رد شدن به محتوای اصلی

شاعر ایرانی کرمانشاه

اسد چراغی یکی از شاعران و کهنسال و خوش‌ذوق کشورمان است. وی زاده شهرستان سرپل‌ذهاب در استان کرمانشاه می‌باشند. او عضو جمعیت حفظ و احیاء محیط کوهستان (پراو) می‌باشند و در زمینه‌ی شعر کردی کرمانشاهی مهارت و توانائی بالایی داشته و به عنوان شاعری نام آشنا در میان کردها شناخته می شود.


قه‌وم ته‌وانای هه‌زار بلووکم
من شاعر کورد، کوردی زوانم
رووڵه‌ی ره‌ئووف خاک ئیرانم
ئاریائی نژاد، مه‌رزه نشینم
مه‌رزه‌بان خاک ئیران زه‌مینم
‌‌سه‌رتاسه‌ر ئیران نیشتمانمه
زات بی‌زه‌واڵ حه‌ق میهمانمه
وه‌ته‌ن په‌ره‌ستیگ خاوه‌ن یه‌قینم
نژاد کاوه‌ی ئیران زه‌مینم
ماد کورده‌وار نژاد پاکم
پووک بی ئامان سه‌رف زۆحاکم
تاریخ شاهده، سه‌رفه‌رازییم
خه‌ده‌نگ خویری تورک و تازییم
سازش ناپه‌زیر ده‌ست ئستعمارم
دۆشمن شکه‌نم مه‌رد په‌یکارم
نه‌ته‌وه‌ی ئاره‌ش خاوه‌ن که‌مانم
ئه‌ڕای وه‌ته‌نم فره گمانم
هه‌ر سفره‌ی ره‌نگین من میز‌بانم
جفتیار، باخه‌وان، ئیڵم، شوانم
ژیانم مه‌دیون ده‌ستره‌نج خوه‌مه
دی وابه‌سته نیم خاترم جه‌مه
نموونه‌ی فه‌توای شاه مه‌ردانم
جوور شیرداڵگ حه‌ڵاڵه نانم
کورد کشاوه‌رز خوه‌د بویچگ مه‌زان
گۆڵ گه‌نمد ئارمه له جه‌هان
یا خۆدا وه‌ته‌نم دایمه ئازاد بوو
له‌ ناو جه‌هان سه‌ربه‌رز و شاد بوو

برگردان به پارسی:

اول ایرانی، دوم کردم
قوم توانای هزار تیره‌ام
من شاعر کرد، کردی زبانم
فرزند رئوف خاک ایرانم
آریایی نژاد و مرزنشینم
مرزبان خاک ایران زمینم
سراسر ایران وطن من است
ذات بی‌زوال حق، مهمان من است
وطن‌پرستی صاحب اعتقاد و باورم
نژاد کاوه‌ی ایران زمینم
ماد کرد از نژاد پاکم
پتکی هستم که بر سر ضحاک فرود آمد
تاریخ شاهد سرافرازی من است
تیرخدنگم بر چشم ترک و تازی
سازش‌ناپذیر دست استعمارم
دشمن شکنم، مرد پیکارم
ملت آرش صاحب کمانم(آرش کمانگیر)
برای وطنم خیلی در فکرم
هر سفره‌ی رنگین را من میزبانی می‌کنم
کشاورز، باغبان، ایلم، شبانم
زندگیم مدیون دسترنج خودم است
دیگر وابسته نیستم، خاطرم جمع است
نمونه‌ی فتوای شاه مردانم
مانند شیر مادر نانم حلال است
کرد کشاورز خودت را کوچک ندان
گل گندمت نمونه‌ است در جهان
خدایا وطنم همیشه آزاد باشد
در جهان سربلند و شاد باشد

