رد شدن به محتوای اصلی

گاهنامه ی چندی از خیانت های گروهک تروریستی مجاهدین خلق برای ویرانی کشور

گاهنامه ی چندی از خیانت های گروهک تروریستی مجاهدین خلق برای ویرانی کشور
سوقصدهای سیاسی در ایران
سو قصد به جان شاهنشاه ایران در ۲۱ اُم فروردین ماه ۱۳۴۴ و کشته شدن دو افسر گارد جاویدان شاهنشاهی و دستگیری ۱۴ غلاده از دانشجویان تروریست کمونیست مائوییست کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور

برنامه ی ربودن "علیا حضرت شهبانو" و "ولی عهد شاهزاده رضا پهلوی" در ۱۰ اُم مهر ماه ۱۳۵۲. منوچهر "مقدم سلیمی" از گروه "نیکخواه" و "شکوه میرزادگی" سلیته ی "اسماعیل نوری علا" و ۱۰ غلاده تروریست دیگر دستگیر شدند.

ترور "سرتیپ طاهری" در ۲۲ اُم امرداد ماه ۱۳۵۱ از سوی گروهک تروریستی مجاهدین خلق. تروریست های سازمان مجاهدین خلق، سرتیپ طاهری را با شلیک سه گلوله کشتند.

اشغال رایزنی ایران در بروکسل در ۱۹ اُم فروردین ماه ۱۳۵۳و پایین آوردن فرتور شاهنشاه و بالابردن فرتور تروریست های فدایی خلق "گلسرخی" و "کرامت دانشیان" که هر دو تروریست، قصد آدم ربایی ولی عهد رضا پهلوی را داشتند.

 اشغال رایزنی ایران در لندن در خرداد ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی و دزدیدن گزرنامه های ایرانی برای رفت و آمد تروریست‌ های ایرانی و خارجی برای دیدن دوره‌ های تروریستی در لبنان، لیبی، کوبا، آلبانی، فلستین و چند کشور وامانده ی دیگر.

اشغال بنگاه خبرگزاری پارس در پاریس در بهمن ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی و دزدیدن گزرنامه های ایرانی.

اشغال رایزنی ایران در بن آلمان غربی در بهمن ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی و دزدیدن گزرنامه های ایرانی.

اشغال رایزنی ایران در ژنودر ۲۵۳۴ شاهنشاهی و دزدیدن گزرنامه های ایرانی.

آتش زدن شهر صنعتی البرز در ۱۰ کیلومتری قزوین در ۴ اُم فروردین ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی. کارخانه ی پارچه بافی "نیتینگ" و دو انبار بزرگ این کارخانه در آتش سوخت. ملیون‌ ها متر پارچه، صدها عدل پارچه ی نخی و پشمی، ۳۰ دستگاه دستگاه ترابری کالا، ۵ کامیون، ۶ خودروی بنز خاور و چندین دستگاه های صنعتی نیز در آنش سوختند.


آتش زدن بانک سپه قزوین و بانک ایرانشهر و صادرات در ۷ اُم فروردین ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی به دست تروریست های چریک‌ های فدایی و مجاهدین خلق و توده‌ ای‌ ها و دیگر گروهک‌ های تروریستی مسلح با پرتاب کوکتل مولوتف و دیگر مواد آتش زا در قزوین. خرابکاران شیشه‌ های بانک‌ های ایرانشهر و صادرات را شکستند و به آتش کشیدند و بانک سپه قزوین را نیز آتش زدند.

آتش زدن سینما رکس آبادان در ۲۸ اُم امرداد ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی با همکاری آخوندهایی که مستقیمن از خیمنی حرامزاده و سید احمد خمینی دستور می گرفتند که در آن جنایت دهشتناک تاریخی، بیش از ۴۴۴ تن از هم میهنانمان را زنده زنده در آنش سوزاندند.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

