رد شدن به محتوای اصلی

نام و کنیه و دستاوردها



زریاب 






ابوالحسن علی بن نافع نام‌دار به زریاب کبیر و ملقب به بصری موسیقی‌دان، خواننده و بربط نواز ایرانی‌تبار است. او ایجادکننده مکتب موسیقی ایرانی آندلس و ترویج دهنده موسیقی عربی ابداعی پارسیان در قرطبه، اشبکیه، مصر و شمال آفریقا است. او آگاه از علوم هندسه، زمین‌شناسی و جغرافیا بوده است.گفته می‌شود عود و طرز نواختن آن را به اندلس و سپس اروپا برده است.

بنابر روایت‌هایی که چندان مستند نیست زریاب در بغداد زاده شد و خانواده او اصلاً از کردهای ایران یا از دشت ارژن در فارس بودند. او شاگرد اسحاق موصلی موسیقی‌دان مشهور دربار هارون‌الرشید بود و پس از آن‌که اسحاق در اثر برتری زریاب در فن موسیقی و نیز فتنه‌انگیزی حاسدان به او بی‌لطف شد ترک بغداد کرد و به مغرب و بالاخره کوردوبا (قرطبه) در آندلس رفت.


زریاب در قرطبه با حمایت عبدالرحمن دوم ملک هنرپرور آندلس مدرسه‌ای برای آموزش موسیقی در قرطبه برپا کرد.
نوازندگان عود و گیتار در کشورهای مغرب (الجزایر و مراکش) و اسپانیا معتقدند که فن عودنوازی و ابداع گیتار از کارهای زریاب بوده است. زریاب را همچنین آورنده آداب و آشپزی و لباس‌های شرقی، وحتی خمیر دندان، به اروپا می‌دانند.





برخی نوآوری‌های زریاب در روش آموزش و ترمیم سازها بر این پایه‌اند:


پیش از او یک روش آموزش سامان‌مند از روی قعده موجود نبوده. زریاب سه مرحله در مدرسه موسیقی قرطبه برای هنرجویان در نظر گرفت:


1. آموزش وزن‌ها و پایه‌های ایقاعی(ریتمیک)، بحور و کلام آواز.

2. نغمه‌های موسیقی آوازهای بدون تزئین و به گونه تازه‌کار و ساده.
در این مرحله که شاگرد ناچیز چیرگی‌ای می‌یابد، تحشیه یا زائده‌ها و تزئین‌ها آموزش داده می‌شد.
3. افزودن سیم پنجمی به بربط چهار وتره که مبدل به سازی پنج وتره می‌گردید. او از تارهای ابریشمی استفاده می‌نمود زیرا دگرگونی‌های آب و هوایی و شیمیایی، زیاد بر آن تاثیر نمی‌گذاشت و آن را در برابر ضربه و زخمه پایدارتر می‌نمود.


ساختن زخمه بربط از پرهای بال کرکس(بال عقاب هم نوشته‌اند)، جهت کامل کردن ایجاد صدادهی بهتر. او در گذشته و در زمان سکونت در دربار هارون‌الرشید نیز دگرگونی‌های در بربط داده بود.



بربط او با آنکه مساوی سازهای دیگر و از همان چوب بود ولی از لحاظ وزن، یک سوم از وزن بربط‌های معمولی، سنگین‌تر بود. سیم اول از ابریشم تافته و بهتر از تارهای دیگر بربط می‌نمود و سیم‌های سوم و چهارم را از روده بچه شیر می‌تافت. که بر این باور بود که دوام و پایداری آنها بهتر است.

