رد شدن به محتوای اصلی

ارداویراف نامه - ۱/۵

"ارداویراف" یکی از قدیسکان دستگاه دین فروشی زرتشتی بوده است که با مصرف مواد روانگردان، به مدت یک هفته به جهان کزایی و موهوم دیگر رفته و در واقع معراج کرده است. او در آنجا، بهشت و جهنم و برزخ را می بیند و پس از بازگشتش به زمین، دری وری های متوهمانه ی خود را می نویسد.

زرتشتی بازی از راه ارداویراف نامه
این نخستین اثر مکتوب در تاریخ انسانیست که سخن از بهشت و جهنم و برزخ می زند.

به دیگر سخن، ارداویراف که از سوی شاه و طبقه ی مفت خوارگان آخوندی دین آخرت فروش زرتشتی، به این مهم برانگیخته می شود، مورد تایید همه ی آخوندها و شخص شاه بوده است تا به این کار یعنی معراج به واسطه ی مصرف ماده ی مخدر، اقدام ورزد.
عالم هپروتی را که قدیسک زرتشت باز آردای ویراف در ذهن خود می پیماید، برای هزاران سال بر همه ی جنبه های انسان دین زده و خداجو حکم رانده است و او را با ابزار مکارانه ی "ترس"، مهار کرده و اختیار زندگی او را به طور کامل به دست گرفته است. با ایجاد ساز و کار "ترس و طمع" نسبت به "جهنم و بهشت" موهوم بود که آخوند مفت خواره ی انگل دست اندر دست شاه توانست بر کشور و ملت و آینده و منابع و ثروت و دسترنج و تلاش و همه چیز زندگی مردم سوار شود و چنگالش را بر گوشت و استخوان انسان ها فرو کند و چون زالویی از خون آنها بمکد.


زان پس، این دری وری های مذهبی زرتشتی به دین موسا نیز راه یافت و یهودیان آغاز کردند به وارد کردند عناصر بهشت و جهنم در کتاب به اصطلاح مقدس خود و زان راه بود که این یاوه سرایی ها همچون حقیقت مطلقی پنداشته شد که گویا یعنی همیشه ی تاریخ موجودیت بشر هم وجود داشته است و چون حقیقتی مسلم، به دین مسیحیت نیز وارد گشت !!

این ادیان سامی بودند که گزافه گویی های ارداویراف درباره ی بهشت و جهنم موهوم را در همه ی جهان پراکندند. این مزخرفات مغزشویانه، سپس به اسلام اهریمنی نیز راه یافت و جهان را پس از ۱۴۰۰ سال، به چنین تباهی ایی کشانده است که می بینیم انسان الله زده ی مغزشویی شده ی دستکاری شده، به منظور رسیدن به بهشت موهوم، بمب به خود می بندد و دیگر انسان ها را کشتار می کند.


در واقع، آنچه که نص صریح ادیان سامی درباره ی بهشت و جهنم و شکنجه ها و آسایش ها و خانم بازی ها با هوریان و زن ستیزی ها و آتش جهنم و تکه تکه کردن انسان ها و انواع و اقسام شکنجه ها گفته اند، مو به مو پیشتر در روایات زرتشتی از سوی اهریمنی به نام ارداویراف در اوستای کزا نیز آمده است و این خاستگاه این داستان دروغین است که انسان ها را از کرده ی خود ترسانده و از ناکرده ی خود نیز می ترساند !!
دین، دستوری الهی است و این خدای موهوم، روزگاری نامش اهورامزدا و روزگاری دگر یهوه و روزگاری دگر الله شده است.

این خدای موهوم که در وهم مومنان و از سوی دستگاه دین فروش آخوندی در هر دینی، کاشته شده و می شود، همیشه مدعیست عاشق انسان و انسانیت است، اما چون اندکی پایش بلغزد و دست از پا خطا کند و به رفتارها و کردارهایی گرایش کند که بر خلاف ذات اقدس الهی بوده باشد، او را گرفته و اندر آتش جهنم می اندازد و هر چه گناهش بیشتر باشد، بیشتر شکنجه اش می کند و هتا در مورد منکرانی که انگ کافر و مشرک بر آنها زده شده است، این آتش جاویدان جهنم را پیوسته بر آنها هموار می گرداند؛ اما همچنان عاشق آنهاست !!