رونمایی از کس کش اعظم و وروره جادوی پاسدار قالیباف

چندی است که ویدیو کلیپ هایی از فردی منتشر می شود که دقیقن حرف دل رنج دیدگان و مردم ستم دیده ی ایران را می زند. او نقابی بر چهره زده است تا ماهیت درنده ی گرگش را پنهان سازد. "سید محید حسینی" از توله حرامزادگان الله پرست تازی باقی مانده از یورش الله پرستان عرب نخستین به کشورمان می باشد که هم اکنون با داغ اسلام اهریمنی بر دل و پیشانی دعاگوی خویش، سالیان سال است که مشاور مطبوعاتی و رسانه ای پاسدار "قالیباف" در شهرداری رژیم در تهران می باشد. فردی که سیل ارقام نجومی رد و بدل شده ی شهرداری و بده بستان ها و البته رانت خواری شخصی خودش از این موهبت سفره ی نکبت جمهوری اسلامی را دیده و هم از آن خوان پربرکت خمینی حرامزاده، بسیار نوشیده و چشیده. وی در یکی از ویدیو کلیپ هایی که از وی منتشر شده است، با حساب بر روی ساده لوحی مخاطبان خود در سیستان و بلوچستان، از احساسات انسانی آنها سو استفاده کرده و خود را در حالی هم آوا و همراه آنان و شریک درد و رنج و فقرشان جا می زند که تو گویی وی در همه ی این چهل سال عمر نکبتی که از ولایت فقیه گرفته، نه تنها روحش هم از فقر دهشتناک و فاحش د...

وقتی امید دانا و هم خوابه اش صدیقه زرین کلاه مشتاق آبادی، مادر قهبگی را معنی می کنند

من کم ترین (امید باقر خاله): "مدیونید اگر فکر کنید افزون بر گفتارم، اندکی هتا اندکی، در کردار در زندگی روزمره ام تناقض وجود دارد !!" من و همسرم کارد هواله ی شکم مردم ایران می کنیم، اما خودم سه برابر روزهای جوراب فروشیم شده ام و همسرم مثل ندید بدیدها فرتور غذاها و رستوران ها و باز رستوران ها و غذاها را به چشم کارد به شکم خوردگان می کشانیم تا چشمشان کور شود و جیکشان درنیاید. من و همسرم به هنرمندان فحاشی می کنیم و آنها را بی سواد و احمق می خوانیم، اما خودمان تا دلتان بخواهد با تک تک هنربندان رژیم فرتور می اندازیم و منتشر می کنیم؛ هتا با افشین بله افشین خواننده ی بدصدا و جلف که یادتون هست... «دیگه ازت بدم میاد، پیشم نیا عروسک» !! من و همسرم همیشه از شبکه ی من و تو انتقاد می کنیم. من خودم همیشه به آن می گویم "مهد کودک من و تو"، اما هتا با مجری من و تو هم فرتور یادگاری می گیرم !! من و همسر کم ترینم، در فضای همگانی هر جور دلمان بخواهد می گردیم و می چرخیم و فرتورهای نگو و نپرس منتشر می کنیم، اما به دیگران ایراد می گیریم که چرا در خانه ی خودشان با شلوار...

بس که این ملت خر است

مملکت در دست مشتی خائن غارتگر است بس که این ملت خر است حال روشنفکر بیچاره ز بد هم بد تر است بس که این ملت خر است مغزها له شد به زیر سم ملایان قم وای در عصر اتم صحبت عمامه و تسبیح و ریش و منبر است بس که این ملت خر است هر که حرفی زد ز آزادی دهانش دوختند جان ما را سوختند حرف حق این روز ها گویی گناه منکر است بس که این ملت خر است مملکت افسوس برگشته به صد ها سال پیش حرف عمامه است و ریش گوز من بر ریش هر چه شیخ در هر کشور است بس که این ملت خر است خاک شهر قم گمان داری بشر می پرورد تخم خر میپرورد زانکه هر سو شیخکی بر منبری در عرعر است بس که این ملت خر است ما که می دانیم حال شیخ ها در حجره ها وای بر احوال ما کز تف هم درسها ماتحتشان دائم تر است بس که این ملت خر است شیخ ریقویی که دائم بود دنبال لوات در پی فور و بساط با فلان پاره اش امروز یک شیر نر است بس که این ملت خر است وانکه خیک گنده اش پر بود دائم از عرق چونکه برگشته ورق پیش چشم ملت اکنون بهتر از پیغمبر است بس که این ملت خر است معده هر شیخ چون پ...