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

رونمایی از کس کش اعظم و وروره جادوی پاسدار قالیباف

چندی است که ویدیو کلیپ هایی از فردی منتشر می شود که دقیقن حرف دل رنج دیدگان و مردم ستم دیده ی ایران را می زند. او نقابی بر چهره زده است تا ماهیت درنده ی گرگش را پنهان سازد. "سید محید حسینی" از توله حرامزادگان الله پرست تازی باقی مانده از یورش الله پرستان عرب نخستین به کشورمان می باشد که هم اکنون با داغ اسلام اهریمنی بر دل و پیشانی دعاگوی خویش، سالیان سال است که مشاور مطبوعاتی و رسانه ای پاسدار "قالیباف" در شهرداری رژیم در تهران می باشد. فردی که سیل ارقام نجومی رد و بدل شده ی شهرداری و بده بستان ها و البته رانت خواری شخصی خودش از این موهبت سفره ی نکبت جمهوری اسلامی را دیده و هم از آن خوان پربرکت خمینی حرامزاده، بسیار نوشیده و چشیده. وی در یکی از ویدیو کلیپ هایی که از وی منتشر شده است، با حساب بر روی ساده لوحی مخاطبان خود در سیستان و بلوچستان، از احساسات انسانی آنها سو استفاده کرده و خود را در حالی هم آوا و همراه آنان و شریک درد و رنج و فقرشان جا می زند که تو گویی وی در همه ی این چهل سال عمر نکبتی که از ولایت فقیه گرفته، نه تنها روحش هم از فقر دهشتناک و فاحش د...

متلکی بر حاشیه: گفتگوی فرامرز دادرس با کون خوب سوئد

چندی پیش، یکی از مخالفان پرهیاهوی شاهزاده "رضا پهلوی" به نام "فرامرز دادرس" که خود یکی از مصدق الهی ها و هواداران سفت و سخت هزرط "محمد مصدق دله السلطنه" می باشد، با دلقک رسانه "امید دانای باقر خاله" گفتگو کرد. این گفتگو که از پستوی خانه ی امید باقر خاله و انباری جناب دادرس انجام می گرفت، مخاطبان ملیونی خود را دچار شوک کرد و نتیجه این شد که پس از گوش دادن به مشتی خزعبلات تکراری که همگی از سر عقده بازی فوران کرده بودند، به یک نتیحه ی تکراری برسند و آن اینکه هم جمهوری اسلامی اینقدرها بد نیست که این دو موجود اپوزوسیون نما، نانشان را به نرخ روزش نخورند و نه دودمان ایرانساز پهلوی آنچنان خوب و سرآمد بود که نمکدانش را نشکنند !! جناب دادرس که پس از نزدیک به یک دهه سخن فرسایی در یوتوب انباری خود، هنوز به اندازه ی "خاله شاهدانه" هم روی کسی اثر نگزاشته، با ناسپاسی هر چه تمام تر عنوان کرده است که وی نانخور ارتش شاهنشاهی نبوده و با وقاحت ویژه ی آخوندی خود را مدیون شاهنشاه آریامهر فرمانده ی کل قوای نیروهای مسلح شاهنشاهی نمی داند. از این ناسپ...

وقتی امید دانا و هم خوابه اش صدیقه زرین کلاه مشتاق آبادی، مادر قهبگی را معنی می کنند

من کم ترین (امید باقر خاله): "مدیونید اگر فکر کنید افزون بر گفتارم، اندکی هتا اندکی، در کردار در زندگی روزمره ام تناقض وجود دارد !!" من و همسرم کارد هواله ی شکم مردم ایران می کنیم، اما خودم سه برابر روزهای جوراب فروشیم شده ام و همسرم مثل ندید بدیدها فرتور غذاها و رستوران ها و باز رستوران ها و غذاها را به چشم کارد به شکم خوردگان می کشانیم تا چشمشان کور شود و جیکشان درنیاید. من و همسرم به هنرمندان فحاشی می کنیم و آنها را بی سواد و احمق می خوانیم، اما خودمان تا دلتان بخواهد با تک تک هنربندان رژیم فرتور می اندازیم و منتشر می کنیم؛ هتا با افشین بله افشین خواننده ی بدصدا و جلف که یادتون هست... «دیگه ازت بدم میاد، پیشم نیا عروسک» !! من و همسرم همیشه از شبکه ی من و تو انتقاد می کنیم. من خودم همیشه به آن می گویم "مهد کودک من و تو"، اما هتا با مجری من و تو هم فرتور یادگاری می گیرم !! من و همسر کم ترینم، در فضای همگانی هر جور دلمان بخواهد می گردیم و می چرخیم و فرتورهای نگو و نپرس منتشر می کنیم، اما به دیگران ایراد می گیریم که چرا در خانه ی خودشان با شلوار...