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

آدم کوتوله ها واقعیت دارند

این یک افشاگری تاریخی و بی سابقه است آنچه که در ویدیوی زیر، ویدیویی مستند از یک "آدم کوتوله" است، البته آن آدم کوتوله ای که تصور می کنید و تاکنون دیده اید نه، بلکه یک گونه ی دیگر از جانوران. این موجود در اندام و چهره ی خود بسیار به انسان شبیه است و خون آبی رنگ دارد. این یک مجموعه ی مستند و کامل از این موجود است که پارسال بر روی یوتوب قرار گرفت و با توجه کافی روبرو نشد. خون این جانور آبی رنگ است و هموگلوبین آن از یون متفاوتی از عنصر آهن تشکیل شده و رنگ آبی خون آن به همین دلیل است. این موجود از گران قیمت ترین موجودات ناشناخته ای است که از آنجا که در رسانه ها هیچ گونه بازتابی نداشته است، تاکنون درباره ی آن هیچ گونه کار اکتشافی و پژوهشی انجام نگرفته است. یکی از ارزش های این موجود، همانا خون اوست که از آن ترکیبی را به میزان افزایش طور عمر به دست می آورند. این مورد جزو اسرار محرمانه ای است که بنگاه های اطلاعاتی و امنیتی تلاش در پنهان کردن کلیت ماجرا داشته و دارند. پاسدار "محسن رضایی" یکی از سرکردگان رژیم است که درگیر خرید و فروش و تجارت این موجودات است. این م...

رونمایی از کس کش اعظم و وروره جادوی پاسدار قالیباف

چندی است که ویدیو کلیپ هایی از فردی منتشر می شود که دقیقن حرف دل رنج دیدگان و مردم ستم دیده ی ایران را می زند. او نقابی بر چهره زده است تا ماهیت درنده ی گرگش را پنهان سازد. "سید محید حسینی" از توله حرامزادگان الله پرست تازی باقی مانده از یورش الله پرستان عرب نخستین به کشورمان می باشد که هم اکنون با داغ اسلام اهریمنی بر دل و پیشانی دعاگوی خویش، سالیان سال است که مشاور مطبوعاتی و رسانه ای پاسدار "قالیباف" در شهرداری رژیم در تهران می باشد. فردی که سیل ارقام نجومی رد و بدل شده ی شهرداری و بده بستان ها و البته رانت خواری شخصی خودش از این موهبت سفره ی نکبت جمهوری اسلامی را دیده و هم از آن خوان پربرکت خمینی حرامزاده، بسیار نوشیده و چشیده. وی در یکی از ویدیو کلیپ هایی که از وی منتشر شده است، با حساب بر روی ساده لوحی مخاطبان خود در سیستان و بلوچستان، از احساسات انسانی آنها سو استفاده کرده و خود را در حالی هم آوا و همراه آنان و شریک درد و رنج و فقرشان جا می زند که تو گویی وی در همه ی این چهل سال عمر نکبتی که از ولایت فقیه گرفته، نه تنها روحش هم از فقر دهشتناک و فاحش د...

وقتی امید دانا و هم خوابه اش صدیقه زرین کلاه مشتاق آبادی، مادر قهبگی را معنی می کنند

من کم ترین (امید باقر خاله): "مدیونید اگر فکر کنید افزون بر گفتارم، اندکی هتا اندکی، در کردار در زندگی روزمره ام تناقض وجود دارد !!" من و همسرم کارد هواله ی شکم مردم ایران می کنیم، اما خودم سه برابر روزهای جوراب فروشیم شده ام و همسرم مثل ندید بدیدها فرتور غذاها و رستوران ها و باز رستوران ها و غذاها را به چشم کارد به شکم خوردگان می کشانیم تا چشمشان کور شود و جیکشان درنیاید. من و همسرم به هنرمندان فحاشی می کنیم و آنها را بی سواد و احمق می خوانیم، اما خودمان تا دلتان بخواهد با تک تک هنربندان رژیم فرتور می اندازیم و منتشر می کنیم؛ هتا با افشین بله افشین خواننده ی بدصدا و جلف که یادتون هست... «دیگه ازت بدم میاد، پیشم نیا عروسک» !! من و همسرم همیشه از شبکه ی من و تو انتقاد می کنیم. من خودم همیشه به آن می گویم "مهد کودک من و تو"، اما هتا با مجری من و تو هم فرتور یادگاری می گیرم !! من و همسر کم ترینم، در فضای همگانی هر جور دلمان بخواهد می گردیم و می چرخیم و فرتورهای نگو و نپرس منتشر می کنیم، اما به دیگران ایراد می گیریم که چرا در خانه ی خودشان با شلوار...