رد شدن به محتوای اصلی

به سید عطا الله مهاجرانی: جناب شمبلیله، توضیح درباره ی رسوایی افشا شده از سوی ویکی لیکس یادتان رفته !!

سید عطا الله مهاجرانی یکی از مزدوران رژیم، کسی است که پس از سال ها مزدوری و روشنفکر بازی های انقلابی در قالب یک روشنفکرنمای به اصطلاح اصلاح طلب، پیوسته به گردش چرخ رژیم کمک کرده و با صورتکی از حقوق بشر، هتا در کمال وقاحت و بی شرمی، دیکتاتور ولایت فقیه یعنی شخص آیت الله خامنه ای را نزد غربی ها به عنوان کسی معرفی کرده که هتا "یک لکه ی سیاه هم در کارنامه ی اقتصادی او یافت نمی شود !!".

تارنمای افشاگر "ویکی‌ لیکس" روز آدینه ۲۹ خرداد برابر با ۱۹ ژون، حدود ۶۰ هزار سند مرتبط با رایزنی های عربستان سعودی در کشورهای مختلف را منتشر کرد که یکی از این اسناد به پرداخت یک بورس تحصیلی به ارزش ۶۵ هزار پوند از سوی رایزنی عربستان در بریتانیا به فرزند عطا الله مهاجرانی وزیر پیشین ارشاد اسلامی در دولت روباه سبز سید محمد خاتمی اختصاص دارد.

در این سند که به فبریه ی ۲۰۱۲ (بهمن ۱۳۹۰) برمی‌ گردد، وزارت مالیه ی عربستان به سعود الفیصل وزیر خارجه ی وقت این کشور اطلاع داده است که دستور وی مبنی بر موافقت با درخواست بورس تحصیلی "سید علی مهاجرانی" در دانشگاه "وارویک" (Warwick) به اجرا درآمده و چک سال نخست این بورس چار ساله به مبلغ ۱۶.۳۷۱ پوند در وجه رایزنی عربستان صادر شده تا به فرزند عطا الله مهاجرانی پرداخت شود.


در این نامه، پرداخت این بورس به عنوان "هدیه" توصیف شده است !! بدین معنی که کشوری که از لحاظ تاریخی دشمن خونی ایرانیان است، به یک مزدور سیاسی، فرهنگی و شاید اقتصادی جمهوری اسلامی، هدیه ی پولی می کند !!

گفتنی است عطا الله مهاجرانی در فاصله‌ ی سال‌ های ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۹، وزیر ارشاد در دولت یکم سید محمد خاتمی بود. او در نزدیک به یک دهه‌ ی گزشته، در آغوش پرورندگان خود در لندن اقامت دارد و به عنوان تحلیلگر در برنامه‌ های شبکه‌ ی تلوزیونی آیت الله بی بی سی شرکت می‌ کند.


متن کامل ترجمه‌ ی سند ویکی‌ لیکس به شرح زیر است:

دولت عربستان سعودی
وزارت امور مالی ریاض

موضوع: صدور چک مرتبه ی یکم برای بورسیه ی تحصیلی پسر وزیر پیشین فرهنگ جمهوری اسلامی


حضرت والا وزیر خارجه پادشاهی

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته

با توجه به دستور حضرت عالی به شماره ی ۵۳۶۸۴ و تاریخ ۱۴۳۲/۱۱/۱۳ هجری مهی (۱۱ اکتبر ۲۰۱۱ میلادی)، مبنی بر موافقت با درخواست دکتر سید عطا الله مهاجرانی (وزیر فرهنگ پیشین جمهوری اسلامی) به ارائه ی بورسی تحصیلی برای پسرش (علی) جهت ادامه ی تحصیل در مقطع دکترا در بریتانیا از راه هدیه ی مالی از سوی رایزنی مملکت سعودی در لندن برای پرداخت هزینه‌ های تحصیل او و با توجه به تلگرام جناب آقای معاون وزرات خارجه در امور اقتصادی و فرهنگی به شماره ی ۱۱/۲/۲۱/۳۱۹۵۲ و تاریخ ۱۴۳۳/۱/۲۶ هجری مهی و همراه با نامه‌ های ارائه‌ شده از سوی نام‌ برده از دانشگاهی که در آن تحصیل خواهد کرد، متضمن بر اینکه دانشگاه محل تحصیل، دانشگاه "وارویک" (WARWICK) در شهر کاونتری بریتانیا است و اینکه مبلغ هزینه‌ های تحصیلی وی ۱۲.۱۱۵ پوند برای یک سال تحصیلی است که چار سال تحصیلی ادامه خواهد داشت (از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۵)، افزون بر مبلغ ۴۲۵۶ پوند برای پوشش هزینه‌ های اسکان در هر سال تحصیلی که در مجموع مبلغ ۶۵.۴۸۴ پوند می‌ شود و از این مبلغ، هزینه ی سال نخست تحصیل پرداخت می‌ شود.


به پیوست چک به شماره ی ۳۰۵۱۱۲ و تاریخ ۲۳/۱/۲۰۱۲ میلادی به رقم ۱۶۳۷۱ پوند که بر اساس دستور رایزنی دولت عربستان در لندن صادر شده و شامل مبلغ باز نخست پرداخت به نام‌ برده است، تقدیم می‌ شود. این چک در وجه رایزنی صادر شده که با ارائه ی گواهی‌ های پرداخت و هزینه‌ کرد، قابل وصول خواهد بود.


