ایرانی‌ تبار و معلول ساکن بریتانیا، سال ۲۰۱۳ به طرزی فجیع در خانه‌ اش کشته شد. جیمز لی همسایه ی او، با این گمان اشتباه که آقای ابراهیمی به فرزندش نظر داشته، او را به به قصد کشت زد و جسدش را در بیرون خانه‌ اش به آتش کشید !!

پیش از این هم، هیئت رسیدگی به شکایات از پلیس بریتانیا، در گزارشی نتیجه گرفت که پلیس می‌ توانسته جلوی کشته شدن بیژن ابراهیمی را بگیرد، اما در این کار ناکام مانده و این قصور ناشی از "جانبداری نژاد پرستانه ی پلیس، چه به صورت خودآگاه و چه به صورت ناخود آگاه" بوده است.

گزارش تازه که دوشنبه ۱۸ دسامبر (۲۷ آذر) منتشر شده است، می‌ گوید که در کارکرد پلیس و شورای شهر، نشانه‌ های "نژادپرستی سازمانی" یافته است. گزارش تازه می‌‌ گوید:

"شواهدی در دست است که نشان می‌ دهد آقای ابراهیمی به کرات هدف بد رفتاری نژادی و آزار افراد قرار گرفته و این رفتار بارها به پلیس منطقه ی اوون و سامرست و شورای شهر بریستول گزارش شده، اما نمایندگان هر دو سازمان، طرف آزارد هندگان را گرفته‌ اند".


جیمز لی همسایه ی بیژن ابراهیمی، او را کشت. شورای شهر بریستول، یافته‌ های این گزارش را پذیرفته و ماروین ریس شهردار بریستول، در نامه‌ ای به خانواده ی آقای ابراهیمی، از آنها پوزش خواهی کرده است. پلیس منطقه ی اوون و سامرست هم، گزارش تازه را پذیرفته و گفته است: "ما هر آنچه در توان داشته باشیم انجام خواهیم داد تا مانع از تکرار این تراژدی شویم" !!

قاتل بیژن ابراهیمی به زندان ابد محکوم شد و دو افسر پلیس در دادگاهی در بریستول، به دلیل کوتاهی در انجام وظیفه در ارتباط با این پرونده، محکوم و زندانی شدند. در گزارش هیئت مستقل رسیدگی به شکایات پلیس که چند ماه پیش منتشر شد، آمده بود که پلیس در طول هفت سال منتهی به مرگ بیژن ابراهیمی، بارها در انجام وظایفش کوتاهی کرده است.

بنا بر آن گزارش، مأموران پلیس به کرات درخواست‌ های کمک آقای ابراهیمی از جمله تماس آخر او یک ساعت پیش از قتلش را نادیده گرفته و او را فردی "دروغگو و دردسرساز" می‌ دانسته‌ اند.

گاهشمار پرونده ی قتل بیژن ابراهیمی
۱۶ ژوییه ۲۰۱۳: جسد بیژن ابراهیمی در بیرون از خانه‌ اش در محله ی بریزلینگتون بریستول در حالی پیدا شد که در آتش سوخته بود. پرونده به کمیسیون مستقل رسیدگی به شکایات از پلیس بازبرد داده شد.

۱۹ سپتامبر ۲۰۱۳: هیئت رسیدگی به شکایات پلیس، شش افسر پلیس را به دلیل سو رفتار احضار کرد.‌

۲۸ نوامبر ۲۰۱۳: لی جیمز به جرم قتل بیژن ابراهیمی به زندان ابد محکوم و زندانی شد. استیون نورلی به دلیل همکاری در قتل، به چار سال زندان محکوم شد.

۲۱ دسامبر ۲۰۱۵: کوین دافی و اندرو پسمور از افسران پلیس، به اتهام کوتاهی در انجام وظیفه، مجرم شناخته شدند.

۲۲ ژانویه ۲۰۱۶: این دو نفر از کار برکنار شدند.

۹ فبریه ۲۰۱۶: کوین دافی به ده ماه و اندرو پسمور به چار ماه زندان محکوم شدند.

۳ می ۲۰۱۶: هلن هریس و لیان وینتر، دو افسر پلیس از خدمت معلق شدند.

۱۵ ژوئیه ۲۰۱۷: هیئت رسیدگی به شکایات از پلیس بریتانیا، در گزارش خود گفت که پلیس می‌ توانسته جلوی کشته شدن بیژن ابراهیمی را بگیرد، اما در این کار کوتاهی کرده است.

