رد شدن به محتوای اصلی

پیام شاهزاده رضا پهلوی در پشتیبانی از جنبش حق‌ طلبی ملت ایران - ۱۴ دی ماه ۲۵۷۶

هم‌ میهنان، درد شما، درد من است.
من دردتان را می‌ فهمم وقتی پول شما هزینه ی کشتار کودکان سوریه می‌ شود.


هم‌ میهنانم... خواست شما، خواست من است؛ من درد شما را می‌ فهمم وقتی آب و خاک سرزمینمان را با بی‌ تدبیری به نابودی کشانده‌‌ اند و هم وطن ایزه‌ ای که کارونش را از او گرفته‌ اند، آب ندارد ولی در عوض جانش را می‌‌ گیرند. من درد مردمان مشهد و قم که از ریاکاری زاهدان خرقه فروش به ستوه آمده‌ اند را با تمام وجود حس می‌ کنم.

من درد هم وطن تویسرکانی را با تمام وجود حس می‌ کنم وقتی پاسخ نیاز کار و زندگی عزیزانش را با گلوله می‌ دهند. من به هم وطن اهل دورود، درود می‌ فرستم که استوار ایستاده‌ است تا میهنمان را نجات دهد. من خواست ملیون‌ ها هم وطن به حاشیه رانده‌ شده را می‌ فهمم که نه تنها آب و خاکشان را گرفتند، که نانشان را هم بریدند. همه ی ما با زلزله‌ زدگان سر پل ذهاب هم دردیم که "مهر" حکومتی بر سرشان خراب شد.

هم‌ میهن... درمان درد من و تو، "ما شدن" است. به میدان آمده‌ ایم و تماشاگر سرکوب دیگران نیستیم. امروز، روی سخنم با سپاهیان است. طی هزاره‌ ها، نیروهای مسلح ایران همیشه با مردم بوده‌ اند، نه رو در روی مردم. شما که روزی در جبهه ی جنگ از آب و خاک و مردم ایران دفاع می‌ کردید، نمی‌ توانید و نباید امروز عامل سرکوب همان مردم باشید. رژیم از شما می‌ خواهد که با تفنگی که در همان جنگ به کار بردید، امروز مردم را هدف بگیرید.

در مقابل، هم‌ میهنان‌ِ بی‌ دفاعتان از شما انتظار دارند که به آنها بپیوندید و سپاهی باشید مدافع مردم، نه حافظ حکومت. هم‌ میهنانم... امروز به پا خاسته‌ اید تا سرنوشت خود را به دست خود رقم بزنید. مهم‌ ترین شرط پیروزی، اتحاد و مقاومت است. بدانید چون همیشه، پا به پا، همراه شما هستم و گام به گام با هم این نظام را برخواهیم چید. در فردای آن‌ روز است که آینده ی کشورمان را به دست خودمان، در آزادی واقعی تعیین خواهیم کرد.

پاینده ایران
رضا پهلوی


نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

رونمایی از کس کش اعظم و وروره جادوی پاسدار قالیباف

چندی است که ویدیو کلیپ هایی از فردی منتشر می شود که دقیقن حرف دل رنج دیدگان و مردم ستم دیده ی ایران را می زند. او نقابی بر چهره زده است تا ماهیت درنده ی گرگش را پنهان سازد. "سید محید حسینی" از توله حرامزادگان الله پرست تازی باقی مانده از یورش الله پرستان عرب نخستین به کشورمان می باشد که هم اکنون با داغ اسلام اهریمنی بر دل و پیشانی دعاگوی خویش، سالیان سال است که مشاور مطبوعاتی و رسانه ای پاسدار "قالیباف" در شهرداری رژیم در تهران می باشد. فردی که سیل ارقام نجومی رد و بدل شده ی شهرداری و بده بستان ها و البته رانت خواری شخصی خودش از این موهبت سفره ی نکبت جمهوری اسلامی را دیده و هم از آن خوان پربرکت خمینی حرامزاده، بسیار نوشیده و چشیده. وی در یکی از ویدیو کلیپ هایی که از وی منتشر شده است، با حساب بر روی ساده لوحی مخاطبان خود در سیستان و بلوچستان، از احساسات انسانی آنها سو استفاده کرده و خود را در حالی هم آوا و همراه آنان و شریک درد و رنج و فقرشان جا می زند که تو گویی وی در همه ی این چهل سال عمر نکبتی که از ولایت فقیه گرفته، نه تنها روحش هم از فقر دهشتناک و فاحش د...

وقتی امید دانا و هم خوابه اش صدیقه زرین کلاه مشتاق آبادی، مادر قهبگی را معنی می کنند

من کم ترین (امید باقر خاله): "مدیونید اگر فکر کنید افزون بر گفتارم، اندکی هتا اندکی، در کردار در زندگی روزمره ام تناقض وجود دارد !!" من و همسرم کارد هواله ی شکم مردم ایران می کنیم، اما خودم سه برابر روزهای جوراب فروشیم شده ام و همسرم مثل ندید بدیدها فرتور غذاها و رستوران ها و باز رستوران ها و غذاها را به چشم کارد به شکم خوردگان می کشانیم تا چشمشان کور شود و جیکشان درنیاید. من و همسرم به هنرمندان فحاشی می کنیم و آنها را بی سواد و احمق می خوانیم، اما خودمان تا دلتان بخواهد با تک تک هنربندان رژیم فرتور می اندازیم و منتشر می کنیم؛ هتا با افشین بله افشین خواننده ی بدصدا و جلف که یادتون هست... «دیگه ازت بدم میاد، پیشم نیا عروسک» !! من و همسرم همیشه از شبکه ی من و تو انتقاد می کنیم. من خودم همیشه به آن می گویم "مهد کودک من و تو"، اما هتا با مجری من و تو هم فرتور یادگاری می گیرم !! من و همسر کم ترینم، در فضای همگانی هر جور دلمان بخواهد می گردیم و می چرخیم و فرتورهای نگو و نپرس منتشر می کنیم، اما به دیگران ایراد می گیریم که چرا در خانه ی خودشان با شلوار...

بس که این ملت خر است

مملکت در دست مشتی خائن غارتگر است بس که این ملت خر است حال روشنفکر بیچاره ز بد هم بد تر است بس که این ملت خر است مغزها له شد به زیر سم ملایان قم وای در عصر اتم صحبت عمامه و تسبیح و ریش و منبر است بس که این ملت خر است هر که حرفی زد ز آزادی دهانش دوختند جان ما را سوختند حرف حق این روز ها گویی گناه منکر است بس که این ملت خر است مملکت افسوس برگشته به صد ها سال پیش حرف عمامه است و ریش گوز من بر ریش هر چه شیخ در هر کشور است بس که این ملت خر است خاک شهر قم گمان داری بشر می پرورد تخم خر میپرورد زانکه هر سو شیخکی بر منبری در عرعر است بس که این ملت خر است ما که می دانیم حال شیخ ها در حجره ها وای بر احوال ما کز تف هم درسها ماتحتشان دائم تر است بس که این ملت خر است شیخ ریقویی که دائم بود دنبال لوات در پی فور و بساط با فلان پاره اش امروز یک شیر نر است بس که این ملت خر است وانکه خیک گنده اش پر بود دائم از عرق چونکه برگشته ورق پیش چشم ملت اکنون بهتر از پیغمبر است بس که این ملت خر است معده هر شیخ چون پ...