همه ی فاضلاب ها به یک جا می ریزند
در پی این رسوایی و افشای پشتیبانی پولی فرزند این سید عرب تبار، عطا الله در پاسخ به این افتضاح گفت: "بعدن در فرصتی مناسب بدان پاسخ خواهد داد" و این وعده ی سر خرمن البته از بلندگوی آیت الله بی بی سی داده شد. اما اکنون و پس از گزشت چند سال، این سیده زاده هنوز توضیحی از برای علت دقیق پرداخت پول به خانواده اش به بهانه ی تحصیل فرزندش در مقطع دکترا، هیچ توضیحی به هیچ کس نداده و خیال فرموده که مردم هم مزدوری وی و هم نرخ مزدوری حقیرانه اش را فراموش می کنند.

وی که از فاضلاب ولایت فقیه به ولایت بریتانیای استعمارگر درآمده است، در پس صحنه با بده بستان هایی توانسته رژیم سعودی را راضی کند که برای تحصیل فرزندش پول بپردازد، ضمن آنکه خود نیز در محافل عربی در عربستان باشنده است و هتا به شاهزادگان سعودی مشاوره می دهد.

راست است هر که دور شد از اصل خویش (سید عرب) باز می جوید روزگار وصل خویش !!


همین جستار در کیهان سوئد

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

رونمایی از کس کش اعظم و وروره جادوی پاسدار قالیباف

چندی است که ویدیو کلیپ هایی از فردی منتشر می شود که دقیقن حرف دل رنج دیدگان و مردم ستم دیده ی ایران را می زند. او نقابی بر چهره زده است تا ماهیت درنده ی گرگش را پنهان سازد. "سید محید حسینی" از توله حرامزادگان الله پرست تازی باقی مانده از یورش الله پرستان عرب نخستین به کشورمان می باشد که هم اکنون با داغ اسلام اهریمنی بر دل و پیشانی دعاگوی خویش، سالیان سال است که مشاور مطبوعاتی و رسانه ای پاسدار "قالیباف" در شهرداری رژیم در تهران می باشد. فردی که سیل ارقام نجومی رد و بدل شده ی شهرداری و بده بستان ها و البته رانت خواری شخصی خودش از این موهبت سفره ی نکبت جمهوری اسلامی را دیده و هم از آن خوان پربرکت خمینی حرامزاده، بسیار نوشیده و چشیده. وی در یکی از ویدیو کلیپ هایی که از وی منتشر شده است، با حساب بر روی ساده لوحی مخاطبان خود در سیستان و بلوچستان، از احساسات انسانی آنها سو استفاده کرده و خود را در حالی هم آوا و همراه آنان و شریک درد و رنج و فقرشان جا می زند که تو گویی وی در همه ی این چهل سال عمر نکبتی که از ولایت فقیه گرفته، نه تنها روحش هم از فقر دهشتناک و فاحش د...

متلکی بر حاشیه: گفتگوی فرامرز دادرس با کون خوب سوئد

چندی پیش، یکی از مخالفان پرهیاهوی شاهزاده "رضا پهلوی" به نام "فرامرز دادرس" که خود یکی از مصدق الهی ها و هواداران سفت و سخت هزرط "محمد مصدق دله السلطنه" می باشد، با دلقک رسانه "امید دانای باقر خاله" گفتگو کرد. این گفتگو که از پستوی خانه ی امید باقر خاله و انباری جناب دادرس انجام می گرفت، مخاطبان ملیونی خود را دچار شوک کرد و نتیجه این شد که پس از گوش دادن به مشتی خزعبلات تکراری که همگی از سر عقده بازی فوران کرده بودند، به یک نتیحه ی تکراری برسند و آن اینکه هم جمهوری اسلامی اینقدرها بد نیست که این دو موجود اپوزوسیون نما، نانشان را به نرخ روزش نخورند و نه دودمان ایرانساز پهلوی آنچنان خوب و سرآمد بود که نمکدانش را نشکنند !! جناب دادرس که پس از نزدیک به یک دهه سخن فرسایی در یوتوب انباری خود، هنوز به اندازه ی "خاله شاهدانه" هم روی کسی اثر نگزاشته، با ناسپاسی هر چه تمام تر عنوان کرده است که وی نانخور ارتش شاهنشاهی نبوده و با وقاحت ویژه ی آخوندی خود را مدیون شاهنشاه آریامهر فرمانده ی کل قوای نیروهای مسلح شاهنشاهی نمی داند. از این ناسپ...

وقتی امید دانا و هم خوابه اش صدیقه زرین کلاه مشتاق آبادی، مادر قهبگی را معنی می کنند

من کم ترین (امید باقر خاله): "مدیونید اگر فکر کنید افزون بر گفتارم، اندکی هتا اندکی، در کردار در زندگی روزمره ام تناقض وجود دارد !!" من و همسرم کارد هواله ی شکم مردم ایران می کنیم، اما خودم سه برابر روزهای جوراب فروشیم شده ام و همسرم مثل ندید بدیدها فرتور غذاها و رستوران ها و باز رستوران ها و غذاها را به چشم کارد به شکم خوردگان می کشانیم تا چشمشان کور شود و جیکشان درنیاید. من و همسرم به هنرمندان فحاشی می کنیم و آنها را بی سواد و احمق می خوانیم، اما خودمان تا دلتان بخواهد با تک تک هنربندان رژیم فرتور می اندازیم و منتشر می کنیم؛ هتا با افشین بله افشین خواننده ی بدصدا و جلف که یادتون هست... «دیگه ازت بدم میاد، پیشم نیا عروسک» !! من و همسرم همیشه از شبکه ی من و تو انتقاد می کنیم. من خودم همیشه به آن می گویم "مهد کودک من و تو"، اما هتا با مجری من و تو هم فرتور یادگاری می گیرم !! من و همسر کم ترینم، در فضای همگانی هر جور دلمان بخواهد می گردیم و می چرخیم و فرتورهای نگو و نپرس منتشر می کنیم، اما به دیگران ایراد می گیریم که چرا در خانه ی خودشان با شلوار...