همین جستار در کیهان سوئد

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

رونمایی از کس کش اعظم و وروره جادوی پاسدار قالیباف

چندی است که ویدیو کلیپ هایی از فردی منتشر می شود که دقیقن حرف دل رنج دیدگان و مردم ستم دیده ی ایران را می زند. او نقابی بر چهره زده است تا ماهیت درنده ی گرگش را پنهان سازد. "سید محید حسینی" از توله حرامزادگان الله پرست تازی باقی مانده از یورش الله پرستان عرب نخستین به کشورمان می باشد که هم اکنون با داغ اسلام اهریمنی بر دل و پیشانی دعاگوی خویش، سالیان سال است که مشاور مطبوعاتی و رسانه ای پاسدار "قالیباف" در شهرداری رژیم در تهران می باشد. فردی که سیل ارقام نجومی رد و بدل شده ی شهرداری و بده بستان ها و البته رانت خواری شخصی خودش از این موهبت سفره ی نکبت جمهوری اسلامی را دیده و هم از آن خوان پربرکت خمینی حرامزاده، بسیار نوشیده و چشیده. وی در یکی از ویدیو کلیپ هایی که از وی منتشر شده است، با حساب بر روی ساده لوحی مخاطبان خود در سیستان و بلوچستان، از احساسات انسانی آنها سو استفاده کرده و خود را در حالی هم آوا و همراه آنان و شریک درد و رنج و فقرشان جا می زند که تو گویی وی در همه ی این چهل سال عمر نکبتی که از ولایت فقیه گرفته، نه تنها روحش هم از فقر دهشتناک و فاحش د...

وقتی امید دانا و هم خوابه اش صدیقه زرین کلاه مشتاق آبادی، مادر قهبگی را معنی می کنند

من کم ترین (امید باقر خاله): "مدیونید اگر فکر کنید افزون بر گفتارم، اندکی هتا اندکی، در کردار در زندگی روزمره ام تناقض وجود دارد !!" من و همسرم کارد هواله ی شکم مردم ایران می کنیم، اما خودم سه برابر روزهای جوراب فروشیم شده ام و همسرم مثل ندید بدیدها فرتور غذاها و رستوران ها و باز رستوران ها و غذاها را به چشم کارد به شکم خوردگان می کشانیم تا چشمشان کور شود و جیکشان درنیاید. من و همسرم به هنرمندان فحاشی می کنیم و آنها را بی سواد و احمق می خوانیم، اما خودمان تا دلتان بخواهد با تک تک هنربندان رژیم فرتور می اندازیم و منتشر می کنیم؛ هتا با افشین بله افشین خواننده ی بدصدا و جلف که یادتون هست... «دیگه ازت بدم میاد، پیشم نیا عروسک» !! من و همسرم همیشه از شبکه ی من و تو انتقاد می کنیم. من خودم همیشه به آن می گویم "مهد کودک من و تو"، اما هتا با مجری من و تو هم فرتور یادگاری می گیرم !! من و همسر کم ترینم، در فضای همگانی هر جور دلمان بخواهد می گردیم و می چرخیم و فرتورهای نگو و نپرس منتشر می کنیم، اما به دیگران ایراد می گیریم که چرا در خانه ی خودشان با شلوار...

بس که این ملت خر است

مملکت در دست مشتی خائن غارتگر است بس که این ملت خر است حال روشنفکر بیچاره ز بد هم بد تر است بس که این ملت خر است مغزها له شد به زیر سم ملایان قم وای در عصر اتم صحبت عمامه و تسبیح و ریش و منبر است بس که این ملت خر است هر که حرفی زد ز آزادی دهانش دوختند جان ما را سوختند حرف حق این روز ها گویی گناه منکر است بس که این ملت خر است مملکت افسوس برگشته به صد ها سال پیش حرف عمامه است و ریش گوز من بر ریش هر چه شیخ در هر کشور است بس که این ملت خر است خاک شهر قم گمان داری بشر می پرورد تخم خر میپرورد زانکه هر سو شیخکی بر منبری در عرعر است بس که این ملت خر است ما که می دانیم حال شیخ ها در حجره ها وای بر احوال ما کز تف هم درسها ماتحتشان دائم تر است بس که این ملت خر است شیخ ریقویی که دائم بود دنبال لوات در پی فور و بساط با فلان پاره اش امروز یک شیر نر است بس که این ملت خر است وانکه خیک گنده اش پر بود دائم از عرق چونکه برگشته ورق پیش چشم ملت اکنون بهتر از پیغمبر است بس که این ملت خر است معده هر شیخ چون پ...