رد شدن به محتوای اصلی

گفتگوی اعلا حضرت همایونی با باربارا والترز روزنامه نگار آمریکایی

"محمد رضا شاه" در گفتگوهایی پی در پی با شماری از برجسته‌ ترین گزارشگران و برنامه‌ گردانان رسانه‌ های گروهی آمریکا، جهان غرب را به انتقاد می‌ کشید و متهم به اسراف در مصرف "ماده ی شریف نفت" می‌ کرد. در سال ۱۹۷۷ میلادی (۱۳۵۶ فرار خورشیدی) شاهنشاه در گفتگو با "باربارا والترز" چهره ی تلوزیونی سرشناس آمریکا، اوج استقلال و بی‌ نیازی خود به دیگران به ویژه به آمریکا را به رخ جهانیان می‌ کشد:


- "اعلا حضرت، روزنامه‌ های ۀمریکا تحلیل‌ ها و گزارش‌ های بسیاری دارند درباره ی یاری‌های مالی سیا به کشورهای دوست. آیا سیا در ایران امروز هم نقشی دارد ؟"
+ مطمئنن. اطلاعات گردآوری می‌ کنند؛ اما ما اهمیتی نمی‌ دهیم.

- در هر حال به ایران پول می‌ دهد ؟
+ پول ؟! برای چه ؟! اگر ما به شما پول ندهیم، شما پولی به ما نخواهید داد.

- ما به خیلی از کشورهای دوست پول می‌ دهیم.
+ شاید؛ باید بدهید.

- این تسلیحاتی که شما خریداری می‌ کنید، برای یورش است یا برای دفاع ؟
+ ایران دو بار در جنگ های جهانی یکم و دوم، بر خلاف بی طرفی تهران اشغال شده است و دیگر اجازه نخواهم داد چنین
رویدادی باز تکرار شود.

- همسایگان شما به اندازه ی شما مسلحند ؟
+ با توجه به اصل سرانه و میانگین، برخی هایشان بیش از ما مسلحند.

- از مسابقه ی تسلیحاتی نمی‌ ترسید ؟
+ اگر چنین مسابقه‌ ای به ما تحمیل شود، گزینه ی دیگری نداریم. چه چیزی غیر از این ؟! تسلیم بشویم ؟!

- در آینده قیمت نفت پایین می‌ آید ؟
+ چرا باید قیمت نفت را پایین بیاوریم ؟! نفت تنها چیزیست که ما داریم. می‌ دانید خانم والترز؛ از هنگامی که قیمت نفت را بالا برده‌ ایم، قیمت کالاهای شما دست کم چارصد یا پانصد درصد بالا رفته !! به ویژه قطعات یدکی ساخت آمریکا که ایران به آنها نیاز دارد !!

تصاویر مربوط به گفتگوی اعلا حضرت محمد رضا شاه پهلوی با باربارا والترز، روزنامه‌ نگار ۀمریکایی و مجری خبر شبکه ی اِی بی سی در کاخ "صاحب قرانیه" ی نیاوران، به تاریخ ۱۹۷۷ میلادی (۱۳۵۶ فرار خورشیدی) است.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

رونمایی از کس کش اعظم و وروره جادوی پاسدار قالیباف

چندی است که ویدیو کلیپ هایی از فردی منتشر می شود که دقیقن حرف دل رنج دیدگان و مردم ستم دیده ی ایران را می زند. او نقابی بر چهره زده است تا ماهیت درنده ی گرگش را پنهان سازد. "سید محید حسینی" از توله حرامزادگان الله پرست تازی باقی مانده از یورش الله پرستان عرب نخستین به کشورمان می باشد که هم اکنون با داغ اسلام اهریمنی بر دل و پیشانی دعاگوی خویش، سالیان سال است که مشاور مطبوعاتی و رسانه ای پاسدار "قالیباف" در شهرداری رژیم در تهران می باشد. فردی که سیل ارقام نجومی رد و بدل شده ی شهرداری و بده بستان ها و البته رانت خواری شخصی خودش از این موهبت سفره ی نکبت جمهوری اسلامی را دیده و هم از آن خوان پربرکت خمینی حرامزاده، بسیار نوشیده و چشیده. وی در یکی از ویدیو کلیپ هایی که از وی منتشر شده است، با حساب بر روی ساده لوحی مخاطبان خود در سیستان و بلوچستان، از احساسات انسانی آنها سو استفاده کرده و خود را در حالی هم آوا و همراه آنان و شریک درد و رنج و فقرشان جا می زند که تو گویی وی در همه ی این چهل سال عمر نکبتی که از ولایت فقیه گرفته، نه تنها روحش هم از فقر دهشتناک و فاحش د...

وقتی امید دانا و هم خوابه اش صدیقه زرین کلاه مشتاق آبادی، مادر قهبگی را معنی می کنند

من کم ترین (امید باقر خاله): "مدیونید اگر فکر کنید افزون بر گفتارم، اندکی هتا اندکی، در کردار در زندگی روزمره ام تناقض وجود دارد !!" من و همسرم کارد هواله ی شکم مردم ایران می کنیم، اما خودم سه برابر روزهای جوراب فروشیم شده ام و همسرم مثل ندید بدیدها فرتور غذاها و رستوران ها و باز رستوران ها و غذاها را به چشم کارد به شکم خوردگان می کشانیم تا چشمشان کور شود و جیکشان درنیاید. من و همسرم به هنرمندان فحاشی می کنیم و آنها را بی سواد و احمق می خوانیم، اما خودمان تا دلتان بخواهد با تک تک هنربندان رژیم فرتور می اندازیم و منتشر می کنیم؛ هتا با افشین بله افشین خواننده ی بدصدا و جلف که یادتون هست... «دیگه ازت بدم میاد، پیشم نیا عروسک» !! من و همسرم همیشه از شبکه ی من و تو انتقاد می کنیم. من خودم همیشه به آن می گویم "مهد کودک من و تو"، اما هتا با مجری من و تو هم فرتور یادگاری می گیرم !! من و همسر کم ترینم، در فضای همگانی هر جور دلمان بخواهد می گردیم و می چرخیم و فرتورهای نگو و نپرس منتشر می کنیم، اما به دیگران ایراد می گیریم که چرا در خانه ی خودشان با شلوار...

بس که این ملت خر است

مملکت در دست مشتی خائن غارتگر است بس که این ملت خر است حال روشنفکر بیچاره ز بد هم بد تر است بس که این ملت خر است مغزها له شد به زیر سم ملایان قم وای در عصر اتم صحبت عمامه و تسبیح و ریش و منبر است بس که این ملت خر است هر که حرفی زد ز آزادی دهانش دوختند جان ما را سوختند حرف حق این روز ها گویی گناه منکر است بس که این ملت خر است مملکت افسوس برگشته به صد ها سال پیش حرف عمامه است و ریش گوز من بر ریش هر چه شیخ در هر کشور است بس که این ملت خر است خاک شهر قم گمان داری بشر می پرورد تخم خر میپرورد زانکه هر سو شیخکی بر منبری در عرعر است بس که این ملت خر است ما که می دانیم حال شیخ ها در حجره ها وای بر احوال ما کز تف هم درسها ماتحتشان دائم تر است بس که این ملت خر است شیخ ریقویی که دائم بود دنبال لوات در پی فور و بساط با فلان پاره اش امروز یک شیر نر است بس که این ملت خر است وانکه خیک گنده اش پر بود دائم از عرق چونکه برگشته ورق پیش چشم ملت اکنون بهتر از پیغمبر است بس که این ملت خر است معده هر شیخ چون پ...