رد شدن به محتوای اصلی

دختری که در بازار برده فروشان الله پرست به نرخ ١٠٠ دلار فروخته شده بود، برای جانش از آلمان به کردستان عراق فرار کرد

نامش "آشواک" است ، در سال ٢٠١۴ هنگامی که ١۵ ساله بود در کردستان عراق اسیرخلافت اسلامی عراق و شام (داعش) شد و او را به سوریه بردند. در آنجا در بازار برده فروشان اسلامی، او را به ١٠٠ دلار فروختند !!


یک داعشی به نام "ابو حمام" او را خرید و او برده ی جنسی او شد و هر چه او می خواست آشواک مجبور به اجرای آن بود. آشواک می گوید:

"١٠ هفته ی تمام ابو حمام مرا مورد سو استفاده ی جنسی قرار داد و در نهایت آشواک با چند دختر دیگر، موفق به فرار شد. او ایزدی بود. درهمه ی این مدت، مجبور شد به اسلام تحمیلی روی آورد و روزی پنج بار نماز بخواند و آیات کزایی قرآن رجیم را از بر کند. او به همراه مادر و دیگر افراد خانواده اش به آلمان پناهنده شد. در آنجا آلمانی یاد گرفت، به مدرسه رفت و زندگی عادی تری را آغاز کرد. یک خواهر او به احتمال بسیار هنوز اسیر داعش است و پنج برادرش در جریان یورش داعش به ایزدی ها گم شده اند !!

دو سال پیش آشواک احساس کرد در راه بازگشت از مدرسه کسی او را تعقیب می کند. او می گوید از اینکه در آلمان بودم، با خودم گفتم اینجا امن است، نترس. اما در آغاز سال ٢٠١٨ دوباره این مرد او را تعقیب کرد و این بار به سویش آمد، با او حرف زد. این همان الله پرست برده دار داعشی صاحب آشواک بود. او می گوید از ترس بسیار زیاد، دهشت زده این مرد را نگاه می کردم که به آلمانی به من گفت آشواک هستی درسته ؟! او در یک ویدئو اکنون گفته است من به این مرد گفتم نه من آشواک نیستم و سپس به پلیس خبر دادم و در نهایت پلیس به او می گوید ما کاری نمی توانیم بکنیم، او هم پناهنده است !!


آشواک از ترسش آلمان را ترک کرده و به کردستان عراق رفته و در آنجا با پدرش زندگی می کند و می گوید در آلمان امنیت ندارم و این تنها مورد نیست. شماری داعشی که در آلمان خود را به عنوان پناهنده جا زده اند، در اینجا زندگی را همچنان بر فراریان از دست الله پرستان تروریست داعش ناامن کرده اند. پخش سرگزشت آشواک این روزها در آلمان به بحث در مورد برخورد قاطع با داعشی ها و الله پرستان در اردوگاه های پناهندگی که آنها را تهدید می کنند و به ویژه زنان و یا بی خدایان را آزار می دهند، دامن زده است.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

بس که این ملت خر است

مملکت در دست مشتی خائن غارتگر است بس که این ملت خر است حال روشنفکر بیچاره ز بد هم بد تر است بس که این ملت خر است مغزها له شد به زیر سم ملایان قم وای در عصر اتم صحبت عمامه و تسبیح و ریش و منبر است بس که این ملت خر است هر که حرفی زد ز آزادی دهانش دوختند جان ما را سوختند حرف حق این روز ها گویی گناه منکر است بس که این ملت خر است مملکت افسوس برگشته به صد ها سال پیش حرف عمامه است و ریش گوز من بر ریش هر چه شیخ در هر کشور است بس که این ملت خر است خاک شهر قم گمان داری بشر می پرورد تخم خر میپرورد زانکه هر سو شیخکی بر منبری در عرعر است بس که این ملت خر است ما که می دانیم حال شیخ ها در حجره ها وای بر احوال ما کز تف هم درسها ماتحتشان دائم تر است بس که این ملت خر است شیخ ریقویی که دائم بود دنبال لوات در پی فور و بساط با فلان پاره اش امروز یک شیر نر است بس که این ملت خر است وانکه خیک گنده اش پر بود دائم از عرق چونکه برگشته ورق پیش چشم ملت اکنون بهتر از پیغمبر است بس که این ملت خر است معده هر شیخ چون پ

اسناد شرارت و آدم فروشی محسن مخملباف

" محسن مخملباف " که در سال ۱۳۵۳ به همراه دو نفر دیگر، اقدام به  یورش تروریستی  با چاقو به پاسبان خیابان ایران (مرحوم شامبیاتی) می کنند، در درگیری با وی مجروح و دستگیر می شود. اینک مستندات پرونده ی مخملباف را به نقل از گزارش ساواک و نیز گزارش روزنامه ی اطلاعات در اختیار همگان می گزاریم. همچنین گواهی نزدیکان و قربانیان وی مبنی بر همکاریش با آدمخوار رژیم لاجوردی (فرنشین وقت زندان اوین)، در دستگیری و پرونده سازی برای مخالفان جمهوری اسلامی را نیز مورد بررسی قرار می دهیم. گزارش ساواک از دستگیری محسن مخملباف سازمان اطلاعات و امنيت كشور س. ا. و. ا. ک خيلی محرمانه گزارش بازجویی مشخصات متهم "محسن" فرزند "حسين"، شهرت مخملباف، شماره ی شناسنامه ۶۱۴۴۸ تهران، متولد ۱۳۳۶ تهران، شغل كارگر بازار (پسته ‌فروشی) مغازه ی لطفعليان، سرای پايدار، محل سكونت: تهران خيابان صفاری، كوچه ی يخچال، نبش كوچه، بالای لبنياتی، منزل اجاره‌ ای، مجرد، ميزان تحصيلات سوم متوسطه، دين اسلام، مذهب شيعه اثنا عشری، تابعيت دولت شاهنشاهي ايران، فاقد سابقه ی اتهامی و كيفری از نظر ضد امنيتی م

رونمایی از کس کش اعظم و وروره جادوی پاسدار قالیباف

چندی است که ویدیو کلیپ هایی از فردی منتشر می شود که دقیقن حرف دل رنج دیدگان و مردم ستم دیده ی ایران را می زند. او نقابی بر چهره زده است تا ماهیت درنده ی گرگش را پنهان سازد. "سید محید حسینی" از توله حرامزادگان الله پرست تازی باقی مانده از یورش الله پرستان عرب نخستین به کشورمان می باشد که هم اکنون با داغ اسلام اهریمنی بر دل و پیشانی دعاگوی خویش، سالیان سال است که مشاور مطبوعاتی و رسانه ای پاسدار "قالیباف" در شهرداری رژیم در تهران می باشد. فردی که سیل ارقام نجومی رد و بدل شده ی شهرداری و بده بستان ها و البته رانت خواری شخصی خودش از این موهبت سفره ی نکبت جمهوری اسلامی را دیده و هم از آن خوان پربرکت خمینی حرامزاده، بسیار نوشیده و چشیده. وی در یکی از ویدیو کلیپ هایی که از وی منتشر شده است، با حساب بر روی ساده لوحی مخاطبان خود در سیستان و بلوچستان، از احساسات انسانی آنها سو استفاده کرده و خود را در حالی هم آوا و همراه آنان و شریک درد و رنج و فقرشان جا می زند که تو گویی وی در همه ی این چهل سال عمر نکبتی که از ولایت فقیه گرفته، نه تنها روحش هم از فقر دهشتناک و فاحش د