کتاب فی اغانی زریاب از آثار عربی در موسیقی را اسلم بن عبدالعزیز یا اسلم بن احمد بن سعید به همراه حمدونه دختر زریاب، گرداوری نموده‌اند

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

رونمایی از کس کش اعظم و وروره جادوی پاسدار قالیباف

چندی است که ویدیو کلیپ هایی از فردی منتشر می شود که دقیقن حرف دل رنج دیدگان و مردم ستم دیده ی ایران را می زند. او نقابی بر چهره زده است تا ماهیت درنده ی گرگش را پنهان سازد. "سید محید حسینی" از توله حرامزادگان الله پرست تازی باقی مانده از یورش الله پرستان عرب نخستین به کشورمان می باشد که هم اکنون با داغ اسلام اهریمنی بر دل و پیشانی دعاگوی خویش، سالیان سال است که مشاور مطبوعاتی و رسانه ای پاسدار "قالیباف" در شهرداری رژیم در تهران می باشد. فردی که سیل ارقام نجومی رد و بدل شده ی شهرداری و بده بستان ها و البته رانت خواری شخصی خودش از این موهبت سفره ی نکبت جمهوری اسلامی را دیده و هم از آن خوان پربرکت خمینی حرامزاده، بسیار نوشیده و چشیده. وی در یکی از ویدیو کلیپ هایی که از وی منتشر شده است، با حساب بر روی ساده لوحی مخاطبان خود در سیستان و بلوچستان، از احساسات انسانی آنها سو استفاده کرده و خود را در حالی هم آوا و همراه آنان و شریک درد و رنج و فقرشان جا می زند که تو گویی وی در همه ی این چهل سال عمر نکبتی که از ولایت فقیه گرفته، نه تنها روحش هم از فقر دهشتناک و فاحش د...

وقتی امید دانا و هم خوابه اش صدیقه زرین کلاه مشتاق آبادی، مادر قهبگی را معنی می کنند

من کم ترین (امید باقر خاله): "مدیونید اگر فکر کنید افزون بر گفتارم، اندکی هتا اندکی، در کردار در زندگی روزمره ام تناقض وجود دارد !!" من و همسرم کارد هواله ی شکم مردم ایران می کنیم، اما خودم سه برابر روزهای جوراب فروشیم شده ام و همسرم مثل ندید بدیدها فرتور غذاها و رستوران ها و باز رستوران ها و غذاها را به چشم کارد به شکم خوردگان می کشانیم تا چشمشان کور شود و جیکشان درنیاید. من و همسرم به هنرمندان فحاشی می کنیم و آنها را بی سواد و احمق می خوانیم، اما خودمان تا دلتان بخواهد با تک تک هنربندان رژیم فرتور می اندازیم و منتشر می کنیم؛ هتا با افشین بله افشین خواننده ی بدصدا و جلف که یادتون هست... «دیگه ازت بدم میاد، پیشم نیا عروسک» !! من و همسرم همیشه از شبکه ی من و تو انتقاد می کنیم. من خودم همیشه به آن می گویم "مهد کودک من و تو"، اما هتا با مجری من و تو هم فرتور یادگاری می گیرم !! من و همسر کم ترینم، در فضای همگانی هر جور دلمان بخواهد می گردیم و می چرخیم و فرتورهای نگو و نپرس منتشر می کنیم، اما به دیگران ایراد می گیریم که چرا در خانه ی خودشان با شلوار...

بس که این ملت خر است

مملکت در دست مشتی خائن غارتگر است بس که این ملت خر است حال روشنفکر بیچاره ز بد هم بد تر است بس که این ملت خر است مغزها له شد به زیر سم ملایان قم وای در عصر اتم صحبت عمامه و تسبیح و ریش و منبر است بس که این ملت خر است هر که حرفی زد ز آزادی دهانش دوختند جان ما را سوختند حرف حق این روز ها گویی گناه منکر است بس که این ملت خر است مملکت افسوس برگشته به صد ها سال پیش حرف عمامه است و ریش گوز من بر ریش هر چه شیخ در هر کشور است بس که این ملت خر است خاک شهر قم گمان داری بشر می پرورد تخم خر میپرورد زانکه هر سو شیخکی بر منبری در عرعر است بس که این ملت خر است ما که می دانیم حال شیخ ها در حجره ها وای بر احوال ما کز تف هم درسها ماتحتشان دائم تر است بس که این ملت خر است شیخ ریقویی که دائم بود دنبال لوات در پی فور و بساط با فلان پاره اش امروز یک شیر نر است بس که این ملت خر است وانکه خیک گنده اش پر بود دائم از عرق چونکه برگشته ورق پیش چشم ملت اکنون بهتر از پیغمبر است بس که این ملت خر است معده هر شیخ چون پ...